آبی بنوش ای لب عطشان چه میکنیبا این دو دست خستهی لرزان چه میکنینرگس نشسته و به مراعاتِ حال او...…
انتشار: 2026/08/20 19:55 UTCدریافت: 2026/08/22 08:00 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/22 08:00 UTC
آبی بنوش ای لب عطشان چه میکنیبا این دو دست خستهی لرزان چه میکنینرگس نشسته و به مراعاتِ حال او...با دردهای سخت ِفراوان چه میکنیبی آه و ناله سوختن از زهر مشکل استدر پیش خانمت دل سوزان چه میکنی گیرم کنار او به زمین پا نمیکشیبا لختههای خونِ به دامان چه میکنی طشتی طلب نمیکنی امّا به ما بگوبا پارههای این جگرستان چه میکنیمیسوزد از وداعِ تو طفلت، نگاه کن با این یتیمِ پاره گریبان چه میکنیآخر گرفت بر سر دامن سرِ تو رااین لحظههای آخرت ایجان چه میکنی حالا که یاد کرب و بلا داد میکشی با روضههای زینب حیران چه میکنی آهی کشید و گفت که ای سایهی سرم دور از حرم به ریگ بیابان چه میکنیای باحیای قافلهی فاطمه بگودر زیر چکمه با تن عریان چه میکنیامّا کسی نبود بگوید که عمه جانبا شعلههای شام غریبان چه میکنی#شعر_شهادت_امام_حسن_عسکری_ع #حسن_لطفی @hadithashk