صدای شاعران دیگر رساترین صدایی نیست که در فضای فرهنگ ایران به گوش میرسد بلکه به نظر میرسد رماننو…
انتشار: 2026/08/04 09:28 UTCدریافت: 2026/08/15 02:04 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/15 02:04 UTC
صدای شاعران دیگر رساترین صدایی نیست که در فضای فرهنگ ایران به گوش میرسد بلکه به نظر میرسد رماننویسان رفته رفته جایگاه بلندتری مییابند و چهرههای برجستهتر آفرینش ادبی از میان ایشان پدیدار میشوند ... گفتهاند رمان زادهی هنر بورژوازی ست. در رمان است که انسان دیگر نه با زبان شعر حماسی و روایی بلکه با زبان گفتاری در متن روابط اجتماعی و انسانی نشان داده میشود به عبارت دیگر، انسانی که رویاروی خدا یا خدایان بود با زبان شعر سخن میگفت و بیان وضع بشری خود را میکرد، اما انسانی که در غیاب خدا در جامعه با انسان روبه روست و وضعیت او در اساس یک وضع اجتماعی و تاریخی شناخته میشود بازنمود وضع خود را به بهترین وجه در رمان می یابداگر این برداشت از معنای تاریخی رمان درست باشد، آیا نمی توان گفت که جامعه ی ایرانی به معنای جامعه شناسیک کلمه بورژوایانه (embourgeoisee) شده است؟رمان، به هر حال، گامی ست نزدیک تر به فهم تحلیلی و عقلی مسائل و روابط بشری تا شعر، اگر چه رمان نیز به زبان مفهومی (conceptuelle)، که زبان علم و فلسفه است، سخن نمیگوید اما میکوشد تا وضعیتها را، کمابیش بیدخالتِ عواطف نویسنده نشان دهد و یا عواطف را برخلاف شعر، نامستقیم از راه شخصیتها و وضعیتها القا کند. البته اینها همه نه به معنای آن است که گمان کنیم شعر روزی از میان ما رخت برخواهد بست، بلکه آن است که به تناسب دگرگونیهای عمیق تاریخی جایی نه انحصاری در مرکز فرهنگ ایرانی خواهد داشت(داریوش آشوری ۱۳۷۳: ۱۴۶-۱۴۰).@haft_houz7