پیر مردی وارد مغازه عطار میشه چیزی ازش میخره پیرمرد عارف بوده میگه تخفیف بده عطار میگه نمیدم عطار ا…
انتشار: 2026/07/08 15:03 UTC
پیر مردی وارد مغازه عطار میشه چیزی ازش میخره پیرمرد عارف بوده میگه تخفیف بده عطار میگه نمیدم عطار اون موقع 40سالش بود و شاعر هم نبود و فردی عادی بود پیر مرد میگه بااین خساست چطور جون میدی یعنی میمیری عطار نیشابوری میگه همانطور که شما جون بدی پیر مرد میگه پس ببین کفش هارو درمیاره زیر سرش میذاره شهادتین میگه و دردم جان میدهعطار وقتی این منظره و میبینه منقلب میشه و مغازه رو رها میکنه و روبه شعر و عرفان میاره تا اخر عمر که درسن تقریبا 70سالگی بدست مغول کشته میشه