قدرت، خشونت سیستماتیک و فریاد زنانه؛ استاد معظم و تعرض منظم نویسنده: شیوا عاملیراد شفیعی 🟠 قدرت، ص…
انتشار: 2026/07/13 17:49 UTC
قدرت، خشونت سیستماتیک و فریاد زنانه؛ استاد معظم و تعرض منظم نویسنده: شیوا عاملیراد شفیعی 🟠 قدرت، صرفاً با اعمال عریانِ خشونت بقای خود را تضمین نمیکند؛ قدرت، پیش از هر چیز «روایت» میسازد. قدرت نهادی تعیین میکند چه کسی حق سخن گفتن دارد، روایت چه کسی…قدرت، خشونت سیستماتیک و فریاد زنانه؛ استاد معظم و تعرض منظمنویسنده: شیوا عاملیراد شفیعی🟠 هرکس که با روانشناسیِ تروما و پویاییشناسی آزار جنسی آشنا باشد، میداند که در یک زیستجهانِ مردسالار، هیچ زنی بدون پرداخت باجهای گزاف روانی و اجتماعی لب به اعتراض نمیگشاید. آسیبدیدگانِ آزار، پیش از هراس از اثباتِ حقوقی واقعه، با اضطراب فلجکننده واکنش خانواده، قضاوتِ سرکوبگر جامعه، فروپاشی روابط بینفردی و تهدیدهای امنیتی دستوپنجه نرم میکنند. اقدام به شکایت برای این زنان، عبوری دوباره و خودخواسته از چرخدندههای همان ترومای نخستین بود؛ نوعی بازخوانیِ دردناک که شجاعتی فراوان می طلبید.🟠 اما پرسش انضمامی این نیست که چرا هیئت تجدیدنظر رسیدگی به تخلفات اداری، حکم اخراج جمال محمدی را نقض و او را تبرئه کرد. برای بخش آگاه جامعه، زنان مبارز و فعالان این حوزه، با در نظر گرفتن کارنامه نهادهای رسمی در بازتولید خشونتهای ساختاری علیه زنان، این تصمیم نه مایه شگفتی بود و نه میتواند کمترین نسبتی با حقیقت یا عدالت داشته باشد. گرهگاه اصلی و هولناک مسئله، مرحله پس از این تصمیم است: پس از اعلام نتیجه رسیدگی، چه بر سر زنانی آمد که به این سازوکار رسمی اعتماد کردند؟ آیا امنیت روانی و فیزیکی آنان حفظ شد؟ آیا نقض نظاممند محرمانگی اطلاعات و افشای محتوای پرونده با هیچ مسئولیتی مواجه شد؟ و آیا نهادی که دیروز از این زنان میخواست روایت خود را بیان کنند، امروز ارادهای برای حفاظت از آنان در برابر انتقامجویی نمادین آزارگر دارد؟وقتی امنیتِ هویت نقض میشود؛ خشونت از نو آغاز میشود🟠 در زیستسیاستِ حاکم بر پروندههای خشونت جنسی، «امنیت هویت» یک امتیاز اعطایی یا دستودلبازیِ نهادی نیست؛ حق بنیادین و سلبناپذیر آسیبدیدگان و شرطِ امکانِ بقای روانی و اخلاقی و اجتماعی آنان است. زنی که آزار جنسی را روایت میکند، صرفاً یک فرم اداری را امضا نمیکند؛ او امنیت روانی، حیثیت اجتماعی خود را به امانت در اختیار نهادی میگذارد که موظف به حفاظت از آن است. شکستن این امانت و نقض این اعتماد، تنها یک تخلف اداری نیست؛ خفه کردنِ نطفهٔ هرگونه دادخواهیِ آینده و مخدوش کردنِ امکانِ همبستگی برای نسلهای بعدی زنان است. چنین رخدادی، پیامی ارعابآمیز به جامعه مخابره میکند: «هر زنی که سخن بگوید، عریان و بیدفاع رها خواهد شد.»🟠 در مطالعات تروما، «امنیت» هرگز به مصونیتِ فیزیکیِ صرف فروکاسته نمیشود؛ امنیت، وضعیتی است که در آن انسان احساس میکند اختیارِ بدن، زندگی و از همه مهمتر، روایتِ زندگیِ خود را پس از تجربهٔ خشونت دوباره به دست آورده است. اما هنگامی که شاکیان میبینند آنچه را با اعتماد به یک نهاد سپرده بودند، اکنون به سلاحی در دستِ آزارگر برای ترور شخصیت و ارعاب عمومی تبدیل شده است، همان احساسِ بیقدرتی، درماندگی و فلجشدگیِ نخستین با شدتی مضاعف بازتولید میشود؛ پدیدهای که ادبیات مطالعات تروما از آن با عنوان آزارِ ثانویه[ii] یاد میکند. در چنین وضعیتی، خشونت پایان نمییابد؛ بلکه از سطح رابطهٔ فردی به سطح عملکرد نهادی ارتقا پیدا میکند و از همین رهگذر، مشروعیت مییابد. به همین دلیل، واداشتنِ دانشگاه کردستان به پاسخگویی در قبال این شکستِ نهادی، صرفاً مطالبهٔ عدالت برای این پرونده نیست؛ بلکه دفاع از بنیادیترین شرطِ امکانِ دادخواهی برای همهٔ زنانی است که در آینده تصمیم خواهند گرفت سکوت را بشکنند.🟠 قدرت آزارگران بر سکوت بنا شده است؛ بر این محاسبهٔ دیرپای مردسالارانه که زنِ آسیبدیده، از هراسِ انزوا، بیاعتبار شدن و همدستیِ نهادهای رسمی، هرگز درد خود را به زبان نخواهد آورد. اما شما، با ایستادگیِ خواهرانهتان، ستونِ اصلیِ این نظمِ ارعاب را فرو ریختید. از این لحظه به بعد، هیچ تصمیمِ اداری، هیچ جایگاهِ آکادمیک، هیچ اقتدارِ نهادی و هیچ آزارگرِ تبرئهشدهای، دیگر قادر نخواهد بود آن سکوتِ تاریخی را از نو برپا کند. شما با بدن و صدای خود، تاریخِ پنهانکاریِ این دانشگاه را به پیش و پس از خودتان شقه کردید. شما پیروزِ این میدانید، حتی اگر ساختارِ مسلط همچنان به بازتولیدِ مصونیتِ مردانه و تطهیرِ خود ادامه دهد، چیزی بنیادین دگرگون شده است: سکوت، دیگر نظمِ طبیعیِ این میدان نیست.نسخه کامل متن:harasswatch.com/news/2615%D8%AF%D8%B1 اینستاگرام@harasswatch




