🟥 سپاسنامهای به مناسبت دهمین سالِ «نشستهای گفتار و اندیشه»✍ جواد حیدریمحمدرضای عزیز،♦️نمیدانم ا…
انتشار: 2026/07/15 04:34 UTC
🟥 سپاسنامهای به مناسبت دهمین سالِ «نشستهای گفتار و اندیشه»✍ جواد حیدریمحمدرضای عزیز،♦️نمیدانم این نوشته را چگونه آغاز کنم. هر واژهای که به ذهنم میرسد، در برابر آنچه تو در این ده سال بیهیاهو ساختهای، کوچک و ناتمام مینماید. آدمی وقتی میخواهد از چیزی سپاس بگوید که جانِ روزهایش را ساخته، زبانش میگیرد؛ چون سپاسگزاری از یک لطفِ کوچک آسان است، اما سپاسگزاری از یک عمرِ کوشش، از یک دهه پایداری، از هزار شبِ روشن، کار زبان نیست، کار دل است. پس بگذار این نامه را نه با کلمات، که با دل بنویسم.♦️ده سال پیش، وقتی نخستین جرقهی این نشستها در ذهن تو زده شد، هیچکس — شاید حتی خودِ تو — نمیدانست که در حال کاشتنِ نهالی است که روزی سایهاش بر سرِ صدها ذهنِ تشنه خواهد گسترد. حافظ میگوید:درختِ دوستی بنشان که کامِ دل به بار آردنهالِ دشمنی برکَن که رنجِ بیشمار آرد♦️تو آن روز درختِ دوستی نشاندی؛ اما نه دوستیِ میان دو تن، که دوستیِ میان انسان و اندیشه، میان جانِ آدمی و آن پرسشهای کهنی که از روزگارِ سقراط تا امروز، بشر را بیقرار نگه داشتهاند. و امروز، پس از ده سال، ما زیرِ سایهی همان درخت نشستهایم و میوهاش را میچینیم.1️⃣ معجزهای به نام «استمرار»بگذار نخست از چیزی بگویم که در فرهنگِ ما کمیابترین فضیلت است: استمرار. ما مردمانِ شروعهای پرشوریم؛ آتشی تند که زود شعله میکشد و زودتر خاموش میشود. چه بسیار محفلها، انجمنها و حلقههایی که با هزار امید آغاز شدند و پس از چند جلسه، در غبارِ روزمرگی و خستگی و دلسردی گم شدند. اما تو ده سال ایستادی. ده سال، هفته به هفته، جلسه به جلسه، بیآنکه از پا بیفتی، بیآنکه شعلهات فروکش کند.♦️این استمرار، به گمانِ من، از هر سخنرانیِ درخشانی که در این نشستها ایراد شده، شگفتانگیزتر است. چون سخنرانیِ خوب هنرِ یک شب است، اما استمرار، هنرِ ده سال است. تو نشان دادی که میشود در سرزمینی که خیلی چیزها به تعجیل و فراموشی خو کرده، چیزی را با صبر و آرامیِ یک باغبان پروراند. باغبان نمیتواند به درخت فریاد بزند که «زودتر رشد کن!» او فقط آب میدهد، هَرَس میکند، از سرما و آفت محافظت میکند، و صبر میکند. تو ده سال باغبانِ اندیشه بودی، و صبوریِ تو، معلمِ همهی ماست.♦️هر جلسهای که برگزار کردی، پشتش کوهی از کارِ نادیدنی بود که کسی نمیبیند: رایزنی با استاد، هماهنگیِ زمان، آماده کردنِ فضا، ضبط و نشرِ فایل، پاسخ به پرسشها، و آن اضطرابِ همیشگیِ میزبان که «آیا امشب همهچیز خوب پیش میرود؟» اینها را کسی در فهرستِ افتخارات نمینویسد، اما خدا میداند و تو میدانی و ما هم اکنون میدانیم که ستونِ اصلیِ این بنا، همین کارهای بینامونشان بوده است.متن کامل@goftar_andisheh

