🛑 زندگی نامه نادر شاه افشار🔺 پسر شمشیر ، سردار نا آرام*قسمت بیست و ششم*فردای همانروز ، در حالیکه اس…
انتشار: 2026/07/17 20:39 UTC
🛑 زندگی نامه نادر شاه افشار🔺 پسر شمشیر ، سردار نا آرام*قسمت بیست و ششم*فردای همانروز ، در حالیکه اسرای عثمانی با جنازه توپال عثمان پاشا بسوی بغداد در حرکت بودند نادر به یکی از سردارانش بنام باباخان بیگلربیگی ماموریت داد به کربلا و نجف رفته و نیروهای عثمانی را از آنجا بیرون کرده و این دو شهر را تصرف کند تا ارتباط امپراطوری عثمانی بکلی با بغداد قطع شود ، بیگلربیگی نیز بیدرنگ به کربلا و نجف رفته و سپاه عثمانی بدون درگیری ، شهر را تخلیه و فرار کردند و هر دو شهر به تصرف ایران درآمد در این اثناء نادر به بغداد آمد و به احمد پاشا ، حاکم عثمانی بغداد فقط تا بخاک سپردن جنازه توپال عثمان پاشا مهلت داد تا خود را تسلیم نیروهای ایران نماید ، جنازه توپال عثمان پاشا با احترام ویژه در گورستان ابوحنیفه بخاک سپرده شد ، نادر به محض آگاهی از بخاک سپردن جنازه توپال عثمان پاشا دستور گلوله باران شهر را صادر کردنادر که از استحکام دژ بغداد آگاه بود و میدانست این شهر به این زودی ها تسلیم نخواهد شد الهیار خان گرایلی سردار افغان خود را به فرماندهی سپاه خود در اطراف بغداد منصوب کرد و خود با نیمی از سپاهیان ایران از بغداد بسوی تبریز براه افتاد ، بدون حتی یک روز استراحتشهرهای تبریز و ارومیه و اردبیل و چند شهر دیگر ایران هنوز در تصرف عثمانیان بود ، لذا نادر با سرعت تمام طی بیست روز سپاه خود را به آذربایجان رسانید ، تیمور پاشا فرمانده سپاه عثمانی که قدرت ایستادگی در مقابل نادر را در خود نمی دید بسرعت از مقابل سپاهیان ایران گریخت و به سمت دریاچه وان (دریاچه ای در ترکیه امروزی) عقب نشینی کردمردم تبریز صدها گاو و گوسفند در مقابل نادر و سپاهیانش قربانی کردند و در حالیکه فریاد می زدند ، زنده باد نادر ، زنده باد ایران ، ورود سپاهیان ایران را جشن گرفتند ، و در این حال گروهی بی شمار از جوانان و مردان تبریزی داوطلبانه به نیروهای نادر پیوستند تا در رکاب وی به سوی شهر و دریاچه وان حرکت کرده و انتقام هشت سال ستم ترکها و اسارت خود را از آنان بگیرندنادر بدون معطلی برای تعقیب تیمور پاشا به سمت دریاچه وان حرکت کرد ، در طول مسیر دژها و پادگانهای متعددی سر راه نادر بود که همگی یا فرار کردند و یا طعم شمشیر سپاهیان ایران چشیده و به هلاکت رسیدند ، نادر پس از رسیدن به نزدیکی های دریاچه وان بیدرنگ دستور حمله به نیروهای تیمورپاشا را صادر کرد که طی یک روز ، نیروهای ترک درهم شکسته و پس از تلفات زیاد و بجای گذاشتن غنائم فراوان ، همگی فرار را بر قرار ترجیح دادندنادر سپس سپاهیان ایران را به سمت سلیمانیه ، موصل ، کرکوک و اربیل بحرکت درآورد و با زد و خوردهای کوچک و بزرگ ، تمامی شهرهای ایران را پس از سالها مجددا به خاک ایران ضمیمه کرد ، با آزاد شدن شهرهای یاد شده نادر بر بلندی قرار گرفت و رو به سپاهیانش گفتامروز تمامی خاک میهن ما از دست متجاوزین بیرون آورده شد و این روز بر همه شما دلاوران و برادران هموطن مبارک بادبلافاصله پس از آزاد سازی شهرهای شمالی و غربی ایران ، نادر به سوی بغداد حرکت کرد ، طبق معمول بدون حتی یک روز استراحتبا رسیدن نادر به بغداد ، احمد پاشا حاکم بغداد که از ورود نادر به جمع محاصره کنندگان آگاه شده بود و از طرفی اوضاع خواربار شهر نیز بحرانی شده بود ، مجددا نامه ای به دربار امپراطوری عثمانی فرستاد و تقاضای کمک کرد و اضافه کرد چنانچه محاصره ادامه یابد چاره ای بجز تسلیم در مقابل سپاه ایران نخواهد داشتامپراطوری عثمانی که از اعزام نیروی کمکی به بغداد ناتوان بود لشگری بسوی شهرهای ماکو و اشنویه (شهرهائی در آذربایجان های شرقی و غربی فعلی) و اربیل و موصل (در کردستان عراق فعلی) فرستاد تا نادر را مجبور به خاتمه محاصره بغداد نماید ، نادر بلافاصله پس از اطلاع از حرکت لشگر عثمانی به شهرهای یاد شده ، در حالیکه بشدت خشمگین شده بود ، بیدرنگ بدون لحظه ای استراحت مجددا به سمت آذربایجان تاخت و قبل از اینکه لشگر عثمانی بتواند شهرهای یاد شده را تسخیر کند به آنان رسیده و چنان شکست های سختی به آنان وارد آورد که عثمانیان با دادن تلفات زیاد و کشته های بسیار ، مجبور به عقب نشینی شدند حضور مجدد و دوباره نادر در آن مدت کوتاه در منطقه آذربایجان و اربیل و موصل ، باعث حیرت دربار عثمانی گردید و پی بردند با سردار نا آرامی روبرو هستند که خواب و آسایش را بر خود حرام کرده و لحظه ای از هیچ نقطه ای از خاک ایران غافل نیست ، امپراطوری عثمانی از سر ناچاری پیکی به بغداد فرستاد و به احمد پاشا حاکم بغداد اجازه داد بعنوان نماینده تام الاختیار دربار خلافت عثمانی ، با نادر پیمان نامه صلح امضاء کندنادر پس از شکست ترک ها در غرب و شمالغرب ایران ، دو پادگان بزرگ و مجهز در آن سامان بنیاد نهاد و پس از آن بسرعت برای بار سوم به سمت بغداد عزیمت کرد


