شاید یکی از پنهانترین شکلهای شرم، تلاشِ مداوم برای درست بودن باشد.نه از آن جنس که آدم دلش بخواهد…
انتشار: 2026/08/18 11:55 UTCدریافت: 2026/08/24 13:40 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/24 13:40 UTC
شاید یکی از پنهانترین شکلهای شرم، تلاشِ مداوم برای درست بودن باشد.نه از آن جنس که آدم دلش بخواهد کاری را خوب انجام دهد؛ از آن جنس که اشتباه کردن، دیگر فقط یک خطا نیست.خطا، آرامآرام تبدیل میشود به حکمی دربارهی خودمان ؛ و هر اشتباه، انگار زمزمه میکند:پس کافی نبودی.گاهی درست بودن، تبدیل میشود به تلاشی برای محافظت از خود در برابر این حسِ عمیقِ کافی نبودن.تلاشی که شاید زمانی کمک کرده، اما حالا هزینههایی هم با خود به همراه دارد.وقتی تمام توان ما صرفِ درست انجام دادن، پیشبینی کردن و مراقبت از اشتباه نکردن میشود، تنی که قرار است زندگی را لمس کند، آرامآرام در حالت آمادهباش قرار میگیرد.احتمال خطا کمتر میشود؛اما گاهی همراه آن، شوقِ تجربه کردن، جسارتِ قدم گذاشتن و صمیمیتِ نزدیک شدن هم محدودتر میشوند.زندگی، کمکم به جای آنکه فضایی برای تجربه کردن باشد، تبدیل میشود به مراقبتِ مداوم از اینکه مبادا اشتباهی رخ دهد.شاید قرار نیست این بخشِ وجودمان را مجبور کنیم که دیگر نترسد یا همیشه رها باشد.شاید کافی است کمی با آن کنجکاوتر و مهربانتر شویم؛بفهمیم سالهاست تلاش میکند از چه چیزی محافظت کند.و شاید در همین فهمیدن، کمی فضا باز شود؛فضایی برای نفس کشیدن، تجربه کردن و به یاد آوردنِ اینکه انسان بودن، پیش از درست بودن اتفاق میافتد.عاطفه صادقی
