مرا بِنمای رویَت تا ببینمکه من از داغِ رویِ تو چُنینممَتَرس اکنون و تَنگ اندر بَرَم گیرکه بس خوش باشد اندر هم، مِی و شیربَرَم از زُلفَکانَت عنبرین کُنلَبَم از بوسِگانَت شِکَّرین کُن❤️❤️❤️💙🌸فخرالدین اسعد گرگانی
.صد افسوسکوچه های شهرهنوز خواب بودندکه خورشید چشمانتطلوع کردگنجشکان هنوز به حرف نیامده بودندکه تو با لبخندتسرود صبح راخواندیو تنها من بودمکه محو در جادوی طلوع چشمانتو مست آواز لبخندت گشتم✍فریبا_غلامیان.