میتوانیم دو وضعیت متفاوت را تصور کنیم. در وضعیت اول، هرگاه آلبرت روی صندلی امتحان مینشیند، صدای پ…
انتشار: 2026/08/09 03:00 UTCدریافت: 2026/08/11 11:50 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/11 11:50 UTC
میتوانیم دو وضعیت متفاوت را تصور کنیم. در وضعیت اول، هرگاه آلبرت روی صندلی امتحان مینشیند، صدای پدر و مادرش را میشنود که میگویند «او هرگز به جایی نخواهد رسید» و «درست است؛ او مثل پدرش تنبل است»، اکنون که سرانجام معنای تمام واژهها را درمییابد و قادر به پاسخ گفتن به هیچ یک از سؤالات امتحان نیست، گیج و آشفته میشود. در وضعیت دوم هیچیک از آن سخنان آگاهانه به یاد آورده نمیشوند، اما به هر صورت همان تأثیر را بر آلبرت دارند. به عبارت دیگر، آن سخنان تحقیرآمیز در ناخودآگاه او جاری میشوند و آلبرت جوان را پریشان میکنند، میآزارند، بر او تأثیر میگذارند و آگاهیاش را مختل میکنند. آلبرت سؤالات امتحان را مقابل خود میبیند و ناگهان احساس گیجی میکند، اما دلیلش را نمیداند. شاید پنج دقیقه قبل از امتحان همه چیز را میدانست، اما ناگهان به شکل توجیهناپذیری تمرکزش را کلاً از دست میدهد. بهاین ترتیب او ندانسته پیشبینی پدرش را که حتی آگاهانه از آن اطلاعی نداشته، تحقق میبخشد که «او هرگز به جایی نخواهد رسید». و طنز بزرگ قضیه این است که بیایید فرض کنیم در این داستان تخیلی، پدرش درواقع در آن زمان دربارهی پسر همسایه حرف میزده است!#سوژه_لاکانی#بروس_فینک#محمدعلی_جعفری📚t.me/Ganjine_Ketab-----------------------… 🎶 ☕️ 🚬 🐢 🍀 ما را به دستِ اهلش بسپارید!#گنجینه_ی_کتاب---------------------------------------------