بگذار با صفای تو من زندگی کنمدر گوشه ی صدای تو من زندگی کنمپیش از تو بی بهانگی ام مثلِ مرگ بودبگذار تا برای تو من زندگی کنممن هر چه دیده ام،همه نیرنگ و رنگ و ننگ بگذار با وفای تو من زندگی کنمپیش از تو،شوق زندگی از دست رفته بودبگذار پا به پای تو من زندگی کنمدنیایی از طراوت و دریایی از صفاای کاش در هوای تو من زندگی کنم #سهیل_محمودی
🪷🌱شب، سکوتِ خویش را در دامنِ ماهی کشیداشک، رویِ گونهام خطی پر از آهی کشیدشعرهایِ عاشقی را غصه با خود برده بودخاطره، چشمِ تو را بر دفترِ کاهی کشیدبعد از آن شب، هر کجا رفتم، غمت همراه بودجاده هم در پایِ دل، تصویرِ یک راهی کشیدماه، پشتِ ابرهایِ خسته پنهان مانده بودآسمان بر چهرهی شب، سایهای گاهی کشیدچشمهایم را به رویِ خاطراتت بستهامدل ولی از دوریات، تصویرِ کوتاهی کشیدشمعِ خاموشِ دلم در سوگِ چشمانت گریستشب برایِ بغضِ من، دیوارهی چاهی کشیدمن تمامِ شب نشستم با خودم، بیهمنفسدل زِ داغِ رفتنت، تصویرِ دلخواهی کشیدآخرِ این قصه، جز نامِ تو چیزی جا نماندچشمِ من از رفتن تو ، رنجِ جانکاهی کشید#مینـو_پنــــاهپـور ۴۰۵.۶.۳#کامبیز_ایازی🎙شبتون بخیر در پناه خدا ✨✨✨✨🍂🍂