(ادامهی پست قبلی)برای من تجربهی خیلی آموزندهای بود. یاد گرفتم با وجود پیشبینیناپذیری زیادی که…
انتشار: 2026/06/26 10:14 UTC
(ادامهی پست قبلی)برای من تجربهی خیلی آموزندهای بود. یاد گرفتم با وجود پیشبینیناپذیری زیادی که در بدنم هست اما باز هم میتونم بهش اعتماد کنم و اونقدر هم غیر قابل اعتماد نیست. بدن کارش رو خوب بلده.البته سیر ترمیم در عمل PRK خیلی تدریجیه و حتا تا ۷ یا ۸ ماه بعد جا داره که دید دقیقتر و شفافتر بشه. اول دید دور خوب میشه و تقریبن ۱۰ روز بعد از عمل دید دور در حدیه که پلاک ماشینها و تابلوها رو میشه خوند و آدم میتونه رانندگی کنه. ولی دید نزدیک بیشتر طول میکشه. من الان ۲ هفته از عملم گذشته. در مورد دید نزدیک میتونم بنویسم ولی نمیتونم بخونم. البته متنهای کوتاه رو میتونم بخونم ولی کتاب و متن طولانی رو هنوز نمیتونم بخونم. به این دلایل برای انتخاب عمل PRK داشتن صبوری و همون طور که گفتم اعتماد به بدن در مورد فرآیند ترمیم نیازه توی شخصیت آدم باشه. برای رفع عیب انکساری دو روش دیگه وجود داره که روشهای جدیدتر و با تکنولوژی پیشرفتهتری هستن: فمتولیزیک و فمتواسمایل. در روش فمتولیزیک یک فلپ از روی قرنیه بر میدارن و بعد میذارن سر جاش و دوباره خودش جوش میخوره. همین فلپ جوش خورده یک نقطه ضعف همیشگی در چشم ایجاد میکنه و با اینکه ریسکش زیاد نیست ولی به هر حال ریسک جابهجایی فلپ در تروماهای چشم مثل خوردن توپ تنیس به چشم وجود داره. البته خوبیش به اینه که خیلی زود یکی دو روز بعد از عمل دید کامل دور و نزدیک به دست میاد. کسانی که به روشهای جدید علمی گرایش زیاد نشون میدن طرفدار این عمل هستن. استدلالشون هم اینه که این یک روش جدیدتر از PRK است، سرعت بهبودش هم خیلی بیشتره و چه دلیلی داره با وجود چنین تکنولوژی جدیدی آدم رو به روشهای قدیمی بیاره؟! بگذارید یکمی قضاوتگرانه و غیر علمی و خودمونی حرف بزنم: روش فمتولیزیک برای آدمهای ادایی جذابتره! (البته این یک شوخی بیمزه بود، جدیش نگیرید!)از اونجایی که من همیشه به دستاوردهای جدید علمی یه نگاه شکاکانه دارم و ویژگی شخصیتی قدیمیطور هم دارم، و به صورت کور شیفتهی دستاوردهای جدید علمی نمیشم عمل PRK برام متناسبتر بود.در روش فمتواسمایل، دو برش کوچیک از قرنیه رو کاملن خارج میکنن. در این روش ریسک جابه جایی فلپ وجود نداره ولی به هر حال یک روش invasive یا تهاجمیه و با خلق و خوی من جور نبود. قدم بعدی انتخاب چشمپزشک بود. خیلی برام مهم بود جراحم کسی باشه که هم به سواد و مهارتش اعتماد کنم، هم شخصیت قابل اعتمادی داشته باشه. در این مورد بسیار خوششانس بودم. با یک پزشک بسیار باسواد و با اخلاق حرفهای مثال زدنی- در حدی که برای من این درجهاز صداقت حرفهای عجیب بود- آشنا شدم. در جلسهی پیش از عمل تمام تلاش دکتر این بود که اگر شک و شبههای دارم من را از این عمل منصرف کنه یا در مورد مزایای روشهای دیگر یعنی فمتولیزیک و فمتواسمایل که خودش انجام نمیداد صحبت کنه و من را به پزشک دیگری ارجاع بده. اگر تحقیقات خودم در مورد انتخاب این روش جراحی نبود و اگر نسبت به ویژگیهای اخلاقی صادقانه و کانزروانیو پزشکم از قبل آشنا نبودم، خیلی محتمل بود که نظرم عوض بشه. در نهایت گفتم آقای دکتر من در مورد روش PRK و اینکه فقط میخوام پیش شما عمل کنم تصمیمم را گرفتهام و هیچ شکی ندارم. لطفن در زودترین زمان ممکن برایم وقت عمل بگذارید. پذیرفت ولی باز هم دلش نیامد و گفت: در هر صورت پروندهی شما همچنان باز است و اگه پشیمون شدی به منشی اطلاع بده!از آنجا که معیارهای حرفهای و اخلاقی ایشان را میشناسم با وجود اینکه دوست دارم اسمشان را بگویم ولی جلوی خودم را میگیرم و این کار را نمیکنم. اینهایی که گفتم تجربهی شخصی من از این عمل بود. الان دوست دارم این ور اون ور برم، توی طبیعت برم، کوه برم، شاپینگمالهای بزرگ برم و از اینکه تا "فیها خالدون" هر مکانی رو میتونم ببینم و در کل دنیا رو شفافتر میبینم لذت ببرم. البته هنوز دید نزدیکم ترمیم نشده و نمیتونم کتاب بخونم که احتمالن یکی دو ماه زمان بخواد. راستش الان هرکس رو که میبینم عینکیه، نمیتونم قضاوتش نکنم. تو دلم بهش میگم آخه چرا؟! چرا نمیری وقت عمل بگیری و هفتهی بعدش کارو تموم کنی و خودت رو برای همیشه از عینک نجات بدی؟! من تا ۴۸ سالگی صبر کردم و بالاخره به مقاومتم غلبه کردم. (این عدد ۴۸ هم بد عددیهها! بدجور بوی پنجاه میده. پارسال که ۴۷ بودم اینقدر بوی پنجاه نمیداد.) از عدد سن بگذریم، اما خب من میتونستم دست کم ۲۰ سال زودتر این کارو بکنم و ۲۰ سال بیشتر دنیا رو شفاف ببینم. البته درسته که خبر خاصی هم تو دنیا نیست و شاید همون بهتر که از پشت یه شیشهی خش و لک دار دنیا رو ببینیم که گند و کثافتش با وضوح کمتر دیده بشه ولی با این حال نمیتونم انکار کنم که از دیدن دنیای شفاف دارم لذت میبرم. خوشحالم که دیگه یک چیز اضافه روی صورتم نیست.@hafezbajoghli