دختر سه سالهام اولیویا دوستی خیالی دارد به نام چارلی راویولی. اولیویا کودکیاش را در منهتن میگذرا…
انتشار: 2026/07/11 07:52 UTC
دختر سه سالهام اولیویا دوستی خیالی دارد به نام چارلی راویولی. اولیویا کودکیاش را در منهتن میگذراند و برای همین دوست خیالیاش چارلی راویولی هم اخلاق و رفتارش شبیه مردم منهتن است...با اینکه فقط هفت سال و نیمه است احساس میکند خیلی «بزرگ» شده و مردم هم بزرگ حسابش میکنند. اما عجیبترین خلقوخوی محلیِ همبازی خیالی اولیویا این است: همیشه سرشلوغتر از آن است که با اولیویا همبازی شود. دخترم تلفن همراه اسباببازی را میگیرد دم گوشش و صدایش را میشنویم که توی تلفن میگوید«راویولی؟ من اولیویام...اولیویا. میآی بازی کنیم؟ باشه. بهم زنگ بزن. خداحافظ.» بعد تق، گوشی را میبندد و سر تکان میدهد «همهش میره روی پیغامگیر» یا میگوید «امروز با راویولی حرف زدم.»من و همسرم میپرسیم «خوب بود؟» میگوید:«نه. کار داشت، سرش شلوغ بود. درگیر تلویزیون.» (ادامه هم نمیدهد که معلوم شود راویولی تعمیرکار تلویزیون است یا خودش در تلویزیون برنامه دارد.)...گاهی هم از این که نتوانسته برنامههای دونفری برای خودشان ردیف کند، آه میکشد ولی آخرش قبول میکند که چارهای نیست؛ زندگی این جوریست دیگر. میگوید:«امروز یهویی چارلی راویولی رو دیدم. کار داشت.» بعد با خوشحالی اضافه میکند: «ولی با هم یه تاکسی گرفتیم.» میپرسیم بعدش چی شد؟ میگوید: «یه ناهار جنگلی با هم خوردیم.» #دیدار_اتفاقی_با_دوست_خیالی#آدام_گاپینک#کیوان_سررشته«نظریهای در باب سرشلوغی و زندگی شهری»📚t.me/Ganjine_Ketab-----------------------… 🎶 ☕️ 🚬 🐢 🍀 ما را به دستِ اهلش بسپارید!#گنجینه_ی_کتاب---------------------------------------------