🌷🌺🌷زندگینامه حافظ ، قسمت دوم ، گردآوری : امیر مومنیدر باره حافظ کتاب و مطالب محقق و یقینی بسیار کم…
انتشار: 2026/07/10 12:31 UTC
🌷🌺🌷زندگینامه حافظ ، قسمت دوم ، گردآوری : امیر مومنیدر باره حافظ کتاب و مطالب محقق و یقینی بسیار کم است ، شبلی نعمانی میگوید:در تاریخ شعر و شاعری واقعه ای از این اسفناکتر نیست که حالات زندگی حافظ به قدری کم معلوم است که لبهای تشنگان ذوق از آن تر هم نمیشود، اگر شاعری به این پایه در اروپا پیدا شده بود برای او آنقدر سرگذشت و سوانح عمری زیاد و مفصل و مبسوط نوشته می شد که حتی خط و خال تصویر آن یک یک جلو چشم مجسم میگردید ( ترجمه آقای فخر داعی شعر العجم جلد ۲ چاپ دوم صفحه ۱۶۵ ) چون این شاعر با فره ایزدی یا به اصطلاح عرب موید من عندالله است با سری مکتوم شعرش رواج فوق العاده و محبوبیت بی حصر و حد یافته ورای شاعری چیز دیگر داشته ، حتی بعضی ابیات الحاقی درجه دوم و کمترش نیز میدانی برای افسانه سازی شده ؛،،حافظ بر مزار باباکوهی، آورده اند که زندگی پدر حافظ از راه بازرگانی می گذشته و خانواده او همیشه توانگر و صاحب مکنت بوده اند ، مادر حافظ کازرونی و خانه ایشان در دروازه کازرون شیراز بود ، بها الدین که در میگذرد از او سه پسر می ماند ، کوچکترین آن سه ، شمس الدین محمد است ، تا زمانیکه مال و منالی در بساط بوده جمع ایشان جمع بوده اما هنگامیکه کارشان به تهیدستی می کشد پراکنده می شوند ، برادران هر یک به سویی میروند ، تنها شمس الدین با مادر می ماند ، مادر او را به یکی از اعیان محله می سپرد تا او را بپرورد ،گویند شمس الدین وقتی که به بلوغ میرسد از هنجارهای مربی خود خوشش نیامد و در جستجوی کاری بر آمد و سرانجام در دکه نانوایی به کار خمیرگیری مشغول شد ، لازمه این شغل بیداری شب و نیز سحرخیزی بود و خوی سحرخیزی از اینجا در او ریشه گرفت، اما خود او در غزلی گفته :صبح خیزی و سلامت طلبی چون حافظ هر چه کردم همه از دولت قرآن کردم در نزدیکی آن دکه نانوایی مکتب خانه ای بود که فرزندان مردم توانگر در آن مکتب به درس و مشق مشغول بودند ، حافظ که هر روز از جلو مکتب می گذشت بارها در دل آرزو کرده بود که کاش او هم بتواند درس بخواند ، اما تهیدستی و گرفتاری به شغل خمیرگیری حجاب این آرزو بود ، با اینهمه عاقبت موفق شد که بعضی از ساعات فراغت خویش را از آن مکتب صرف کار تعلیم کند و چون بسیار باهوش و صاحب استعداد بود در این امر به پیشرفت های شگفتی نائل شد ، دیری نگذشت که قرآن را در حفظ خویش گرفت و هم بنا به کشش و ذوق و شوق طبیعی با فنون ادب و عالم شعر و شاعری آشنایی یافت ، نوشته اند که در آمد شغل خویش را به چهار بخش میکرد ، بخشی برای مادر ، بخشی برای معلم ، و بخش دیگر برای مسکینان و آخر برای خودش ،،،#ادامه_دارد''''''''''''''''@Hamdeli20 🌺🍃

