@harasswatchمیدان جنگ و اجرای مردانگی هژمونیک؛بدن زنانهشده وطننویسنده: ساناز عظیمیپور🟠 نظامیگری…
انتشار: 2026/07/26 09:26 UTCدریافت: 2026/08/01 00:10 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/01 00:10 UTC
@harasswatchمیدان جنگ و اجرای مردانگی هژمونیک؛بدن زنانهشده وطننویسنده: ساناز عظیمیپور🟠 نظامیگری و جنگ را شاید بتوان یکی از مشروعیتیافتهترین اشکال سیاسی خشونت مردسالارانه دانست. جایی که در آن نابودی و کشتار به امری خودخواسته، سازمانیافته و آیینمند تبدیل میشود.🟠 هر میدان جنگی، همزمان، صحنهای عمومی برای تولید و اجرای مردانگی هژمونیک و (باز)تثبیت نظم جنسیتی در جامعه است. در میانه جنگ، سوژه مردانه در هیئت مرد/سرباز و «محافظ» دوباره و دوباره ساخته میشود. سوژهای که این بار نهتنها حق، بلکه وظیفه تصمیمگیری و حفاظت از بدن زنانهشده (مام)میهن را پیدا میکند.🟠 آنچه پیت هگست، وزیر دفاع ایالات متحده، در قالب سیاست افزایش آمادگی جسمانی و «بالا بردن تستوسترون» نیروهای نظامی مطرح میکند و سپس با لحنی تمسخرآمیز به زنان مستقر در پایگاههای نظامی و زنان آسیا هشدار میدهد که باید مراقب این مردان باشند، صرفاً یک شوخی زنستیزانه نیست. بلکه بازنمایی سوژه مرد/سرباز و زن/وطن در منطق جنگیاند. هشدار هگست به زنان، در واقع، یکی از واقعیتهای تکرارشونده جنگ را عریان میکند: اینکه خشونت نظامی همواره خشونتی جنسیتمحور است. برای همین است که اعمال خشونت جنسی در جنگها نه انحرافی اتفاقی از جنگ، بلکه قاعدهای از منطق تصرف، تحقیر و سلطه جنگی است.🟠 در این نظم، نقش زنان نیز همزمان ساخته و تثبیت میشود: در مقام زایندگان و مراقبتکنندگان از نسل آینده سربازان، حافظان فرهنگ ملی و تجسم بدنمند خود وطن. بدنهایی که مرزهای اخلاقی، فرهنگی و «ناموسی» جامعه را تعیین میکنند. اتفاقی نیست که در بسیاری از زبانها وطن در هیئت «مادر» تصور میشود. در منطق نظامیگری، وطن به نسخه گسترشیافته بدن زنانهای بدل میشود که نیازمند حفاظت است. بنابراین، آنچه در جنگ از آن دفاع شود، نه حق زندگی بلکه «ناموس» هتکحرمتشد ملت نیز هست. «تجاوز» نظامی به خاک در سطح نمادین، همچون تعرض به بدن زنانهشده وطن فهمیده میشود و دفاع از سرزمین، هیئت دفاع مردانه از ناموس را به خود میگیرد.🟠 نظامیگری اما فقط از تصورات موجود درباره مردانگی استفاده نمیکند؛ بلکه از طریق زبان، استعاره، مناسک و سازماندهی بدنها، خود مردانگی را نیز تولید میکند. تعبیرهایی چون «تجاوز به خاک»، «فتح سرزمین» یا دستهبندی جامعه به خائنین و غیرخائنین آن افق معنایی جنسیتی جدید را ترسیم میکنند. افقی که از میدان نبرد فراتر رفته و وارد زبان، تخیل سیاسی و افق معنایی جامعه میشود. از همین رو، شاید بتوان یکی از مهمترین و در عین حال دشوارترین وظایف فمینیستی در زمانه جنگ را مخالفت بیقیدوشرط با منطق نظامیگری دانست.در اینستاگرام@harasswatch




