مستِ یک دلبر شدم دیوانه گشتم عاقبت گردِ شمعش سوختم پروانه گشتم عاقبت رفتم از دستش بگیرم تا گرفتم پر…
انتشار: 2026/07/08 09:36 UTC
مستِ یک دلبر شدم دیوانه گشتم عاقبت گردِ شمعش سوختم پروانه گشتم عاقبت رفتم از دستش بگیرم تا گرفتم پر کشید آشنـا گفتـم شوم بیگـانـه گشتم عاقبت در خیـال آن شبی بـودم مـرا مهمان کنـد غـافل ازخود بودم و بی خانه گشتم عاقبت در پی ات آواره شـد دل نامسلمانی نکـن…در مسیرِ عشق، من هم بیقرار گشتم عاقبتدر میانِ آتشِ پنهان، بیقرار گشتم عاقبتهر کجا که نامِ او آمد، من از خود بیخود شدمدر میانِ جمع و در تنهایی، بیقرار گشتم عاقبتهرچه از من ماند، در پایِ او ریختم و رفتممن هم از این دنیای فانی، بیقرار گشتم عاقبت

