این همان تناقض بنیادین دولت آلبویه بود: آنان شیعه بودند، اما بر خلافت سنی حکومت میکردند؛ ایرانی و…
انتشار: 2026/06/23 19:45 UTC
این همان تناقض بنیادین دولت آلبویه بود: آنان شیعه بودند، اما بر خلافت سنی حکومت میکردند؛ ایرانی و دیلمی بودند، اما در قلب خلافت عربی مستقر شدند؛ قدرت واقعی داشتند، اما مشروعیت رسمی را از نهادی میگرفتند که از نظر مذهبی با آن فاصله داشتند. همین وضعیت باعث شد که سیاست آنان ترکیبی از مصلحتگرایی، قدرت نظامی و نمایش نمادهای شیعی باشد.ماجرای برخورد آنان با خلفا نیز نشاندهنده همین منطق است. آلبویه گاهی خلیفه را حفظ میکردند، گاهی خلیفهای را عزل میکردند، و گاهی خلیفه دیگری را به جای او مینشاندند. مستکفی بالله، که در زمان ورود معزالدوله خلیفه بود، بهزودی کنار گذاشته شد و مطیع لله جای او را گرفت. این نشان میدهد که خلافت دیگر قدرت برتر نبود، بلکه به نهادی وابسته به امیران نظامی تبدیل شده بود. خلیفه هنوز نام و قداست داشت، اما قدرت سیاسی از دست او خارج شده بود.با این حال، آلبویه نمیتوانستند کاملاً آزادانه عمل کنند. بغداد شهری عمدتاً سنی بود و هر حرکت آشکار شیعی میتوانست موجب تنش شود. به همین دلیل، سیاست آنان تدریجی و نمادین بود. آنان از یک سو خلافت را نگه داشتند تا نظم سیاسی فرو نپاشد؛ از سوی دیگر، آیینهای شیعی مانند غدیر و عاشورا را وارد فضای عمومی کردند تا حضور شیعه را در مرکز جهان اسلام تثبیت کنند.در سال ۳۵۲ هجری قمری، معزالدوله فرمانی صادر کرد که از نظر تاریخ مناسک شیعی اهمیت بنیادین دارد. بازارهای بغداد تعطیل شدند، خرید و فروش متوقف شد، دکانها سیاهپوش گردیدند و مردم به عزاداری پرداختند. گزارشهای مورخان نشان میدهد که زنان با موهای پریشان و جامههای عزا در کوچهها نوحهسرایی میکردند و فضای شهر به صحنهای بزرگ از سوگ جمعی تبدیل شده بود. برای نخستین بار، عاشورا نه صرفاً در خانهها و مساجد، بلکه در خیابانها و میدانهای عمومی برگزار شد.اهمیت این اقدام را باید فراتر از یک مراسم مذهبی فهمید. بغداد مرکز خلافت عباسی و مهمترین شهر جهان اسلام بود. علنی شدن عزاداری عاشورا در چنین شهری در واقع به معنای اعلام حضور عمومی تشیع در عرصه سیاسی و اجتماعی بود. از این منظر، عاشورای آلبویه صرفاً سوگواری برای گذشته نبود؛ بلکه نوعی بازتعریف جایگاه شیعیان در نظم سیاسی زمانه محسوب میشد.جالب آنکه آلبویه همزمان با بزرگداشت عاشورا، آیین غدیر را نیز به شکل عمومی برگزار میکردند. این دو مناسک در کنار یکدیگر روایت کاملی از تاریخ شیعه را بازنمایی میکردند: غدیر نماد حقانیت و مشروعیت علی بن ابیطالب بود و عاشورا نماد مظلومیت و شهادت حسین بن علی. به بیان دیگر، آلبویه از حافظه تاریخی شیعه برای ساختن نوعی هویت عمومی استفاده میکردند.البته این روند بدون تنش نبود. بغداد شهری با اکثریت سنی بود و ظهور علنی نمادهای شیعی گاه به درگیریهای فرقهای میانجامید. منابع تاریخی از واکنشهای متقابل، منازعات خیابانی و تنشهای مذهبی سخن گفتهاند. همین امر نشان میدهد که عاشورا از همان آغاز عمومی شدن، صرفاً یک آیین مذهبی نبود، بلکه به موضوعی سیاسی و هویتی نیز تبدیل شده بود.نکته مهم دیگر آن است که مراسم دوره آلبویه شباهت چندانی به عزاداریهای امروزی نداشت. هنوز خبری از تعزیه، نخلگردانی، زنجیرزنی یا هیئتهای منظم نبود. آنچه مشاهده میشود بیشتر شامل تعطیلی عمومی شهر، نوحهخوانی، گریه و حرکتهای جمعی سوگوارانه است. بنابراین باید میان عزاداری عمومی آلبویه و اشکال پیچیدهتر آیینهای عاشورایی در دوره صفویه و قاجاریه تفاوت قائل شد.با این همه، میراث آلبویه بسیار فراتر از زمان خود بود. آنان نخستین دولت بزرگی بودند که پس از آغاز غیبت کبری توانستند فضایی عمومی برای ابراز هویت شیعی ایجاد کنند. اگر صفویان بعدها تشیع را به مذهب رسمی ایران تبدیل کردند و قاجاریه تعزیه و آیینهای عاشورایی را به اوج رساندند، نقطه آغاز این مسیر را باید در بغداد قرن چهارم هجری و در سیاستهای نمادین آلبویه جستجو کرد.محرم به یک مناسک و نهاد اجتماعی و شهری تبدیل شد؛ لحظهای که سوگ حسین نه فقط در دل مؤمنان، بلکه در خیابانهای پایتخت جهان اسلام نیز به نمایش درآمد.