.🔺شهید زرین و آن راز درخشش در سفارش رهبر انقلابآقا صادق، شهید صادق زرین! دستی به سوی شهدا دراز کنید…
انتشار: 2026/06/19 20:25 UTC
.🔺شهید زرین و آن راز درخشش در سفارش رهبر انقلابآقا صادق، شهید صادق زرین! دستی به سوی شهدا دراز کنید و از خدا بخواهید که ما را نیز به توفیق کسب رضایت ولی زمانمان برساند.حق بر این بود که خیلی زودتر از این، گوشهای از زندگی شهید صادق زرین را مینوشتم. حجت من برای نگارش این سطور، پیام مقام معظم رهبری به حاج محمود کریمی نبود؛ چراکه شناخت من از آقا صادق به دوران نوجوانی او بازمیگردد. راستش، نوشتن درباره شهدای وزارت اطلاعات همواره دشوار است؛ چراکه حد و حدود امنیتی خاصی دارند و باید بسیار مراقب بود تا خدای ناکرده با کلام یا اشارهای، به عزیزان دیگر این وزارتخانه آسیبی نرسد.آقا صادق را از وقتی که مجری برنامه «مدرسه عشق» شد، بیشتر به خاطر دارم؛ برنامهای که از شبکه باران پخش میشد و او چند ماه اجرای آن را بر عهده داشت. توان سخنوری و سیمای زیبایش، او را شایسته این اجرا کرده بود. آن روزها، این برنامه مخاطبان فراوانی در گیلان داشت و فعالیتهای بسیج را به تصویر میکشید.خاندان بزرگ زرین را میشناختم و با آنها رابطه داشتم؛ رابطهای که پس از ورود آقا صادق به وزارت اطلاعات، طبیعتاً کمرنگتر شد؛ چراکه بالاخره معذوراتی پیش آمد که باعث شد روابط کمتری داشته باشیم.آقا صادق، روزگار پرتلاطم و به قول همسر بزرگوارش، روزگاری غیورانه را در مدت خدمتش پشت سر گذاشت. سربسته باید گفت که در نقاط پرخطر و ناامن، هرگز از انجام وظیفه ابایی نداشت و نکته مهمتر اینکه با خانواده هجرت میکرد و آنها را نیز در معرض خطر قرار میداد. دلیلش را خدا میداند، اما میتوان حدس زد که او به تدریج همسرش را برای روزهایی مانند امروز آماده میکرد.شنیدم ده سالی در مناطق مرزی و پرمخاطره خدمت کرد و بارها تا مرز شهادت پیش رفت، اما تقدیرش این بود که بازگردد و رسالتی مهمتر را به سرانجام برساند. آقا صادق سراپرسودا بود و هیچگاه در جایی آرام نمیگرفت. حتی وقتی تهراننشین شد، کوتاه نیامد و چنانکه از فحوای پیام مقام معظم رهبری برمیآید، نقش خود را بهدرستی ایفا کرد و یاوری مطمئن برای آیتاللهالعظمی سید مجتبی خامنهای شد. زمان باید بگذرد تا حقیقت این مقطع آشکار شود و همگان بدانند که او چه کرد که اینگونه نامش در سفارش رهبر انقلاب اسلامی درخشید.اما تا آن روز، مهم است به این نکته خاص توجه کنیم که در جریان جنگ دوازدهروزه، وزارت اطلاعات آماج حملات سنگین صهیونیستی واقع شد. طبیعتاً اگر آقا صادق قصدی برای کنج عافیت داشت، بهراحتی میتوانست به گیلان بازگردد و در امنیت بیشتری خدمت کند؛ اما او برنگشت، با اینکه حجت خوبی هم برای این کار داشت. بهانه نیاورد و ماند تا در سختترین روزهای انقلاب اسلامی، خادم امنیت مردم باشد و از میدان عاشورای ایران پا پس نکشد.شنیدم (و به دلایلی قصد باز کردن موضوع را ندارم) که او نیز مانند برخی از شهدای کربلا، چنان در محضر اباعبداللهالحسین(ع) حاضر شد که به یقین شفاعت مادر سادات، حضرت فاطمه زهرا(س) شامل حالش میشود. من به اشاره گفتم؛ شما خود حدیث مفصل بخوانید از این مجمل و از منع دیدار پیکر مطهرش.من تا امروز ننوشتم چون گمان میکردم دیگران از جهاد او در زندگی خواهند نوشت؛ اما کمتر نوشتند. من در آستان پدر و مادر بزرگوارش، همسر مکرمه و فرزندانش شرمنده شدم و با خود گفتم اگر ننویسم، فردای قیامت توبیخ خواهم شد.شهید صادق زرین، یکی بود مانند همه دوستانش که در مسیر رشد و بالندگی گام برمیداشت؛ اما نقطه عطفی یافت که ما از آن بیخبریم. به گمانم افتخاری بالاتر از این متصور نیست که ولی زمانه از کسی راضی باشد.---آقا صادق، دم شما در جهان باقی! برادر، حالا که رفتی، حتماً آنجا در بزم شهدا صفا میکنی. حتماً با شهیدان پورابراهیمی، عشوری، سیرتنیا، کوچکزاده و دیگر یاران، بزمی عاشورایی در ماه محرم برپا کردهاید.آقا صادق، شهید صادق زرین! با شهدا دست به دست بگیرید و دعا کنید که ما هم توفیق کسب رضایت ولی زمانمان را داشته باشیم.✍ علیرضا شعبانینژادرشت، سومین شب محرم#گیلان_پرس🇮🇷 @Gilan_Press


