دیگر نمیخواهم غصه بخورم. هرچیز شده، باید میشده و هرچیز نشده، نباید میشده،میخواهم بعد از این زیاد فکر نکنم و زیاد دقیق نباشم و زیاد توجه نکنم...میخواهم آرام باشم؛ مگر چقدر زنده میمانم که تمام عمرم به فکر و خیال بگذرد؟!
با هرکسی مثل خودش رفتار نکن. اگر خوبی دیدی مثل خودش باش و اگر بدی دیدی ازش فاصله بگیر. نیازی نیست پلیدی به روحت راه بدی، در حالی که میتونی با فاصلهگرفتن از روحت محافظت کنی..
یه جا آلبر کامو تو سقوط میگه:شما از روز داوری الهی سخن میگویید. اجازه بدهید که با کمال احترام به این حرف بخندم. من بدون ترس و تزلزل در انتظار آن روزم: من چیزی را دیدهام که به مراتب از آن سختتر است؛ من داوری آدمیان را دیدهام...