@GhasemSarafan
انتشار: 2026/08/14 14:30 UTCدریافت: 2026/08/15 00:35 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/15 00:35 UTC
پستهای تلگرام — اشعار قاسم صرافان
#شهادت_امام_رضانفسهای آخر، عطش، روضهخوان شدکه لبهای تشنه، به یادم بیایداباصلت! آبی بزن کوچهها راقرار است امشب، جوادم بیاید#قاسم_صرافان@GhasemSarafan
در رثای علی ابن موسی الرضاعلیه آلاف التحیة و الثناءنفسهای آخر، عطش، روضهخوان شدکه لبهای تشنه، به یادم بیایداباصلت! آبی بزن کوچهها راقرار است امشب، جوادم بیایدقرار است امشب، شود طوس، مشهدشود قبلهگاه غریبان، مزارماگر چه غریبی، شبیه حسینمولی خواهری نیست اینجا کنارمبه دِعبِل بگو: شعر کامل شد اکنون«و قبرٍ بطوس»ی که خواندم برایشبگو: این نفسهای آخر هم، اشکمروان است، از ابیات کرببلایشاز آن زهر بیرحم، پیچیدهام منبه خود، مثل زهرای پشت در، از دردشفابخش هر دردم، از بس که خواندمدر آن لحظهها، روضهی مادر از دردبلا نیست جز عافیت، عاشقان راتسلای دردم، نگاه طبیب استمن آن ناخدایم، که غرق خدایم«رضا»یم، رضایم، رضای حبیب استرئوفم، شهیدم، امامم، امیدممن آن شمس عشقم که بخشیدهام نورشود هر کسی، هر کجا، بیقرارمدلش را در آغوش میگیرم از دورشدم آسمان، تا کبوتر شوی تورسیدم که آهویی آزاد باشیبیاور غمت را، بیا زائر من!که مهمان صحن گهرشاد باشیاباصلت! آبی بزن کوچهها رابه یادِ سواری که با ذوالفقارشبیاید سحر، تا بگردند دورشخراسان و یاران چشم انتظارش#قاسم_صرافان@GhasemSarafan
دلم به عشق تو، تا آسمان هشتم رفتنماز در حرمت، «اهدنا» نمیخواهد#قاسم_صرافان@GhasemSarafan
گوش کن،اینجا دلِ هر سنگ، میگوید: رضا(ع)سینهی نقّاره با آهنگ میگوید: رضا(ع)#قاسم_صرافان@GhasemSarafan
تقدیم به کریم آلطاها، امام مجتبی علیهالسلام:آن ماه که در دامن زهرا بنشیندباید که چنین در دل دنیا بنشیندای عرش نشین! شأن قدمهای تو تنهااین است که بر شانهی طاها بنشیندبر دوش نبی، عطر تو، با موجی از اعجازبرخیزد و بر قلب دو دریا بنشیندحالا که تویی آیهای از سورهی کوثر،باید که به تفسیر تو مولا بنشیندآنقدر کریمی که فقیر آمد و گفتی:از ماست، بگویید که بالا بنشیندآقای جوانان بهشت است، جماعت! دورِ که نشستید؟ که تنها بنشینداسلام شما چیست؟ که در آن پسر هند،جای پسر امّ ابیها بنشیندشاید پسر فاطمه از پای بیفتد،اما که شنیده است که از پا بنشیند؟صلح تو، چنان تیر که در چله نشسته ستگیرد هدف امروز، که فردا بنشینددر حیرتم از جَعده، چگونه دلش آمد،آن زهر، به کام تو دلآرا بنشیند؟لعنت به دلِ سنگ و سیاهی که سبب شدداغت به دلِ گنبد خضرا بنشینداین تیر که اینجا کفنت را به تنت دوختفرداست که بر دیده سقا بنشیندشیرین دهن کرببلا، گلپسر توستاز توست که اینگونه به دلها بنشیندمیگفت: عمو! نامهی باباست به دستمبرخوان و بگو قاسمت آیا بنشیند؟با اذن عمویش، شب آخر، قمر توبرخاست که خیمه به تماشا بنشیندجسم پسرت، آه! شبیه جگرت شدتا خونِ تو هم، در دل صحرا بنشیند#قاسم_صرافان@GhasemSarafan
#امام_حسن_مجتبی علیه السلامآنقدر کریمی که فقیر آمد و گفتی:با ماست، بگویید که بالا بنشیند#قاسم_صرافان@GhasemSarafan



