.گفت دانائی که: گرگی خیره سر،هست پنهان در نهاد هر بشر!لاجرم جاری است پیکاری سترگروز و شب، مابین این…
انتشار: 2026/07/09 06:52 UTC
.گفت دانائی که: گرگی خیره سر،هست پنهان در نهاد هر بشر!لاجرم جاری است پیکاری سترگروز و شب، مابین این انسان و گرگزور بازو چاره این گرگ نیستصاحب اندیشه داند چاره نیستای بسا انسان رنجور پریشسخت پیچیده گلوی گرگ خویشوی بسا زور آفرین مرد دلیرهست در چنگال گرگ خود اسیرهر که گرگش را دراندازد به خاکرفته رفته میشود انسان پاکوآنکه از گرگش خورد هر دم شکستگرچه انسان مینماید، گرگ هست!وآنکه با گرگش مدارا میکند،خلق و خوی گرگ پیدا میکند.در جوانی جان گرگت را بگیر!وای اگر این گرگ گردد با تو پیرروز پیری، گر که باشی همچو شیرناتوانی در مصاف گرگ پیرمردمان گر یکدیگر را میدرندگرگهاشان رهنما و رهبرند...فریدون مشیری".