.استکان خالی چای و هوایی بی دلیلاز سڪوتی خسته تا مرز صدایی بی دلیل دود سیگار و شب و تک سرفه های زهر…
انتشار: 2026/06/19 01:41 UTC
.استکان خالی چای و هوایی بی دلیلاز سڪوتی خسته تا مرز صدایی بی دلیل دود سیگار و شب و تک سرفه های زهردارمی کشاند ذهن را تا انتهایی بی دلیلبغض سنگین جنون در خنده های نیش دارمیشود دریای غم در رد پایی بی دلیل خاطراتی در میان فال تلخ قهوه هاساده می گیرد دلم در ابتدایی بی دلیل پرسه در پس کوچه های قصه ای پر ماجراداستانی مانده بر دست خدایی بی دلیلشکوه ی خاڪ از نگاه آسمانی خسته ترابرهایی خشڪ از اندوه نایی بی دلیلڪفر میگیرد زمین پاڪ را در فصل دردباز میپرسم تو را از خود ڪجایی؟بی دلیل#فریاد_فیروزی👉 @Golchineashaar
