در سفرهیِ قحطیزده از نان خبری نیستاز مرد خدا... ناجیِ انسان خبری نیست!در محبسِ تنهاییِ خود گوشه ن…
انتشار: 2026/08/24 10:41 UTCدریافت: 2026/08/24 12:10 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/24 12:10 UTC
در سفرهیِ قحطیزده از نان خبری نیستاز مرد خدا... ناجیِ انسان خبری نیست!در محبسِ تنهاییِ خود گوشه نشینمدر غربت تاریکیِ زندان خبری نیستعمریست گرفتارِ قسم خوردهی عشقماز معجزهیِ آیهیِ قرآن خبری نیست!اندوه و بلا با دل من سخت عجین استاز شور و نشاطو لب خندان خبری نیستچشمان به شب زل زدهام تار و سپیدستاز یوسفِ گمگشتهیِ کنعان خبری نیست؟تاریک شده زندگیام... آاااه... خدایاااا...از تابشِ خورشیدِ درخشان خبری نیستدامادِ نگون بخت و عزاپوش عروسم...در حجلهام از آیِنه بندان خبری نیستقربانی یک توطئه شد تنگ بلورم...!از ماهیِ دلمردهیِ بیجان خبری نیست..!هِی سنگ زد و سنگ زدی... تا که بمیرم؛در پیکر مدفون شده از جان خبری نیست بر جسمِ بدونِ کفنم روضه نخوانید...اینجا که به غیر از تن عریان خبری نیست!این مردِ جهنّم زده را جا بگذارید...دورم که بجز آتش سوزان خبری نیستای کاش به گوشم کسی آهسته بگوید...برخیز از این خوابِ پریشان! خبری نیست!(:
