🌸🌷🌸🌷🍃نیستی آغوش من احساس سرما می کندپنجره تن لرزه هایم را تماشا می کندصبح تا شب در اتاق کوچکی زندان…
انتشار: 2026/08/27 03:03 UTCدریافت: 2026/08/27 04:00 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/27 04:00 UTC
🌸🌷🌸🌷🍃نیستی آغوش من احساس سرما می کندپنجره تن لرزه هایم را تماشا می کندصبح تا شب در اتاق کوچکی زندانی ام هر كسي با من سر این عشق دعوا می کندزخم بر خود می زنم ، تا درد از حد بگذردبعد تو تنها مرا اندوه ارضا می کندمی گذارم سر به روی شانه ی تنهایی ام غم بساط اشک هایم را مهیّا می کندبالشی که شاهد هق هق زدن های من است توی گوشم با همان لحن تو نجوا می کندحال دنیایم وخیم است و نگاهم عشق را از سکوت کهنه ی عکست تمنا می کندبی تو بر تصویر تلخ زندگی زل می زنم مرده ای در آینه گاهی تقلا می کندسلام صبحتون بخیر و شادی 🌹🌹🌹❤️
