#شعر درون چشم زیبایت ، چه رازی را نهان داری؟که عاقل می شود دیوانه از آنچه در آن داریچه بی اندازه میبارد از آن آشوب و صد فتنهسپاهی جنگجو با تیر و چله در کمان دارینزن بر هم صف مژگان جادویی و در خوابتبه هر پلکت هزاران کشته از پیر و جوان دارینمازم می شود باطل از آن سودای خون ریزشبه سمت قبله ، صد الله و اکبر در اذان داریحدیث چشم تو کافر مسلمان می کند وقتیبرای دین و مذهب های برگشته امان داریهزار آوازه داری در جهان از فتنه ی چشمتتو از فتح مغول در چین و روسیه نشان داریبرای دشت های تشنه از آن چشمهِ جوشانزلال جویبار بی شماری را ، روان داری ازآن چشم و از آن آرامش پنهان و جادوییفراوان شعر نیمایی ، برای یک جهان داریهم آشوب و خرابی داری هم آبادی ات زیبابرای خش خش غم ،حکم باران خزان داریشب مهتابی از چشم تو می گیرد جلایش رابرای ماه و پروین ، بی نهایت کهکشان داریخدا داند چها داری نهان در صرف چشمانتکه اینها گوشه ای از آنچه بوده که عیان داریبدون جنگ و خونریزی مرا قربان چشمت کنبزن شلاق بر جانم ، هر آنچه در توان داری❤️#نشریه_گیل_رخ @gilrokh3