نادر بلافاصله پس از فتح قندهار ، بدون اینکه به پایتخت بازگردد کوتاه ترین و سخت ترین مسیر ، یعنی راه…
انتشار: 2026/07/29 20:44 UTC
نادر بلافاصله پس از فتح قندهار ، بدون اینکه به پایتخت بازگردد کوتاه ترین و سخت ترین مسیر ، یعنی راه کوهستانی غزنین و کابل (کابل در آنزمان تحت تسلط هند بود) و جلال آباد و گردنه خیبر و پیشاور (دومین شهر بزرگ پاکستان امروزی) و عبور از رودخانه های بزرگ و خروشان سند و پنجاب را برگزید و با آن همه بار و بنه بسوی هند حرکت کرد (و این همان راهی بود که اسکندر برای فتح هندوستان انتخاب کرده بود)نادر طبق معمول زیرکانه ، در ابتدا شش هزار سوار را با پشتیبانی چهار هزار سوار دیگر ،که به فاصله دو ساعت از یکدیگر فاصله داشتند را برای فتح شهر غزنین به آنجا فرستاد ، مدافعان شهر که ده هزار نفر بودند بی خبر از نیروهای پشتیبان نادری ، با جلوداران سپاه درگیر شدند و در کشاکش نبرد ناگهان چهار هزار سوار تازه نفس نیز به آنان رسیده و در اندک مدتی ، آنان را تار و مار و با دادن تلفات زیاد از معرکه گریختند ، مردم شهر که خود را ایرانی میدانستند بدون پایداری تسلیم شدند و بسیاری از مدافعان را تحویل نیروهای ایران نمودند ، در این اثناء ، سیل سپاهیان اصلی نادر نیز به غزنین رسیدند ، فرمانده مدافعان غزنین نیز گریخت و به کابل رفت تا به یاری فرماندار کابل بتواند در مقابل نادر پایداری نمایدفرماندار کابل بنام ناصر خان ، پیکی به دهلی فرستاد و درخواست کمک کرد ، این بار نادر شخصا با پنج هزار نفر از سپاهیانش بهمراه چند قبصه توپ ، پس از عبور از گردنه های سخت عبور آلوهک و شیر دهان و کوه بابا ، به مدافعان کابل که در بالای ارتفاعات بلند منطقه سنگر گرفته بودند رسیدند ، سربازان ناصر خان با دیدن سپاهیان ایران بی محابا شروع به تیراندازی و پرتاب سنگهای بزرگ و کوچک بسوی سپاه جلودار که نادر نیز در میان آنان بود نمودند ، دود حاصل از تیراندازی ها محل سنگرهای سپاه ناصر خان را مشخص کرد ، در این هنگام توپهای پشتیبان پیاده های ایران شروع به غرش نمودند ، برخورد گلوله های توپ ، تعدادی از مدافعان هندی را از ارتفاعات سرنگون می کرد ولی با این همه جان پناه های فراوانی در دل کوه ، از جان مدافعان حفاظت می کردنادر دستور داد شلیک توپها ادامه یابد تا توجه همه آنها فقط به روبرو باشد ، مدافعان هندی سرخوش از اینکه توانسته بودند جلوداران سپاه نادر را زمین گیر کنند کماکان به تیراندازی و پرتاب سنگ ادامه می دادند در حالیکه خبر نداشتند پانصد نفر از افراد زبده و بی باک و جنگاور سپاه نادر ، شب گذشته به دستور وی ، مانند پلنگ ، آهسته و با کوهنوردی و بالا رفتن از ارتفاعات سخت گذر منطقه ، آرام آرام از پشت سر در حال نزدیک شدن به آنان هستندافراد یاد شده پس از استقرار در نقاط حساس کوهستان ، پس از علامت نادر از پشت سر به نیروهای ناصر خان تاختند و از اینطرف نیز سپاه زمین گیر شده نادر بهمراه یکدیگر از دو طرف به هندیان که تا این زمان ، خوش خیال در خواب خرگوشی فرو رفته بودند تاخته و آنها را مانند دو لبه قیچی در میان گرفتند ، روز هنوز به نیمه نرسیده بود که از سپاه ناصر خان ، جز افراد کشته شده و زخمی و فراری ، احدی در تنگه باقی نمانده بود ، در این زمان سپاه اصلی به جلوداران لشگر رسیده و متفقا بسوی کابل براه افتادندناصر خان سراسیمه به کابل رفت و پسرش بنام شرزه خان را به حکومت دژ کابل گماشت و به او توصیه کرد بهیچوجه از دژ خارج نشود تا وی با نیروهای تازه نفس هندی بازگردد ، سپس خود بهمراه چند نفر از همراهانش برای تدارک سپاهی تازه نفس بسوی دهلی رهسپار شد ، در این زمان سپاه نادر بدون حتی یکساعت استراحت ، به کابل رسید و توپخانه نادری بیدرنگ ، دژ کابل را زیر آتش شدید قرار داد توپخانه از هر دو طرف شروع به غرش می کرد ولی نادر سپاه خود را از تیررس توپ های دژ کابل خارج کرده بود و هیچ آسیبی به آنها نمی رسید ولی ساکنان دژ کابل ، به مشقت و سختی دچار شده بودند ، نادر در نهایت خاموشی و پنهان کاری در هنگام شب ، دو هزار نفر از نیروهای آزموده و جنگاور خود را در اطراف توپخانه سپاه مستقر کرده بود ، مردم شهر کابل که از اصابت گلوله توپ سپاه ایران در سختی و مشقت زیادی قرار گرفته بودند بهمراه بزرگان شهر به نشانه اعتراض ، به فرمانداری رفتند ، شرزه خان به آنان قول داد بزودی توپخانه ایران را از کار خواهد انداخت ، پنج روز از غرش پی در پی و بدون وقفه توپخانه سپاه ایران می گذشت ، و قسمت هائی از برج و باروهای دژ در حال فروریختن بود شب هنگام در حالیکه ستارگان زیبا و درخشان ، در آسمان کوهستانی منطقه کابل در منتهای زیبائی در حال درخشیدن بودند ، سه هزار سوار هندی در نهایت سکوت ، در حالیکه بر سم اسبان خود نمد پیچیده بودند دروازه های دژ کابل را گشوده و به تصور و به زَعم خود ، بسوی توپخانه و خدمه بی دفاع آن به آهستگی راه پیموده و پس از نزدیک شدن به آنان ، ناگهان با هلهله و نعره های هول انگیز به قصد تخریب لوله های توپ و کشتن توپچی ها به

