
با ارسال مطالب و نظرات و پیشنهادات خود مارا دربهتربودن این کانال یاری کنیدارتباط با مدیر 👇👇حسنی @Fardad_hasanil09126603934پیج رسمی قلعه حسندر اینستاگرام با ما همراه باشید 🔻 https://www.instagram.com/hassanvillage
مشاهدات عمومی نمایه؛ این اعداد توسط مالک کانال ارائه نشدهاند.
مشاهده تازه · اطمینان متوسط · 236 نمونه پست · پوشش داده: 2026/06/18 تا 2026/08/16
دسترسی برابر است با میانه بازدید پستهای منتشرشده در ۳۰ روز گذشته تقسیم بر آخرین تعداد مشاهدهشده اعضا. خط تیره یعنی داده تاریخی کافی نیست. channel-v1
این امتیاز چگونه محاسبه میشود
محاسبهشده از 237 پست مشاهدهشده و 0 مشاهدهٔ عضو. وزنها میان مؤلفههایی که برای این کانال قابل اندازهگیری بودهاند تقسیم میشود، بنابراین مؤلفهای که نتوانستهایم مشاهده کنیم به زیان کانال محاسبه نمیشود.
هفت روز اخیر
ویرایش و حذف پست از داده تجمیعی فعلی در دسترس نیست؛ بنابراین بهجای صفر، ناموجود نمایش داده میشود. · بازه 2026-08-11 تا 2026-08-17
یکی هست که بر همهچیز تواناست از همون مهربون میخواملحظههاتون پر از زیبایی باشهو شبتون لبریز از آرامش🪴@hassanvillage
#داستان_شب_کوتاه 💢 هسته زرد آلوفردی حاشیه خیابون بساط پهن کرده بود، زردآلو هر کیلو 2 دینار ، هسته زردآلو هرکیلو 4 دینار یکی پرسید چرا هسته اش ازخود زردالو گرونتره؟؟؟ فروشنده گفت: چون عقل آدم رو زیاد میکنه. مرد کمی فکر کرد و گفت، یه کیلو هسته بده. خرید و همون نزدیکی نشست و مشغول شکستن و خوردن شد با خودش گفت:چه کاری بود، زردآلو میخریدم هم خود زردالو رو میخوردم هم هسته شو، هم ارزونتر بود رفت و همین حرف رو به فروشنده گفت فروشنده گفت: بــــــله گفتم که عقل آدم رو زیاد میکنه !!! چه زود هم اثر کرد.@hassanvillage
هیچگاه فراموش نکنیمکه هیچکس بر دیگریبرتری نداردآدمی فقط در یک صورت حق دارد به دیگراناز بالا نگاه کندو آن هنگامی ست که بخواهد دست کسی را که بر زمین افتاده بگیرد@hassanvillage
🌹 🌼سلام صبح زیباتون بخیر🌺هر روز صبــــــح☀️🌼آرام تر 🌺صبورتر 🌼خندان تر🌺مهــربان تر🌼بخشــــنده تر🌺باگذشت تر ؛ بـــاش🌼حواست به نگاهِ خـدا باشد که 🌺چشمش به زیبـاتر شدن توست@hassanvillage
همراهان عزیز شبتون بخیر @hassanvillage
تقدیم شما همراهان عزیز 🌷@hassanvillage
☀️صداے پاے صبح را🌸با روح و فڪرے تازہ آغاز ڪنید☀️بزارید روحتون نفس بڪشه🌸 و قلبتون آروم بگیره☀️بزارید طراوت صبح شما رو 🌸شاداب و انرژیتونو افزون ڪنهسلام صبحتون بخیر 💗@hassanvillage
امشب از خدا میخوام :)یه شب قشنگیه فردای آروم و یه دنیا اتفاق خوب براتون رقم بخوره شبتون بخیر❤️✨@hassanvillage
✨جایگاه پدر🔹یک تحویلدار بانک میگفتﭘﺴﺮ ﺑﭽﻪ ﺍﯼ ﯾﻪ ﻗﺒﺾ ﺍﻭرد تا ﭘﺮﺩﺍﺧﺖ کنه .ﮔﻔﺘﻢ: ﻭقت ﮔﺬﺷﺘﻪ ﺳﺎﯾﺖ ﻫﺎﺭﻭ ﺑﺴﺘﯿﻢ ﻓﺮﺩﺍ ﺻﺒﺢ ﺑﯿﺎﺭ!ﮔﻔﺖ: ﻣﯿﺪﻭﻧﯽ ﻣﻦ ﭘﺴﺮ ﮐﯿﻢ !ﺑﺎﺑﺎﻣﻮ ﺑﯿﺎﺭمم ﻫﻤﯿﻨﻮ ﻣﯿﮕﯽ؟ !ﮔﻔﺘﻢ: فرقی نمیکنه ! ﺳﺎﯾﺘﻮ ﺑﺴﺘﯿﻢ ﭘﺴﺮ ﺟﺎﻥ !رفت، ﺑﺎ ﯾﻪ ﻣﺮﺩﯼ ﺍﻭﻣﺪ ﻟﺒﺎﺳﻬﺎﯼ کهنه ﻭ ﭼﻬﺮﻩ رنج دیدﻩ ای داشت، 🔸ﻓﻬﻤﯿﺪﻡ ﺑﺎﺑﺎﺷﻪ ...ﺑﻠﻨﺪ ﺷﺪﻡ ﻭ ﺑﻪ ﻗﺼﺪ ﺍﺣﺘﺮﺍﻡ ﺗﺤﻮیلش ﮔﺮﻓﺘﻢ ﻗﺒﺾ ﻭ ﭘﻮﻟﺸﻮ ﮔﺮﻓﺘﻢ ﮔﻔﺘﻢ :ﭼﺸﻢ ﺗﻪ ﻗﺒﻀﻮ ﻣﻬﺮ ﮐﺮﺩﻡ ﺩﺍﺩﻡ ﺑﻬﺶ ..ﮔﺬﺍﺷﺘﻢ ﺗﻪ ﮐﺸﻮ ﻓﺮﺩﺍ ﺻﺒﺢ ﭘﺮﺩﺍﺧﺖ ﮐﻨﻢ ...🔹ﭘﺴﺮﻩ ﮔﻔﺖ ﺩﯾﺪﯼ ﺑﺎﺑﺎﻣﻮ ﺑﯿﺎﺭﻡ ﻧﻤﯿﺘﻮﻧﯽ ﻧﻪ ﺑﮕﯽ ﺑﻬﺶ !ﺑﻌﺪﺵ ﺧﻨﺪﯾﺪ ...ﺑﺎﺑﺎﺵ ﺑﻪ ﭘﺴﺮﺵ ﮔﻔﺖ ﺑﺮﻭ ﺟﻠﻮﯼ ﺩﺭ ﻣﻦ ﻣﯿﺎﻡ ﺍﻭﻣﺪ ﺩﺭ ﮔﻮﺷﻢ ﮔﻔﺖ ﻣﻤﻨﻮﻧﻢ ﺍﺯﺕ ﺑﺨﺎﻃﺮ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺟﻠﻮﯼ ﺑﭽﻢ ﺑﺰﺭﮔﻢ ﮐﺮﺩﯼ !🔸ﺍﺯ ﺩﯾﺪﮔﺎﻩ ﺑﭽﻪ ﭘﺪﺭ ﺗﻨﻬﺎ ﺗﺮﯾﻦ ﻓﺮﺩﯾﻪ ﮐﻪ ﺣﻼﻝ ﻣﺸﮑﻼﺗﻪ ﻭ ﺗﻨﻬﺎ ﺗﺮﯾﻦ ﻓﺮﺩ ﺑﺰﺭﮒ ﺗﻮ ﺩﻧﯿﺎﺳﺖ،ﭘــﺪﺭ است که ﺩﺭ ﮐﺘﺎﺏ ﺟﺎﻳﻲ ﻧﺪﺍﺭد ﻭ ﻫﻴﭻ ﭼﻴﺰ ﺯﻳﺮ ﭘﺎﻳش ﻧﻴﺴﺖ ....ﺑﻲ ﻣِﻨَﺖ ﺍﺯ ﺍﻳﻦ ﻏﺮﻳﺒﮕﻲ ﻫﺎﻳش ﻣﻲ ﮔﺬﺭد ﺗﺎ ﭘﺪﺭ ﺑﺎﺷد ...ﻭ ﭘﺸﺖ ﺧﻨﺪﻩ ﻫﺎﻳش ﻓﻘﻂ ﺳﮑﻮﺕ ﻣﻲ کند...@hassanvillage
آنقدر قوی باشید که هیچ چیز"ذهنتان" را به هم نریزد ...در هر گفتگویی با دیگران کلامی ازسلامتی، شادی، محبتو برکت بر زبان بیاورید ...به تمام موجودات زندهبا لبخند نگاه کنید ...برای ناراحتی، "صبور "برای ترس، " قوی "و در برابر، خشم " متین " باشید ..بهترین باشید ...و با رفتار و عملتانبه دنیا بگویید که بهترین هستی.☘@hassanvillage
اگر دنبال یک سفر خانوادگی هستید حتما ببینید@hassanvillage
📅 جمعه ۲۳ مرداد ۱۴۰۵🌙 ۱ ربیعالاول ۱۴۴۸📆 ۱۴ اوت ۲۰۲۶امروز آغاز یک ماه تازه است؛ شاید برای تو هم آغاز یک تصمیم تازه باشد. اگر عادتی مدتهاست آرامش و سلامتیات را تحت تأثیر قرار داده، لازم نیست همه مسیر را یکباره طی کنی. فقط امروز یک قدم بردار. تغییرهای بزرگ، گاهی از کوچکترین تصمیمها آغاز میشوند.@hassanvillage
شب داستان زندگی ماستگاهی پر نـور، گاهی کم نـوراما هیچ شبی بیصبح نماندهبه امید طلوع آرزوهایتونشبتون پر از لبخند خدا@hassanvillage
#داستان_شب 💫🦋 برگه خالی 🍃 داشتم برگههای دانشجوهامو صحیح میکردم، یکی از برگههای خالی حواسمو به خودش جلب کرد؛ به هیچ کدام از سوالها جواب نداده بود !فقط زیر سوال آخر نوشته بود: "نه بابام مریض بوده، نه مامانم، همه صحیح و سالمن شکر خدا. تصادف هم نکردم، خواب هم نموندم، اتفاق بدی هم نیفتاده! دیشب تولد عشقم بود. گفتم سنگ تموم بذارم براش. بعد از ظهر یه دورهمی گرفتیم با بچهها. بزن و برقص. شام هم بردمش نایب و یه کباب و جوجه ترکیبی زدیم. بعد گفت : بریم دربند؟ پوست دستمون از سرما ترک برداشت ولی میارزید. مخصوصا باقالی و لبوی داغ چرخیهای سر میدون. بعدش بهونه کرد بریم امامزاده صالح دعا کنیم به هم برسیم. رفتیم. دیگه تا ببرمش خونه و خودم برگردم این سر تهرون، ساعت شده بود یک شب. راست و حسینی حالش رو نداشتم درس بخونم. یعنی لای جزوتم باز کردما، اما همش یاد قیافش میافتادم وقتی لبو رو مالیده بود رو پک و پوزش. خندهام میگرفت و حواسم پرت میشد. یهویی هم خوابم برد. بیهوش شدم انگار. حالا نمره هم ندادی، نده فدا سرت. یه ترم دیگه آوارت میشم نهایتش. فقط خواستم بدونی که بی اهمیتی و این چیزا نبوده. یه وقت ناراحت نشی!"چند سال بعد، تو یک دانشگاه دیگر، از پشت زد روی شانهام گفت: اون بیستی که دادی خیلی چسبید!گفتم: اگه لای برگهات یه تیکه لبو میپیچیدی برام بهت صد میدادم بچه خندید و دست انداخت دور گردنم. گفت: بچمون هفت ماهشه استاد. باورت میشه؟عکسش را از روی گوشیش نشانم داد. خندیدم.گفت: این موهات رو کی سفید کردی؟ این شکلی نبودی که !💔 نشستم روی نیمکت فلزی و سرد حیاط. نشست کنارم. دلم میخواست براش بگویم که یک شبی هم تولد عشق من بود، که خودش نبود، دورهمی نبود، نایب نبود، دربند نبود، امامزاده صالح نبود، فقط سرد بود !@hassanvillage
پنجشنبه است یک دانه شمع یک شیشه گلاب چه ملاقات ساده ای دارند رفتگان روحشون شاد و یادشون گرامی شادی روح رفتگان فاتحه و صلواتخاله قشنگم مرحومه مینا محمدزاده نبودت کنارمون باعث عذاب است روحت شا د و یادت برای همیشه جاویدان@hassanvillage
خیلی آموزنده ست حتما ببینید@hassanvillage
غیر از تو من یاری ندارم…یا علی ابن موسی الرضا🤍✨#مشهد #امام_رضا▪️رسانه روستای قلعهحسن@hassanvillage
🌅 صبح بخیرصبح پنجشنبهات بخیر.قبل از اینکه فکرهای دیروز و نگرانیهای فردا سراغت بیایند، چند لحظه همین امروز را زندگی کن. نفس بکش، لبخند بزن و به خودت فرصت بده دوباره شروع کنی. شاید امروز همان روزی باشد که بعدها از آن به عنوان نقطه آغاز یک تغییر بزرگ یاد کنی.@hassanvillage
خدایا در این شب تو را به مهربانیت قسم دلهای گرفته را شاد دستهای نیازمند را بی نیاز فرما و قلبی نورانی تنی سالم خیالی راحت و زندگی آرام نصیب دوستانم بگردان شبتون بخیر و در پناه خدا🤲@hassanvillage
✨گویند، مردی دو دختر داشت؛یکی را به یک کشاورز و دیگری را به یک کوزه گر شوهر داد...🔆چندی بعد همسرش به او گفت : ای مرد سری به دخترانت بزن واحوال آنها را جویا شو!مرد نیز اول به خانه کشاوز رفت وجویای احوال شد؛ دخترک گفت که زمین را شخم کرده و بذر پاشیده ایم اگر باران ببارد خیلی خوبست اما اگر نبارد بدبختیم...🌾مرد به خانه کوزه گر رفت، دخترک گفت کوزه ها را ساخته ایم و در آفتاب چیده ایم اگر باران ببارد بدبختیم و اگر نبارد خوبست...🔆مرد به خانه خود برگشت همسرش از اوضاع پرسید مرد گفت: چه باران بیاید وچه باران نیاید ما بدبختیم!!!💢حالا حکایت امروز ماست؛باران ببارد خيلی ها بی خانمان میشوند و خواب ندارد؛ و اگر نبارد خيلی ها آب و غذا ندارند ...!@hassanvillage
کانال رسمی قلعهحسن pinned «#دلنوشته_ادمین #بیست_و_هشتم_ماه_صفر بیشتر از هشت سال از فعالیت بنده در این کانال محلی میگذرد هیچچیز نداشتم؛ نه پشتوانهای، نه دستی که روی شانهام بگذارد و بگوید: ادامه بده. فقط یک دلِ بیقرار داشتم؛ دلنگرانی برای جایی که در آنجا به دنیا آمده بودم و به…»
#دلنوشته_ادمین#بیست_و_هشتم_ماه_صفربیشتر از هشت سال از فعالیت بنده در این کانال محلی میگذرد هیچچیز نداشتم؛ نه پشتوانهای، نه دستی که روی شانهام بگذارد و بگوید: ادامه بده. فقط یک دلِ بیقرار داشتم؛ دلنگرانی برای جایی که در آنجا به دنیا آمده بودم و به عشقش نفس میکشم، برای مردمی دوست داشتنی، که هر چند از نظر مسافت کیلومترها دور هستم ولی هر روز کنارشان زندگی میکنم.شبهایی بود که خستگی از چشمهایم میریخت، اما من باز خبر جمع میکردم، مینوشتم، منتشر میکردم؛ روزهایی بود که با شنیدن خبر مصیبت، اشک میریختم و پیام خبر فوت عزیزان را درج میکردم و بغض را در گلو خفه میکردم تا بتوانم خبر را دقیق تر به اطلاع همولایتی های گرانقدر برسانم و همیشه با خانواده های داغدار، همراه و عزادار بودم نه برای تشکر، نه برای دیده شدن، برای اینکه اگر حادثهای افتاد، هیچکس در این روستا بیخبر نماند.در این سالها بارها خبرهای عملکرد شورا و دهیاری و مجموعههای مختلف را انتقاد و تشویق کردم؛ نه از سر حمایت، نه از سر جهتدهی، فقط چون «خبر» بود و باید به مردم میرسید. اما همیشه یک بخشِ سخت هم بود؛ از پیویهایی که پیام میآمدند و میگفتند: این خبر را چرا ندادی؟ آن کار را بکن، این را نکن. چرا این را گذاشتی؟ چرا آن را نگذاشتی؟ آدمها گاهی فراموش میکنند که حتی یک کانال محلی هم باید تابع قوانین کشور باشد؛ که یک خبر اشتباه، یک برداشت عجولانه، میتواند برای یک نفر یا یک مجموعه مشکل، حاشیه یا تشویش اذهان بسازد. من همیشه تلاش کردهام کاری نکنم که کسی گرفتار شود، کاری نکنم که یک خبر، به جای روشنی، سایه بیندازد.رسانه برای من هیچوقت جای معامله نبوده و نیست جای روشن کردن تاریکیها بود، جای روشن نگه داشتن چراغی کوچک در دل یک روستای بزرگ، گاهی آدم در مسیرش به چیزهایی برمیخورد که دلش را میلرزاند؛ یادش میاندازد چرا روز اول این راه را انتخاب کرد، چرا تصمیم گرفت بیهیچ رنگ و سمت، فقط «صدا» باشد. کار رسانهای اگر قرار باشد رنگ بگیرد، دیگر رسانه نیست؛ دیگر صدای مردم نیست.من همیشه تلاش کردهام این کانال، همانطور که روز اول بود، بیطرف و جدا از هر ایل و طایفه، انسانی و روشن بماند. این چند خط فقط یادآوریست؛ در این روز بیست هشتم ماه صفر که اگر خبری منتشر شده، بهخاطر مردم بوده، نه هیچ چیز دیگر. و من همین مسیر را ادامه میدهم؛ آرام، بیادعا، بیحاشیه؛ مثل چراغی کوچک که در دل باد هم خاموش نمیشود.ممنونم از دوستانی که گهگاهی تقدیر کردند و ممنونم از عزیزانی که بیتفاوت رد شدند؛ همهی آنها بودند که مرا قویتر کردند. هشت سال از فعالیت من گذشته و هنوز هم گاهی فقط قسمتِ بدِ داستان دیده میشود؛ اما بدِ داستان، خودِ خبر نیست؛ نگاهیست که از قضاوت نادرست میآید. و من یاد گرفتهام حتی همین نگاهها هم بخشی از مسیرند؛ مسیرِ آدمهایی که برای مردم مینویسند، نه برای قضاوتها.✍ فرداد حسنی قلعه حسن بیست و یکم مرداد ماه ۱۴۰۵🟢 رسانه روستای قلعهحسن@hassanvillage
و من گذشتماز آدمهایی کهدلممیخواستبرایشانبمیرم...@hassanvillage
▪️رسانه روستای قلعهحسن@hassanvillage
امـروزتـون زیبا و پـراز انرژی مثبتامیـدوارم✨تـوشـه امروزتـون پراز برکت و عشق الهی🌱پراز احساس خـوشبختی پراز نگاه آرامش بخشو پراز امـید به زندگی بـاشـد.🍀 سلام صبحتون بخیر@hassanvillage
آرامـش آسمـان شب سهم قلبتان باشدو نـور ستـاره ها روشنی بـخشتـمام لحظہ هایتانخُــدایـا ستارههای آسمـانت راسقف خانه دوستانم کنتا زندگیشان مـانند ستـاره بدرخشد#شبتون_بخیر@hassanvillage
🏴 رحلت پیامبر اکرم (ص) ، شهادت امام حسن مجتبی (ع) و شهادت آفتاب هشتم امامت و ولایت حضرت علی ابن موسی الرضا (ع) را تسلیت عرض میکنیم▪️رسانه روستای قلعهحسن@hassanvillage
سلام دوستان خوب🌸🍃 صبحتون بخیر 🍃🌸آرزو میکنم قلبتون پر باشهاز مهر و محبت🌸🍃روحتون لبریز از آرامش وشادی🌸🍃وخیر و برڪت مهمونهمیشگی خونههاتون ان شاءالله 🌸🍃@hassanvillage
آرزو میکـنم ،هر آن چه در این لحظههااز دلتـان میگذردبه نسیم لـطافتِ خداوندبر شما روا گردد ♥️الهی آمین 🤲🏻شبتون بخیر دوستان 🪴@hassanvillage
#داستان_شب ✨🛕 قلعهٔ مستحکم🛕✨🛕روزی منجّم دربار، پس از ساعتها محاسبه و رصد ستارگان، نزد پادشاه آمد و گفت:🛕«ای پادشاه، در روز و ساعتی مشخص، بلایی بزرگ بر تو نازل خواهد شد؛ بلایی که اگر از آن غافل باشی، گریزی از آن نخواهی داشت.»🛕برخلاف انتظار، پادشاه از شنیدن این پیشگویی هراسان نشد، بلکه لبخندی از سر اطمینان بر لب آورد و گفت:🛕«اگر زمان حادثه را میدانم، پس میتوانم پیش از آن، راه نجاتی بیابم.»🛕بیدرنگ فرمان داد بهترین معماران، ماهرترین سنگتراشان و زبردستترین استادکاران سرزمین را گرد آورند تا مستحکمترین قلعهای را که تاکنون ساخته شده، برایش بنا کنند.🛕روزها و شبها، بیوقفه کار کردند. سنگهای عظیم را از دورترین کوهستانها آوردند، دیوارهایی به قطر چندین متر ساختند، برجهایی بلند برپا کردند و تنها یک درِ ورودی برای قلعه گذاشتند؛ آن هم با نگهبانانی که هیچکس را بدون اجازه راه نمیدادند.🛕سرانجام، یک روز پیش از موعد پیشگویی، قلعه آماده شد. پادشاه از استحکام آن شگفتزده شد و با سخاوت، به همهٔ معماران و کارگران پاداشی شایسته داد.🛕اما ترس، هرگز با دیوارهای بلند از میان نمیرود.🛕پادشاه برای اطمینان بیشتر، به مخفیترین اتاق قلعه رفت؛ اتاقی که هیچ پنجرهای نداشت و از هر سو در دل سنگها پنهان بود. هنگامی که در آنجا نشست، ناگهان متوجه شد از شکافهای بسیار باریک دیوار، چند رشته نور خورشید به داخل میتابد.💢با نگرانی فریاد زد:«همین شکافها راه نفوذ بلاست❗️ هیچ روزنهای نباید باقی بماند.»🚫خدمتکاران، همهٔ شکافها را با سنگ و ملات بستند. نه نوری ماند، نه نسیمی، نه راهی برای ورود هوا.☺️پادشاه با خیالی آسوده لبخند زد و با خود گفت:«اکنون دیگر هیچ حادثهای به من نخواهد رسید.»♨️اما ساعتی نگذشت که نفسهایش سنگین شد. هوای اتاق پایان یافت و همان پناهگاهی که برای نجات خود ساخته بود، آرامآرام به زندانی مرگبار تبدیل شد.❌پادشاه نه با شمشیر دشمن کشته شد، نه با حادثهای بیرون از قلعه؛ بلکه با ترسِ بیاندازه و تلاش برای گریز از سرنوشت، خود راه نابودی خویش را هموار کرد.💢و پیشگویی منجّم، درست همانگونه که گفته بود، به حقیقت پیوست.🌿 حکمت داستان:✅گاهی انسان آنقدر از وقوع یک خطر میترسد که ناخواسته، خود زمینهٔ همان خطر را فراهم میکند. احتیاط، نشانهٔ خرد است؛ اما ترسی که به وسواس تبدیل شود، آرامش، آزادی و حتی زندگی را از انسان میگیرد.❇️سرنوشت را نمیتوان تنها با دیوارهای بلند و درهای بسته شکست داد. گاهی بزرگترین دشمن انسان، ترسی است که درون خودش خانه کرده است.✳️«کسی که تمام عمرش را صرف فرار از مرگ میکند، ممکن است پیش از آنکه زندگی کند، مرده باشد.»@hassanvillage
#فروشی#مزدا_باریبه اطلاع میرسانیم فروش یک دستگاه مزدا تک کابین 2000 مدل سال ۱۳۹۵ تک برگ سند، با اطاق فلزی و بدون تصادف ، #توجه👈 نزدیک دو سال خاموش،بوده و بدون استفاده جهت اطلاعات بیشتر با آیدی زیر مراجعه کنید@Fardad_hasanil حسنی🟢 رسانه روستای قلعهحسن @hassanvillage
پدر عزیزم " مرحوم غلامعلی صادقیان"چهارده سال از رفتنت میگذرد و هنوز نام و یادت در میان ما زنده است.امروز در پانزدهمین سالگرد درگذشتت، یادی میکنیم از سالهایی که در کنارمان بودی و خاطراتی که از تو برایمان به یادگار مانده است"با خواندن فاتحه و صلوات روحشان قرین رحمت الهی:پدرم روحت شاد و یادت گرامی 🖤از طرف فرزندان@hassanvillage
ǰ🌅 هر صبح، یک شروع دوباره است...امروز را با آرامش آغاز کن؛ذهن آرام، راه را روشنتر میبیند. 🤍🌿صبحتون بخیر @hassanvillage
خــدایابا معجزه هایی که فقط از دست تو برمیادبهــمون ثابت کن که هیچ صبریهیچ امیــدی بی جواب نمیمونـه...👌🏻شبتون بخیر @hassanvillage
#داستان_شب ✅مردی ثروتمند وارد رستورانی شد. نگاهی به این طرف و آن طرف انداخت و دید زنی سیاه پوست در گوشهای نشسته است. به سوی پیشخوان رفت و کیف پولش را در آورد و خطاب به گارسون فریاد زد، برای همه کسانی که اینجا هستند غذا میخرم، غیر از آن زن سیاهی که آنجا نشسته است!گارسون پول را گرفته و به همه کسانی که در آنجا بودند غذای رایگان داد، جز آن زن سياه پوست.زن به جای آن که مکدر شود و چین بر جبین آشکار نماید، سرش را بالا گرفت و نگاهی به مرد کرده با لبخندی گفت، تشکّر میکنم.مرد ثروتمند خشمگین شد. دیگربار نزد گارسون رفت و کیف پولش را در آورد و به صدای بلند گفت، این دفعه یک پرس غذا به اضافۀ غذای مجّانی برای همه کسانی که اینجا هستند غیر از آن سياه که در آن گوشه نشسته است.دوباره گارسون پول را گرفت و شروع به دادن غذا و پرس اضافی به افراد حاضر در رستوران کرد و آن زن سياه را مستثنی نمود. وقتی کارش تمام شد و غذا به همه داده شد، زن لبخندی دیگر زد و آرام به مرد گفت، سپاسگزارم.مرد از شدت خشم دیوانه شد. به سوی گارسون خم شد و از او پرسید،این زن سیاهپوست دیوانه است؟ من برای همه غذا و نوشیدنی خریدم غیر از او و او به جای آن که عصبانی شود از من تشکر میکند و لبخند میزند و از جای خود تکان نمیخورد.گارسون لبخندی به مرد ثروتمند زد و گفت، خیر قربان. او دیوانه نیست. او صاحب این رستوران است.📝شاید کارهایی که دشمنان ما در حق ما میکنند نادانسته به نفع ما باشد...@hassanvillage
سلام جناب آقای حسنی عزیز من هم به نوبه خودم از تمامی زحمات شما تشکر میکنم واقعا از وقتی که مدیریت کانال به عهده گرفتین من واقعا لذت میبرم. آقا مرسی دمت گرم الهی که مسیر زندگیت همیشه سبز پور نور باشه#ادمین ✍ این پیام محبت آمیز از طرف آقای حمید سینائیان فرزند گرانقدر جناب آقای شهباز سینائیان برای بنده ارسال شد ضمن تشکر از این همولایتی گرانقدر و به درخواست خودشان درج میگرددسپاسگزار همه شما همراهان گرانقدر هستیم 🙏🙏@hassanvillage
🖊🪴به نام آفریدگار اندیشه، فرهنگ و هنربه احترام آنان که خبر را زندگی کردند؛به احترام آنان که تلاش میکنند تا حقیقت را پیدا و درست روایت کنند.روز خبرنگار؛ ادای احترام به قلمهایی است که برای آگاهی مینویسند و انسانهایی که برای حقیقت، مسئولانه میایستند.این روز را به همه همکاران گرانقدر🌷آقایان 👇🌸🍃 فروزش،مدیر کانال قلعه بیگ 🌸🍃 شاکری مدیر کانال پیرودانلو 🌸🍃باقر زاده مدیر کانال اوغاز تازه🌸🍃 مهدوی مدیر کانال کهنه اوغاز 🌸🍃جهانگیری مدیر کانال اولاشلو 🌸🍃دلاور مدیر کانال گدوگانلو 🌸🍃کوهستانی مدیر کانال قرچقه🌸🍃 قوچانی مدیر کانال علی زینل🌸🍃 شادکام مدیر کانال خریج 🌸🍃صابری مدیر کانال نقاب 🌸🍃 ریحانی مدیر کانال شکوه درفک🌸🍃 خوشقامت مدیر کانال نامانلو 🌸🍃 اسماعیلی مدیر کانال امامقلی فعالان رسانهای استان خراسان صمیمانه تبریک عرض میکنیم و برای یکایک این عزیزان ، توفیق، عزت و سربلندی آرزو داریم.✍ فرداد حسنی رسانه روستای قلعه حسن@hassanvillage🫀❤️🫀❤️🫀❤️🫀❤️🫀❤️🫀❤️🫀💥✅ در ذیل این مطلب خواستم بگم بعضیا با اینکه تا کنون همو زیارت نکردیم و رفاقت مجازی داریم و بیش از صدها کیلومتر دور هستند ولی بوی معرفتش همین نزدیکیها به مشام میرسه و خلاصه با یه تبریک و خشک و خالی که واسم یه دنیا ارزشمند هست انرژی بخش فعالیت در کانال و محکمی و همبستگی دوستی مان میباشد با تشکر از شما دوست عزیز آقای فرداد حسنی مدیر کانال روستای قلعه حسن من هم به نوبه خودم #روز_خبرنگار رو به شما تبریک عرض میکنمانشاالله همیشه سلامت و تندرست و سرخوش باشی🫀 دوست خوبه دلی باشه نه زبانی🫀دوست کوچک شما ؛شادکام
در روز خبرنگار، پیامهای محبتآمیز بسیاری از همراهان، مخاطبان و دوستان برای بنده حقیر ارسال شد که البته خود را لایق خبرنگاری نمیدانم مهربانی همهی شما روشن و ارزشمند است.از این همراهی صمیمانه سپاسگزاریم و آن را سرمایهی رسانهای خود میدانیم.✍فردادحسنی قلعه حسن@hassanvillage
صبحتــــــــون پراز شادی امیــــــــدوارم یه روز عالی راکنارخانواده ودوستــــــــانداشتــــــــه باشیدثانیه ثانیــــــــه امروز رو به خوشی سپــــــــری کنید🍃🌸سلام صــبـــح🌤ــــــــتون بخیر@hassanvillage
5
2
4
3
1
نگاهی به زندگی نامه خبرنگار شهید محمد رضا امانی میثم
دعای امشی خدا همیشه کنارتون باشهقدمتون در مسیر نور و آرامش برداشته بشه و شبتون به زیبـایی نامهای خدا رقم بخوره🪴@hassanvillage
.مردی ساده چوپان شخصی ثروتمندی بود و هر روز در مقابل چوپانی اش پنج درهم از او دریافت می کرد.یک روز صاحب گوسفندان به چوپانش گفت: می خواهم گوسفندانم را بفروشم چون می خواهم به مسافرت بروم و نیازی به نگهداری گوسفند و چوپان ندارم و می خواهم مزدت را نیز بپردازم. پول زیادی به چوپان داد اما چوپان آن را نپذیرفت و مزد اندک خویش را که هر روز در مقابل چوپانی اش دریافت می کرد و باور داشت که مزد واقعی کارش است، ترجیح داد. چوپان در مقابل حیرت زدگی صاحب گوسفندان، مزد اندک خویش را که پنج درهم بود دریافت کرد و به سوی خانه اش رفت. چوپان بعد از آن روز که بی کار شده بود، دنبال کار می گشت اما شغلی پیدا نکرد ولی پول اندک چوپانی اش را نگه داشت و خرج نکرد به امید اینکه روزی به کارش آیددر آن روستا که چوپان زندگی می کرد مرد تاجری بود که مردم پولشان را به او می دادند تا به کاروان تجارتی خویش کالای مورد نیاز آنها را برایشان خریداری کند. هنگامی که وعده سفرش فرا رسید ، مردم مثل همیشه پیش او رفتند و هر کس مقداری پول به او داد و کالای مورد نیاز خویش را از او طلب کرد.چوپان هم به این فکر افتاد که پنج درهمش را به او بدهد تا برایش چیز سودمندی خرید کندلذا او نیز به کسانی که نزد تاجر رفته بودند، رفت. هنگامی که مردم از نزد تاجر رفتند ، چوپان پنج درهم خویش را به او داد. تاجر او را مسخره کرد و خنده کنان به او گفت: با پنج درهم چه چیزی می توان خرید؟ چوپان گفت: آن را با خودت ببر هر چیز پنج درهمی دیدی برایم خرید کن.تاجر از کار او تعجب کرد و گفت: من به نزد تاجران بزرگی می روم و آنان هیچ چیزی را به پنج درهم نمی فروشند؛ آنان چیزهای گرانقیمت می فروشند. اما چوپان بسیار اصرار کرد و در پی اصرار وی تاجر خواسته اش را پذیرفت.تاجر برای انجام تجارتش به مقصدی که داشت رسید و مطابق خواسته ی هر یک از کسانی که پولی به او داده بودند ما یحتاج آنان را خریداری کرد. هنگام برگشت که مشغول بررسی حساب و کتابش بود ، بجز پنج درهم چوپان چیزی باقی نمانده بود و بجز یک گربه ی چاق چیز دیگری که پنج درهم ارزش داشته باشد نیافت که برای آن چوپان خریداری کند. صاحب آن گربه می خواست آن را بفروشد تا از شرش رها شود ، تاجر آن را بحساب چوپان خرید و به سوی شهرش بر می گشت.در مسیر بازگشت از میان روستایی گذشت ، خواست مقداری در آن روستا استراحت کند ، هنگامی که داخل روستا شد ، مردم روستا گربه را دیدند و از تاجر خواستند که آن گربه را به آنان بفروشد . تاجر از اصرار مردم روستا برای خریدن گربه از وی حیرت زده شد. از آنان پرسید: دلیل اصرارتان برای خریدن این گربه چیست؟ مردم روستا گفتند: ما از دست موشهایی که همه زراعتهای ما را می خورند مورد فشار قرار گرفته ایم که چیزی برای ما باقی نمی گزارندو مدتی طولانی است که به دنبال یک گربه هستیم تا برای از بین برن موشها ما را کمک کند. آنان برای خریدن آن گربه از تاجر به مقدار وزن آن طلا اعلام آمادگی کردند . هنگامی که تاجر از تصمیم آنان اطمینان حاصل کرد، با خواسته آنان موافقت کرد که گربه را به مقدار وزن آن طلا بفروشد. چنین شد و تاجر به شهر خویش برگشت ، مردم به استقبالش رفتند و تاجر امانت هر کسی را به صاحبش داد تا اینکه نوبت چوپان رسید.تاجر با او تنها شد و او را به خداوند قسم داد تا راز آن پنج درهم را به او بگوید که آن را از کجا بدست آورده است؟ چوپان از پرسش های تاجر تعجب کرد اما داستان را بطور کامل برایش تعریف نمود. تاجر شروع به بوسیدن چوپان کرد در حالی که گریه می کرد و می گفت: خداوند در عوض بهتر از آن را به تو داد چرا که تو به روزی حلال راضی بودی و به بیشتر از آن رضایت ندادی. در اینجا بود که تاجر داستان را برایش تعریف کرد و آن طلاها را به او داد.✅این است معنی برکت در روزی حلال.... @hassanvillage
سلام دوست عزیزم جناب آقای فرداد حسنی عزیز ضمن یاد شهید خبرنگار و بزرگوار روستای باصفای قلعه حسن ما به پاس خدمات ارزنده ی شما در رسانه ی خبری کانال قلعه حسن روز خبرنگار را به شما تبریک می گویم امیدوارم که همیشه قلمتان پاسبان خبرهای خوش برای ولایتمان باشد ارادتمند شما هادی قربانیان معلم و عضو کوچکی از جامعه ورزش پر افتخار کشتی
#پیام_همولایتی با سلام 🌹فرارسیدن ۱۷ مرداد، روز خبرنگار را به همه تلاشگران متعهد عرصه خبر و رسانه،/ الأخص رسانه روستای قلعه حسن در رسانه های تلگرام،اینستاگرام و روبیکا که آقای حسنی و دیگر دوستان بر عهده دارند رو تبریک عرض میکنم. از خداوند برای شما قلمی استوار، اندیشهای روشن و توفیق روزافزون در مسیر آگاهیبخشی مسئلت دارم.از شما آقای حسنی و دیگر مدیران رسانه روستای قلعه حسن احتراما نهایت تشکر رو دارم که در همه زمینه ها مردم روستای عزیزمون رو مطلع از اخبار روزانه با خبر میکنید.سپاس از لطفتون 🙏🌹@hassanvillage
کانال رسمی قلعهحسن pinned «🖊🪴به نام آفریدگار اندیشه، فرهنگ و هنر به احترام آنان که خبر را زندگی کردند؛ به احترام آنان که تلاش میکنند تا حقیقت را پیدا و درست روایت کنند. روز خبرنگار؛ ادای احترام به قلمهایی است که برای آگاهی مینویسند و انسانهایی که برای حقیقت، مسئولانه میایستند.…»
آدم سالم كيست؟روان شناسی مردم شناسی ، در جواب اين سوال می گوید:آدم سالم، آدمی است كه با خودش و با آدمهاى اطرافش در حال جنگ و ستيز نيست، نتيجتاً حضورش به آدم انرژى ميده!بيشتر از اينكه انتقادگر باشه، مشوقه!بيشتر از اينكه منفى باشه، مثبته!بيشتر از اينكه متكبر باشه، متواضعه!بيشتر از اينكه بخواد خودنمايى كنه، دوست داره در يك فضاى اشتراكى، ديگرانو ببينه و همينطور خودش ديده بشه!با آدم سالم، شما بهترين بخش وجودتون بيرون مياد.آدم سالم زيباييهارو ميبينه و به زبون مياره!آدم سالم خوش خلق هستش، مزاح و طنز خوبى داره!آدم سالم همونى هست كه ميبينى، فى البداهه است!خلاقيت داره،برخوردش محترمانه است،حرمت شما حفظ ميشه،ميتونيد به او اعتماد كنيد، احساس امنيت كنيد!آدم سالم كنترل نياز نداره،تحقير نياز نداره،تسلط نياز نداره!آدم سالم با مجموعه رفتارهاش به شما احساسى رو ميده كه در حقيقت شما خودت رو مثبت تر و بهتر از انچه که هستی ببینی. 🌸🌺🍀🌱🦋🌱🍀🌺🌸
🖊🪴به نام آفریدگار اندیشه، فرهنگ و هنربه احترام آنان که خبر را زندگی کردند؛به احترام آنان که تلاش میکنند تا حقیقت را پیدا و درست روایت کنند.روز خبرنگار؛ ادای احترام به قلمهایی است که برای آگاهی مینویسند و انسانهایی که برای حقیقت، مسئولانه میایستند.این روز را به همه همکاران گرانقدر🌷آقایان 👇🌸🍃 فروزش،مدیر کانال قلعه بیگ 🌸🍃 شاکری مدیر کانال پیرودانلو 🌸🍃باقر زاده مدیر کانال اوغاز تازه🌸🍃 مهدوی مدیر کانال کهنه اوغاز 🌸🍃جهانگیری مدیر کانال اولاشلو 🌸🍃دلاور مدیر کانال گدوگانلو 🌸🍃کوهستانی مدیر کانال قرچقه🌸🍃 قوچانی مدیر کانال علی زینل🌸🍃 شادکام مدیر کانال خریج 🌸🍃صابری مدیر کانال نقاب 🌸🍃 ریحانی مدیر کانال شکوه درفک🌸🍃 خوشقامت مدیر کانال نامانلو 🌸🍃 اسماعیلی مدیر کانال امامقلی فعالان رسانهای استان خراسان صمیمانه تبریک عرض میکنیم و برای یکایک این عزیزان ، توفیق، عزت و سربلندی آرزو داریم.✍ فرداد حسنی رسانه روستای قلعه حسن@hassanvillage
به جرات میتوان گفت خبرنگاران تصویرگر زمان خود و وجدان بیدار دنیا هستند چراکه در عمق جامعه زندگی می کنند و تلاش های بسیار زیادی برای سلامت فکری و فرهنگی جامعه شان انجام داده اند بنابراین خبرنگاران را می توان سمبل دلسوزی، مطالبه گری، تعهد، آگاهی بخشی و وظیفه شناسی دانست.جناب آقای فرداد حسنی (مدیرتوانمندرسانه قلعه حسن)به مناسبت فرارسیدن روز خبرنگار یعنی هفدهم مرداد که یادآور رشادت ها و ایثارگری های خبرنگاران شجاع و متعهدمیباشداین روز عزیزرا خدمت شما تبریک عرض نموده وامیدوارم که درتمام مراحل زندگی موفق ومویدباشید.قلمت روشن،نگاهت دقیق وروزت مبارکازطرف: محمد عبدالهی@hassanvillage
شبتون بخیر همراهان گرامی✨️🌱@hassanvillage
#داستان_شب «ولد به ادب زنده است، نه به نسب»🔹میگویند در شهری قدیمی، دو نوجوان همسنوسال زندگی میکردند.یکی فرزندِ خانوادهای نامدار و ثروتمند بود؛دیگری، پسرِ مردی ساده و گمنام.روزی هر دو به مجلسی دعوت شدند.آنکه نسبِ بلندبالا داشت، با تکیه بر نام پدر وارد شد؛🔹بیاحترام نشست، سخن دیگران را برید و خود را برتر دید.اما آن یکی، آرام وارد شد، سلام کرد، گوش داد و سنجیده حرف زد.وقتی مجلس پایان یافت، بزرگان شهر نگفتند:«این پسرِ کیست؟»گفتند:🔸«این پسر چهقدر باادب است.»و آنجا بود که معنی این مثل روشن شد:آدمی را نه نام پدر زنده نگه میدارد،نه شجرهنامه و نه عنوان؛این ادب است که انسان را ماندگار میکند.🔹ولد به ادب زنده است، نه به نسبیعنی ارزش انسان به رفتار و منش اوست، نه به آنچه از پیش به ارث برده.@hassanvillage
هستی جان ومارال عزیز: به پاس تلاشهای شبانهروزی شما در انعکاس واقعیتها و پاسداری از حرمت قلم، روز خبرنگار را صمیمانه خدمت شما دو عزیزدلم تبریک میگوییم و برایتان سلامتی، سربلندی و موفقیت آرزو دارم.ازطرف: محمد عبدالهی@hassanvillage
روز خبرنگار مبارکبه نام خداروز خبرنگار را به جناب آقای فرداد حسنی، مدیر و خبرنگار پرتلاش رسانه «تاثیرگذار قلعهحسن»، صمیمانه تبریک عرض میکنم.رسانه تاثیرگذار، تنها رسانهای است که با عشق و مسئولیتپذیری، پیامآور مهربانیها، کمکهای خیرخواهانه و بازتابدهنده اخبار اجتماعی و فرهنگی منطقه بوده است.جناب آقای حسنی، با وجود همه سختیها و مشکلات، همواره با پشتکار، تعهد و دلسوزی در مسیر آگاهیبخشی و خدمت به مردم گام برداشتهاید و این تلاش ارزشمند، شایسته قدردانی است.از صمیم قلب، روز خبرنگار را به شما تبریک میگویم و برایتان سلامتی، سربلندی، توفیق روزافزون و تداوم این مسیر ارزشمند را آرزو دارم.روزتان مبارک و قلمتان همیشه ماندگار.✍ مرتضی امانی قلعهحسن
❇️ هفدهم مرداد ماه روز خبرنگار گرامی میداریم یاد و خاطره خبرنگار شهید والامقام محمد رضا امانی 🌷این روز عزیز را خدمت همولایتی های خبرنگار منطقه بیچرانلو جناب آقای مرتضی امانی و سرکار خانم فاطمه میرزایی تبریک عرض میکنیم🟢 رسانه روستای قلعهحسن@hassanvillage
🌷ســــــلام🌸صبحتون به زیبـایی گَـل🌷قـلبتون به زلالی آب🌸وکارهای روزمرهتون روان و جاری🌷چـون جویبار🌸یک دنیـا خوشبختی بـرای🌷تک تک شما عزیزان آرزومندم🌸روز زیبـای آدینه تون بخیر@hassanvillage
#داستان_شب 📚حکایتلذت شادی...*بهرام گرامی ، معروف به "بهرام قصاب" ، میلیاردر ایرانی که بزرگترین کوره آجر پزی خصوصی در منطقه "تمبی" مسجدسلیمان را با بیش از 200 هزار سفال و آجر ، وقف خیریه کرده است ...* *او داستان جالبی از زمانی که در فقر زندگی کرده است ، بازگو میکند .**میگويد : من در خانوادهای بسیار فقیر و در روستای "گلی خون" در حوالی "پاگچ امام رضا" زندگی میکردم .**هنگامی که از بچههای مدرسه خواستند که برای رفتن به اردو یک ریال با خود بیاورند ، خانوادهام به رغم گریههای شدید من ، از پرداخت آن عاجز ماندند .**یک روز قبل از اردو ، در کلاس به یک سؤال درست جواب دادم و معلمِ من که از اهالی "کلگیر" بود و از وضعیت فقرِ خانواده ما هم آگاه بود ، به عنوان جایزه به من یک ریال داد و از بچهها خواست برایم کف بزنند . غم وغصه من ، تبدیل به شادی شد و به سرعت با همان یک ریال در اردوی مدرسه ثبت نام کردم .**دوران مدرسه تمام شد و من بزرگ شدم و وارد زندگی و کسب و کار شدم و به فضل پروردگار ، ثروت زیادی هم به دست آوردم و بخشی از آن را وارد اعمال خیریه نمودم . در این زمان به یاد آن «معلم کلگیری» افتادم و با خود فکر میکردم که آیا آن یک ریالی که به من داد ، صدقه بود یا جایزه ؟!**به جواب این سئوال نرسیدم و با خود گفتم : نیتش هرچه که بود ، من را خیلی خوشحال کرد و باعث شد دیگر دانش آموزان هم نفهمند که دلیل واقعی دادن آن یک ریال چه بود .* *تصمیم گرفتم که او را پیدا کنم و پس از جستجوی زیاد ، او را در بازار "نمره یک" یافتم . در زندگی سختی به سر میبرد و قصد داشت که از آن مکان هم کوچ کند .**بعد از سلام و احوال پرسی به او گفتم : "استاد عزیز ، تو حق بزرگی به گردن من داری" . او گفت : "من اصلاً به گردن کسی حقی ندارم" . من داستان کودکی خود را برایش بازگو نمودم و او به سختی به یاد آورد و خندید و گفت : "لابد آمدهای که آن یک ریال را به من پس بدهی" ؟ گفتم : " آری" و با اصرار زیاد ، او را سوار بر ماشین خود کردم و به سمت یکی از ویلاهایم در "چم آسیاب" به راه افتادم .**هنگامی که به ویلا رسیدم ، به استادم گفتم : "استاد ، این ویلا و این ماشین را باید به جزای آن یک ریال از من قبول کنی و مادام العمر هم حقوق ماهیانه ای نزد من خواهی داشت" . استاد که خیلی شگفت زده شده بود گفت : "اما این خیلی زیاد است" .**من گفتم : "به اندازه آن شادی و سروری که در کودکی در دل من انداختی نیست" . من هنوز هم لذت آن شادی را در درونِ خودم احساس میکنم ...**مرد شدن ، شاید تصادفی باشد ، ولی مرد ماندن و مردانگی ، کار هر کسی نیست !**ﻫﻤﻪ ﻣﯽﺗﻮﺍﻧﻨﺪ ﭘﻮﻟﺪﺍﺭ ﺷﻮﻧﺪ ...* *اما ﻫﻤﻪ ﻧﻤﯽﺗﻮﺍﻧﻨﺪ "ﺑﺨﺸﻨﺪﻩ" باشند .**که ﭘﻮﻟﺪﺍﺭﯼ ﯾﮏ ﻣﻬﺎﺭت است .* *ﻭ اما ﺑﺨﺸﻨﺪﮔﯽ ﯾﮏ ﻓﻀﯿﻠﺖ ...@hassanvillage
haghbin_ehsan: انا لله و انا الیه راجعون.روح مادر تنها شه#ید خبرنگار استان در سکوت خبری از بین ما پر کشید و به دیدار حق شتافت.این ویدئو، آخرین ویدئویی هست که از ایشان دارم. در این گفتگو نحوه اعزام همزمان دو فرزندش به جبههها را بیان میکند. روحت شاد.همین امروز ظهر توو این فکر بودم که با مرتضی (فرزند مادر) تماس بگیرم و بپرسم شرایط عیادت هست که گویا کمی دیر اقدام کردیم💾 ربات دانلود از اینستا: @instasave_bot
🌹🌷همیشه در قضاوت دیگران تعمق و تفکر بیشتری داشته باشیمگرچه این فیلم مربوط به چند سال پیش بوده وتکراریست ولی تماشای چند باره آن ،خالی از احساس نیست.این فیلم کوتاه اینقدر زیباست و زیبایی در آن نهفته است که هر انسان صادق و خالصی دوست دارد آنرا مجددا ببیند تنها فیلم کوتاهی که سه جایزه معتبر ایتالیا، آلمان، و فرانسه را از آن خود کرد@hassanvillage
امروز پنجشنبه ۱۴۰۵/۵/۱۵شادی روح همه اموات بویژه عزیزان تازه درگذشته قلعه حسن ▪️مرحوم حاج سالار قربانی ▪️مرحومه حاجیه خانم بیچرانلو ▪️مرحومه مینا محمدزاده ▪️مرحوم جواد رئوفی #فاتحه_و_صلوات▪️رسانه روستای قلعهحسن@hassanvillage
خدایا...امروز،درهای رزق حلال،برکت،سلامتی،و آرامش رابه روی همه بندگانت بگشا...🤍الهی...هیچ خانهایاز امید،هیچ سفرهایاز برکت،و هیچ دلیاز محبت خالی نماند...✨آمین یا رب العالمین 🌸سلام صبحتون بخیر ✨️
مکش منت به هر نامرد و مردیمده دل را به ذلت دست فردیاگر او را به تو مهر و وفا نیستاگر او بر جراحاتت دوا نیسترهایش کن مرنجان خویشتن رامبر هرگز ز یادت این سخن را#صائب تبریزی@hassanvillage
از طرف سعید فلاح@hassanvillage
شیر مادر خطر ابتلا به دیابت، سرطان و اماس را کاهش میدهد🔹مدیر گروه جوانی جمعیت دانشگاه علوم پزشکی تهران اعلام کرد که شیر مادر به کاهش ابتلای شیرخوار به بیماریهای غیر واگیر از جمله دیابت، سرطان و اماس در بزرگسالی کمک میکند
کالابرگ سه گروه فردا شارژ میشود🔹با واریز سیزدهمین مرحله یارانه غیرنقدی، کالابرگ سرپرستان خانوارهایی که رقم انتهایی کد ملی آنها صفر تا دو است، فردا ۱۵ مردادماه شارژ میشود.🔹طبق زمانبندی تعیین شده، کالابرگ سرپرستان خانوارهایی که رقم پایانی کد ملی آنها سه تا شش است در ۲۰ مرداد شارژ میشود.🔹کدهای ملی هفت تا ۹ نیز در تاریخ ۲۵ مرداد فعال و قابل استفاده در تمام فروشگاههای متصل به سامانه کالابرگ خواهد بود.
#تقویم📅 چهارشنبه ۱۴ مرداد ۱۴۰۵ | ۲۱ صفر ۱۴۴۸ | ۵ اوت ۲۰۲۶هر طلوع خورشید، پیامی از امید است؛ اینکه هنوز فرصت داری زندگی را زیباتر بسازی، قلبی را شاد کنی و قدمی به آرزوهایت نزدیکتر شوی. امروز را با عشق آغاز کن و با رضایت به پایان برسان.@hassanvillage
پـــروردگارا سلامتی را نصیب خانواده هایماندلخوشی رانصیب خانه هایمانوآرامش رانصیب دل هایمان گـــــردان الهی آمیـــــن🤲🏻🪴شبتون بخیرر🤍@hassanvillage
#داستان_شب 💫🌳مردی با همسرش به پیکنیک میروند.پس از اینکه خودروی خود را در کنار جاده پارک میکنند، زن خطاب به مرد میگوید: "بریم بشینیم زیر اون درخت.🌳"اما مرد میگوید: "نه! همین وسط جاده بهتره! زود زیرانداز رو پهن کن!"زن میگوید: "آخه اینجا که ماشین میزنه بهمون!"ولی مرد با اصرار وسط جاده زیرانداز را پهن میکند و مینشینند وسط جاده!🌳بعد از مدتی یک تریلی با سرعت به سمت آنها میآید و هرچه بوق میزند، آنها از جایشان تکان نمیخورند؛ کامیون هم مجبور میشود فرمان را بپیچاند و مستقیم به همان درختی که در آن نزدیکی بود اصابت میکند.🌳مرد که این صحنه را میبیند، رو به زنش میگوید: "دیدی گفتم وسط جاده امنتره! اگه زیر اون درخت بودیم الان هر دومون مُرده بودیم!!!"💥پی نوشت: برخی از افراد تحت هیچ شرایطی نمیخواهند اشتباه خود را بپذیرند و همیشه بهشکلی کاملاً حق به جانب صحبت میکنند؛اگر هم اتفاقی بیفتد شروع به فرافکنی کرده و دیگران را مقصر میدانند.@hassanvillage
.🥀خوشا آنانکه با عزت زگیتی🥀بساط خویش برچیدند و رفتنـد. 🥀 ز کالاهای این آشفـته بازار 🥀 محبت را پسندیدند و رفتنـــد. ◾با تقدیم احترام و سپاسبدین وسیله از یکایک شما سروران اهالی روستاهای پیرودانلو، قلعه حسن ،قلعه بیگ ،هم ولایتی های مقیم تهران بزرگ ،کرج ،شهریار ودیگر دوستان، آشنایان، بستگان و مسئولان ارجمندی که در مراسم اولین سالگرد عروج ملکوتی فرزند دلبندم مرحوم ابوالفضل عصمت دار شرکت نموده و با ابراز همدردی موجب تسلی خاطرمان شدید صمیمانه سپاسگزاریم.همچنین از کلیه عزیزانی هم که با ارسال تاج گل، پیام، پیامک، تماس تلفنی و تراکت تسلیت با ما ابراز همدردی نمودند متشکریم.امید است فرصت جبران زحمات شما در شادی هایتان میسر گردد🌱🙏.از طرف خانواده های عصمت دار ،محمدی،عصمت دوست و دیگر بستگان@hassanvillage
کانال رسمی قلعهحسن pinned a photo
#پیام_همولایتیبا سلام لطفا این پیام بنده را در رسانه قلعه حسن به اشتراک بگذارید از همولایتی های گرانقدر خواهشمندیم لطفا اگر در مراسم تدفین شرکت میکنید احترام خانواده های عزادار را نگه دارید و جلسه خنده و شوخی با یکدیگر را بر سر مزار هنگام خاکسپاری متوفی که همه خانواده های داغدار، در حال سوگواري هستند برگزار نکنید ❌#ادمین ✍ ضمن عرض تسلیت چشم حتما پیام شما درج میگردد امیدواریم که دیگر شاهد این چنین رفتارهای ناخواسته غیر عمدی نباشیم ⛔️ ▪️رسانه روستای قلعهحسن
پیاده روی به نیت شادی روح جوان ناکام مرحوم ابوالفضل عصمت دار در اولین سالگرد درگذشت این جوان بامرام و با محبت قلعه حسن فرداد حسنی رسانه روستای قلعه حسن@hassanvillage
اربعین حسینی پیاده روی ده کیلومتری به نیت شادی روح شهدای قلعه حسن و مادر خبر نگار شهید محمدرضا امانی روحشان شاد و یادشان گرامی فرداد حسنی رسانه روستای قلعهحسن@hassanvillage
چهل روز🎶🎵محسن چاووشی🎶🎵
عالم همه قطره و دریاست حسین، خوبان همه بنده و مولاست حسین، ترسم که شفاعت کند از قاتل خویش، از بس که کَرَم دارد و آقاست حسیناربعین حسینی تسلیت باد🖤@hassanvillage
#تقویم📅 سهشنبه ۱۳ مرداد ۱۴۰۵ | ۲۰ صفر ۱۴۴۸ | ۴ اوت ۲۰۲۶هر روز، فرصتی تازه برای نوشتن داستان زندگی است. گذشته، درس بود و آینده، امید؛ اما امروز، تنها فرصتی است که در اختیار توست. آن را با عشق، آگاهی و تلاش زندگی کن.@hassanvillage
اربعین حسینی تسلیت عرض میکنیم ▪️ رسانه روستای قلعهحسن@hassanvillage
تمدید مهلت تسلیم اظهارنامه مالیات بر درآمد املاک و مستغلات اجاری تا ۳۱ شهریور ۱۴۰۵مدیرکل امور مالیاتی خراسان شمالی از تمدید مهلت تسلیم اظهارنامه مالیات بر درآمد املاک و مستغلات اجاری مربوط به عملکرد سال ۱۴۰۴ تا تاریخ ۳۱ شهریور ۱۴۰۵ خبر داد.به گزارش روابط عمومی اداره کل امور مالیاتی خراسان شمالی، مجتبی مسکنی با اعلام این خبر اظهار داشت: در راستای تکریم مؤدیان و تسهیل در انجام تکالیف قانونی، مهلت تسلیم اظهارنامه مالیات بر درآمد املاک و مستغلات اجاری، موضوع مواد ۵۷ و ۸۰ قانون مالیاتهای مستقیم، مربوط به عملکرد سال ۱۴۰۴ تا تاریخ" ۳۱ شهریور ۱۴۰۵ "تمدید شده است.وی از تمامی مالکان و موجران درخواست کرد با مراجعه به **درگاه ملی خدمات مالیاتی به نشانی my.tax.gov.ir، در مهلت مقرر نسبت به ثبت و ارسال اظهارنامه مالیاتی خود اقدام کنند.مسکنی تأکید کرد: مؤدیان، انجام تکالیف مالیاتی را به روزهای پایانی مهلت مقرر موکول نکنند تا فرآیند ثبت و ارسال اظهارنامه با سهولت بیشتری انجام شود. 🖇روابط عمومی اداره کل امور مالیاتی خراسان شمالیبا تشکر از جناب آقای احمد شاکری رئیس اداره مالیات شهرستان شیروان@hassanvillage
تقدیم احترام" عین اله سینائیان"@hassanvillage