بفرمایید دورهمیادبی ...نگاهی کوتاه به نشست سوم اولین سَند ادبینشست سوم دور همی در کش و قوسِ امید و یاس شکننده ی مدیران آن با حمایت همه جانبه دوستداران واقعی ادبیات به زیبایی و قدرت ادبی خارق العاده برگزار گردید .چه شیرین است روز و شب شکفتن رفیقان را عزیز و یار گقتن رفیقان را نه با هر بیقراری یکی گل گفتن و صد گل شنیدن لازم دیدم من هم به نوبه ی خود ادای احترامی به همراهان آن و موجودیت دورهمی ادبی خانه به خانه داشته باشم .سخن از یاس و امید شد !؟و گفتگو از موجودیت دورهمی!؟که هر کدامشان داستان هزار من مثنوی خود را دارند که از آن صرفه نظر می کنم .دورهمی ادبی شاهی شهر که ماهانه در منازل دوستداران ادبیات برگزار می گردد این بار در حانه ی جناب آقای سعید مقامی ، شاعر نیک اندیش قائمشهری در فضایی مشجر و سرسبز که روح آدمی را زنده می دارد برگزار شد .در این نشست که گمان می رفت مورد عنایت قرار نگیرد به شدت استقبال شد .طوری که جای نشستن نبود .اندک اندک جمع مستان می رسند اندک اندک مِی پرستان می رسند گویی شاعر سنت وضعیت ما را می دانست که اینگونه با زبان فاخر ادبی امید را پیشینه ی ما ساخت .هم به شادی ات پُر از غرورم میهنهم در غم ات از بهانه دورم میهنبا اینهمه در شبانه ات می مانمزیرا که تو را سنگ صبورم میهن بله ... در نشست سوم همینکه همراهان ادبیات بیشتر مطلع گردیدند به همت آراستند و عزم به شرکت نمودند .اینهمه در حالی بود که میزبان ما در سفر جنوب کشور مشغول خدمت بود و قادر به حضور نیود .لیکن هیچ خللی خوشبختانه در اجرای اصیل و ادبی نشست خانه به خانه پیش نیامد .اجرای نشست لاجرم به دوش نگارنده ( به حسب محوریت خِرَد جمعی ، جمع محوری و تجربیات گرانی که ذخیره داشت نهاده شد .تا تک تک یاران ادبی به شایستگی و فرصت کافی ، بدون دغدغه و آسوده خاطر ، روشن و شفاف و فارغ البال از سیاسی گری ! به کار اصیل ادبی بپردازند که شایسته ی آن نیز بودند .کاش دل تمرین یاری می نمود با رفیقان بیقراری می نمود دست کم با طمطراقی مختصر فصل ما را هم بهاری می نمودجا دارد از همراهانی که با شایستگی و آرامشی وصف ناپذیر شرایط را پذیرفتند و به ادبیاتی صِرف پرداختند داشته باشم که اینچنین شاعرانه به گفتگو نشسته بودند .این نشست که سه ساعت تمام و بدون وقفه با پذیرایی چای و شیرینی و میوه برگزار می شد فقط به شعر و نقد و بررسی پرداخت .هیچ لحظه ای از این فرصت طلایی و ادبی هَدر نرفت .چنانکه شاعران سراینده از نقد و گفتگوی دیگر یاران خود به وجد و تفکر می آمدند که با خیال آرام و در سکوت دانشجویی گویی می آموختند و می آموزاندند .همان هدفی که موجب تاسیس این دورهمی ادبی گردید .میشود گل بود و در بَر خار داشت هر نظر دلداه ای در کار داشت یا سرآمدتر چنان آیینه ای یک نفر بود و غمِ بسیار داشت خوشبختانه آغاز نشست بعهده ی خانم بزرگوار تبری سُرا نهاده شد که با دکلمه ای زیبا و قدرتمند سروده های تبری ، جمع را به گفتگویی کلیدی در باب " زبان فارسی و تبری " کشاند .گفتگویی که دقایقی طول کشید و ثمرات دانشگاهی داشت .و پایان بخش نشست را نیز خانم بزرگوار دیگری از دوستداران ادبیات با صدایی دلنشین ضمن قرائت شعری از فروغ عهده دار ادامه ی کار شد .که دو اثر قشنگ تبری را با صوتی اصیل و زیبا ، نوازشگر جان و دل همراهان بود .جوی رود و برکه دریا می کنیم جنگلی از پونه برپا می کنیماین جهان مانده در اندوه را ذَرّه ذَرّه شاد و زیبا می کنیمزبان تبری از دغدغه و شاکله های تجمع ادبی شاعران دورهمی استان به محوریت قائمشهر بود که به شایستگی از جانب شاعران تبری سرا و قصه پردازان " تپوری " جریان می یافت .فارسی زبانان نیز با اجرای دقیق و کلاسیک رباعیات ، دوبیتی ، غزل ، غزلواره و طنز به بار این نشست می افزودند .خلاصه باید بودی و به وجد می آمدی از اینهمه فرهیخته و شاعر مسلکی که زیستی شاعرانه دارند و همواره در تلاش اجرای مفاد ناگفته ی مدنی اجتماعی اند .کاش جمعی مهربان بودیم ما آب و خاک و آسمان بودیم ما بیش از اِحساسی که عریان می کنیم خاک پای دیگران بودیم مااز اینرو و با عنایت به اینکه ظرفیت دورهمی گرایش به اشباح شدن دارد ولی همچنان از همراهی یاران و دوستدار ادبیات به ویژه نسل فعال و پویا استقبال بعمل می آورد .که باید همه ی امور را به این نسل نوپا و جوانتر سپرد . و پیشکسوتان نیز بعنوان منبع الهام و تجربه در کنارشان محکم و استوار بمانند .جوانی می نوازد زد تارِ پیرم اگر چه پیرمردی گوشه گیرم از این احوال خوش دل هم نفهمیدهوای گل به سر دارد کویرم موفقیت همه ی محافل ادبی را در هر کجای کشور که الزاما ادبی و فارغ از دغدغه های خفه کننده اداری اند داریم .ناصر رنجبر ... قائمشهر ۲ / ۶ / ۱۴۰۵🆔 هاوست، کانال فرهنگ و هنر مازندران@Haavest