پاییز بودن ، بـرگ های زرد می خواهدباران سرودن ، اشک های سرد می خواهداز درد گفتن سینه ای پُر درد می…
انتشار: 2026/07/17 20:03 UTC
پاییز بودن ، بـرگ های زرد می خواهدباران سرودن ، اشک های سرد می خواهداز درد گفتن سینه ای پُر درد می خواهداز زینبِ کبری نوشتـن مَرد می خـواهدزینب فقط درد و فقط رنج و فقط غم نیستبانـوی ما بانـوی اشک و آه و ماتم نیستاز جنسِ ایثار و شَـرف ، مَـهدِ شجاعت بودمعنای صبر و استقامت ، کــوهِ غیــرت بودخطبه به خطبه پند و اندرز و نصیحت بودبا دست های بسته هم در اوجِ قدرت بودتاریـخ را سرشار از شـورِ شهامـت کردبا خطبـه هایش زینبِ کبری قیامت کردگفتند این زن کیست ؟ حیدروار می مانددر خطبه خوانی چون علی، قهّار می ماندوقتی غضب دارد قسیـم النّـار می ماندمـانـنـد تیـغِ حیـدرِ کــرّار می ماندگفتند این زن نیست ... قرآنِ کریم است اوناموسِ " بسم الله رحمانِ الرَّحیم " است اوپایان کارش نیست ... اینجا تازه آغاز استاز مرگ باکی نیست وقتی بـالِ پـرواز استیک شیر در زنجیر هم باشد سرافــراز استپرونــده ی کــرب و بلا امروز اگر بـاز است -از علم و آگاهـــی و بیداریِ زینـب هاستاسـلام مدیـونِ فـداکاریِ زینــب هاستزینـب قــرارش رفـت امّـا بـاورش هرگزدار و نـدارش رفـت امّـا معجـرش هرگـزیعنی نخواهد رفت مَعجر از سرش هرگـزآری بـرادر رفت امّـا خواهــرش هرگـز -ساکت نخواهد ماند و غیرت یاد خواهد دادکـاخِ ستم را خطبـه اش بر بــاد خواهد دادحالا بـه گِـردِ شـمعِ او پـروانـه می آیـندپروانـه هـا دارنـد مظلومانـه می آیـندکوچِ پرستوهاست ، سمتِ خانه می آیندبا گوهـری جا مانده در ویرانـه می آینداز شام دارد واژه واژه نـور مـی آیدزنـگِ صدایِ کاروان از دور مـی آیـد#حضرت_زینب_س #ابراهیم_زمانی @hadithashk
