اولیسس و آرگوس (۱۸۷۱) اثر بریتون ریویِردر نگاه اول، به نظر میرسد یک گدای پیر خسته ایستاده و به سگی…
انتشار: 2026/08/09 04:35 UTCدریافت: 2026/08/15 05:08 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/15 05:08 UTC
اولیسس و آرگوس (۱۸۷۱) اثر بریتون ریویِردر نگاه اول، به نظر میرسد یک گدای پیر خسته ایستاده و به سگی در حال مرگ نگاه میکند.هیچ چیز دراماتیکیوقهرمانانهای نیستفقط سکوت.اما این نقاشی یکی از دردناکترین لحظات اساطیر یونان را در خود پنهان کرده.آن گدای پیر در واقع اولیسس است پادشاه افسانهای که بعد از بیست سال جنگ، به خانه برگشتهبرای زنده ماندن از دشمنانی که داخل کاخش منتظرش بودند، خودش را به شکل یک پیرمرد درمانده درآوردههیچکس او را نمیشناسدنه خدمتکاراننه کسانی که زمانی عاشقش بودندحتی همسرشبه جز یک روح که روی زمین افتادهسگش، آرگوسدقیق به آرگوس نگاه کردبدن نحیف و کم جاندندهها از زیر پوستش پیداآنقدر ضعیف که حتی نمیتواند بایستداما همان لحظهای که اولیسس را میبیند، سرش را بلند میکندهمان حرکت کوچک، کل نقاشی را زیر و رو میکندچون آرگوس فوراً او را میشناسد.نه لباس را. نه صورت رانه مقام راخودش رابعد از بیست سال.و ناگهان این دیگر نقاشیِ یک سگ نیستتبدیل میشود به نقاشیای دربارهٔ وفاداریای که حتی از زمان هم بیشتر دوام آورده! بیست سال انتظار برای یک لحظه دیدارو بعد اخرین نفس...

