💢 گفتگویی درباره انحصار یا کثرتگرایی دینی 💢بخش دو از چهارادامهٔ نقد یکی از دوستان بر ویدیوی «آیا ا…
انتشار: 2026/08/13 20:19 UTCدریافت: 2026/08/15 05:03 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/15 05:03 UTC
💢 گفتگویی درباره انحصار یا کثرتگرایی دینی 💢بخش دو از چهارادامهٔ نقد یکی از دوستان بر ویدیوی «آیا اسلام شرط نجات است؟» ۷. نادیده نگرفتن فضائل و تمایز حقطلبانی که به اهداف عالیه اسلام دست یافتهاندحتی اگر بپذیریم که حقطلبانِ پیرو دیگر ادیان نیز مأجورند، باز هم به نظر نمیرسد این امر مستلزم نادیده گرفتن فضائل و تمایزهای کسانی باشد که به اهداف و اغراض عالیه اسلام دست یافتهاند. به تعبیر دیگر، نمیتوان بدون هیچگونه تمایز و مرزبندی، همه حقطلبان را از هر جهت همرتبه و همسنگ تلقی کرد.حضرت زهرا (سلاماللهعلیها) نیز در خطبه فدکیه، احکام اسلام را مجموعهای هدفمند و حکیمانه معرفی میکنند و برای هر حکم، غایتی ویژه برمیشمارند. این بیان نشان میدهد که التزام به این احکام، دستاوردی متمایز و هدفمند است، نه صرفاً یکی از گزینههای همعرض در برابر هر حقطلب:«فَجَعَلَ اللَّهُ الْإِيمَانَ تَطْهِيرًا لَكُمْ مِنَ الشِّرْكِ، وَالصَّلَاةَ تَنْزِيهًا لَكُمْ عَنِ الْكِبْرِ، وَالزَّكَاةَ تَزْكِيَةً لِلنَّفْسِ وَنَمَاءً فِي الرِّزْقِ، وَالصِّيَامَ تَثْبِيتًا لِلْإِخْلَاصِ، وَالْحَجَّ تَشْيِيدًا لِلدِّينِ، وَالْعَدْلَ تَنْسِيقًا لِلْقُلُوبِ، وَطَاعَتَنَا نِظَامًا لِلْمِلَّةِ، وَإِمَامَتَنَا أَمَانًا مِنَ الْفُرْقَةِ»«(الاحتجاج، طبرسی، ج۱، ص۲۵۸–۲۵۹)» در پاسخ به این نقد دوستانه چنین نوشتم: از دقت و حوصلهای که در بازبینیِ کلیپ و نگارشِ این نکات به کار بستید صمیمانه سپاسگزارم و امیدوارم این گفتگوها برای همهٔ ما مفید و آموزنده باشد. با اینهمه، بهنظر میرسد بیشترِ این ملاحظات بر خوانشی از سخنِ من استوار است که با مقصودم یکی نیست؛ و امید دارم با روشنشدنِ مراد، مشخص شود که فاصلهٔ میانِ ما بسیار کمتر از چیزی است که بهنظر میرسد. لذا به ترتیبِ خودتان نکاتی را عرض میکنم:۱) دربارهٔ وظیفهٔ کسی که در معرضِ دعوت قرار میگیردفرمودید هرکس در معرضِ دعوت قرار گیرد وظیفهٔ بررسی مییابد و بیاعتنایی به آن مسئولیتآور است. این سخن فینفسه درست است، اما با آنچه من گفتم متفاوت است. سخنِ من دربارهٔ کسی بود که اساساً دلیلی برای بررسیِ اسلام نمیبیند، نه کسی که دعوتی حجتآور بر او تمام شده و باید پاسخ دهد. آیا ما برای بررسی هزاران دینی که در جهان وجود دارد، وظیفهای احساس میکنیم؟ وانگهی، خودِ این «در معرضِ دعوت قرار گرفتن» حالتهای گوناگون دارد. فرض کنید امروز کسی نزدِ جنابعالی بیاید و بگوید میخواهم تو را به دینی تازه دعوت کنم؛ بسیار محتمل است که شما، به دلایلی موجه، هیچ لزومی برای بررسیِ ادعای او در خود نبینید. پس همین حق را باید برای دیگران نیز قائل شد و حداقل این احتمال را داد که شاید کسانی در برابرِ دعوت اسلام قرار میگیرند نیز برای خود دلایلی داشته باشند که چنین وظیفهای را متوجهِ آنان نمیکند. آیهٔ شریفهٔ «کُلُّ أُولَٰئِکَ کَانَ عَنْهُ مَسْئُولًا» ناظر به رویگرداندنِ آگاهانه از حجتی است که تمام شده باشد؛ و این تأییدی بر سخنِ من است، نه نقضِ آن.۲) دربارهٔ ترجیح ندادنِ اسلام بهسببِ سازگاری با فرهنگ و خانوادهمرادِ من هرگز این نبود که کسی با وجود آگاهی از حقیقت، صرفاً از سرِ پیرویِ نیاکان با آن مخالفت کند و با این حال او را معذور بدانم؛ سخنِ من دربارهٔ حالتی دیگر بود: کسی که بررسی کرده و به حقانیتِ اسلام پی برده، اما در کنارِ آن، با دلیلی که برای او قانعکننده است، تشخیص میدهد که آیینِ خودش نیز حق است، و چون برای حقبودنِ دینِ خود دلیل دارد، ترجیح میدهد از همان دینِ حقی که با فرهنگ و خانوادهاش سازگارتر است پیروی کند. این، ترجیحِ یک حق بر حقی دیگر است، نه گزینشِ باطل بهجای حق. آیاتی که پیرویِ کورکورانه از نیاکان را نکوهش میکنند و من نیز آنها را ستونِ نقدِ تقلید قرار دادهام، ناظر به ترجیحِ باطلِ موروثی بر حقاند و به آنچه بنده عرض کردم ربطی ندارند.ادامه در پست بعد 👇⭕️ @hamidhossaini
