تفاوت نقد سالم و نقد بر پایهٔ پروپاگاندامثالی از نقد پروپاگاندایی:در مورد کشتار، سرکوب، زندان و اعد…
انتشار: 2026/07/06 16:49 UTC
تفاوت نقد سالم و نقد بر پایهٔ پروپاگاندامثالی از نقد پروپاگاندایی:در مورد کشتار، سرکوب، زندان و اعدام سکوت کرده یا خیلی مختصر و ملایم بهش پرداخته، اما همزمان تمام وقتش رو گذاشته روی اپوزیسیون و فحاشی عدهای رو برجسته میکنه. اینجا مشکل فقط محتوای حرف نیست؛ تناسبه. فرض کنید در یک شهر آتشسوزی بزرگی رخ داده و هزاران نفر در خطرند، کسی وارد برنامه خبری میشه و بیشتر وقتش رو صرف این میکنه که چند امدادگر باهم دعوا کردهاند. این لزوما خبر دروغی نیست، اما انتخاب موضوع و میزان تأکید میتونه تصویر مخاطب رو از مهمترین مسئله منحرف کنه.مثالی از نقد سالم:حکومت رو مسئول اصلی سرکوب، کشتار و نقض حقوق، میدونه. حکومت و اپوزیسیون رو از نظر «قدرت و مسئولیت» قابل مقایسه نمیدونه. با این حال؛ به بخشی از اپوزیسیون نقد داره و میگه چرا نفرتپراکنی میکنید؟ چرا بهتر عمل نمیکنید؟ و این روند رو برای آینده مناسب نمیدونه. این نقد میتونه سالم باشه، چرا؟ چون هم مسئولیت اصلی حکومت رو کمرنگ نکرده، هم هشدار داده که نباید الگوهای اشتباه تکرار بشه.روشها:یکی از روشها «تغییر مرکز توجه» است، یعنی به جای اینکه بحث اصلی این باشه: «چه کسی داره مردم رو قتلعام میکنه؟»، بحث تبدیل میشه به: «آیا لحن بعضی مخالفان مناسبه؟». جای اینکه بحث این باشه چرا سرکوب؟ چرا اعدام؟ بحث کمکم منتقل میشه به: اخلاق اپوزیسیون، اختلافات اپوزیسیون، فحاشی اپوزیسیون و اشتباهات اپوزیسیون. اینها به این معنی نیست که این موضوعات بیاهمیتاند، بلکه سوال اینجاست آیا جای مسائل اصلی رو گرفتهاند؟روش بعدی «در یک کفه قرار دادنه». مثلا گفته میشه: «هردو طرف خشونت دارند»، اما بررسی نمیشه که: اولی حکومتی هست که زندان، دادگاه و نیروهای مسلح در اختیار داره، و دومی مجموعهای ناهماهنگ از مخالفان که قدرتش بسیار کمتره. اگه این تفاوت حذف بشه مخاطب ممکنه به این نتیجه برسه که «همه مثل هم هستند». هدف این روش هم همینه: پیامش این نیست که از حکومت حمایت کنید، بلکه پیامش اینه که: هیچ جایگزینی برای این حکومت وجود نداره، همه فاسدند، هیچکس بهتر نیست.روش بعدی «دوگانهسازی» است. همیشه سعی میکنه چیزی رو در مقابل چیز دیگه قرار بده. مثلا میگه: اگه از کشتههای اینجا میگی باید از کشتههای اونجا هم بگی. اما این دو مورد ممکنه از نظر علت، مسئولیت و شرایط اخلاقی کاملا متفاوت باشه. این اجبار در روبروی هم قرار دادن دو موضوع، برای «فرار به جلو» است. و فرد مقابل رو از نظر احساسی و اخلاقی در تلهٔ خودش خواهد انداخت.
