از تحریم تا تهاجم؛ مسئولیت اخلاقی مخالفان خارج از کشور کجاست؟چه کسانی برای حمله به ایران مشروعیت سا…
انتشار: 2026/07/10 13:04 UTC
از تحریم تا تهاجم؛ مسئولیت اخلاقی مخالفان خارج از کشور کجاست؟چه کسانی برای حمله به ایران مشروعیت ساختند؟در سیاست، همیشه آن کسی که دکمه را فشار میدهد، تنها مسئول نیست؛ گاهی آنکه پیش از فشرده شدن دکمه، زمینه ذهنی، فضای سیاسی و مشروعیت اخلاقی آن را تولید میکند، سهمی تعیینکنندهتر دارد. سیاست فقط با تانک و موشک پیش نمیرود؛ با واژه، روایت، مطالبه و اقناع نیز پیش میرود. قدرت، پیش از آنکه در میدان نبرد عمل کند، در میدان معنا پیروز میشود.از همین منظر، بخشی از مخالفان خارج از کشور که سالها خواهان تحریم، انزوای بینالمللی و حتی حمله نظامی به ایران بودهاند، نمیتوانند امروز خود را از پیامدهای گفتمانی مواضعشان کنار بکشند. آنان معمولاً در برابر این پرسش که «چرا از تحریم یا حمله به کشورتان حمایت کردید؟» پاسخی آماده دارند: «تصمیم حمله را ما نگرفتیم؛ اگر آمریکا یا اسرائیل نمیخواستند، هرگز حملهای رخ نمیداد. ما فقط نظرمان را گفتیم.»این پاسخ، در ظاهر منطقی به نظر میرسد، اما از یک خطای بنیادین رنج میبرد؛ خطای تقلیل سیاست به تصمیم نهایی.تصمیم سیاسی، آخرین حلقه یک زنجیره است، نه نخستین حلقه آن. پیش از هر تصمیم، شبکهای از مشروعیت، اقناع، فشار رسانهای، فضاسازی سیاسی و تولید رضایت شکل میگیرد. هیچ قدرت بزرگی، حتی اگر توان نظامی مطلق داشته باشد، از مشروعیت سیاسی بینیاز نیست. قدرتهای بزرگ نیز برای اقدام خود، به «پوشش مشروعیت» نیاز دارند. این پوشش، فقط در اتاقهای فکر واشنگتن یا تلآویو تولید نمیشود؛ بخشی از آن، توسط نیروهایی ساخته میشود که با زبان، رسانه و فعالیت سیاسی، اقدام خارجی را به ضرورتی اخلاقی یا تاریخی تبدیل میکنند.اینجاست که مفهومی را میتوان مطرح کرد که آن را «مشروعیتافزایی نیابتی» مینامم؛ فرآیندی که در آن، گروهی بدون آنکه خود تصمیمگیر باشند، هزینه اخلاقی تصمیم دیگران را کاهش میدهند و اجرای آن را از نظر افکار عمومی آسانتر میکنند.مشروعیتافزایی نیابتی، فرماندهی جنگ نیست؛ هموارسازی سیاسی جنگ است.این تفاوتی است که بسیاری آگاهانه یا ناآگاهانه نادیده میگیرند.وقتی گروهی از ایرانیان در برابر پارلمانهای غربی، رسانههای بینالمللی یا پایتختهای اروپایی، تحریم یا حمله نظامی را مطالبه میکنند، زمان عملیات را تعیین نمیکنند؛ اما بیتردید در شکلدهی به فضای سیاسی مؤثرند. آنان به دولتهای خارجی این پیام را منتقل میکنند که بخشی از جامعه ایرانی، نهتنها مخالف چنین اقداماتی نیست، بلکه از آن استقبال میکند. همین پیام، بخشی از هزینه سیاسی تصمیم را کاهش میدهد.در سیاست، کاهش هزینه تصمیم، خود بخشی از تصمیمسازی است.از این رو، بحث بر سر میزان اثرگذاری نیست. ممکن است سهم یک تجمع، یک بیانیه یا یک کمپین رسانهای اندک باشد؛ اما اخلاق سیاسی با متر و ترازو کار نمیکند. مسئولیت اخلاقی، تابع اصل اثرگذاری است، نه تابع درصد اثرگذاری.اگر بپذیریم که واژهها میتوانند امید بیافرینند، باید بپذیریم که میتوانند ویرانی نیز بیافرینند. اگر بپذیریم که سخن، توان بسیج اجتماعی دارد، باید بپذیریم که توان مشروعیتبخشی به مداخله خارجی را نیز دارد. نمیتوان در روزگار صلح، برای قدرت کلمات کف زد و در روزگار جنگ، همان کلمات را بیاثر اعلام کرد.این همان دوگانگی مسئولیت است؛ مسئولیتپذیری در موفقیت و مسئولیتگریزی در فاجعه.از همینجا مفهوم دیگری زاده میشود که میتوان آن را «معافیتطلبی اخلاقی» نامید؛ تلاشی برای بهرهبرداری سیاسی از یک مطالبه، بدون پذیرش پیامدهای اخلاقی آن. در این منطق، مطالبه تحریم و جنگ، حق سیاسی تلقی میشود، اما نتایج آن، کاملاً به گردن دیگران انداخته میشود. گویی میان دعوت به یک اقدام و پیامدهای آن، هیچ رابطهای وجود ندارد.این نگاه، نه با اخلاق سازگار است و نه با منطق سیاست.در سیاست، هیچ کنش عمومی بیاثر نیست. هر موضع، هر بیانیه، هر کمپین و هر فراخوان، بخشی از واقعیت سیاسی را میسازد. سیاست، حاصل انباشت کنشهاست، نه محصول یک تصمیم ناگهانی.البته باید میان مسئولیت اخلاقی و مسئولیت حقوقی تفاوت قائل شد. دفاع از تحریم یا حتی حمایت کلامی از حمله خارجی، تا زمانی که به رفتار مجرمانه مشخصی منجر نشده باشد، لزوماً مسئولیت کیفری ایجاد نمیکند. موضوع این بحث، دادگاه و مجازات نیست؛ موضوع، قضاوت اخلاق سیاسی است.در اخلاق سیاسی، معیار این نیست که چه کسی فرمان حمله را صادر کرد؛ معیار آن است که چه کسانی، آگاهانه یا ناآگاهانه، فضای لازم برای عادیسازی، توجیه یا مشروعیتبخشی به آن را فراهم کردند.تاریخ، تنها فرماندهان جنگ را ثبت نمیکند؛ معماران مشروعیت جنگ را نیز به خاطر میسپارد. این حقیقتی است که هیچ استدلال حقوقی و هیچ تکنیک مسئولیتگریزی نمیتواند آن را از حافظه سیاست حذف کند.t.me/hamidasefichannel2