📝امروزه را نمیدانم ولی در سنتی ترین شکل سرو غذاهای شمال، میوه های جالیزی در اوج گرمای تابستان، به ا…
انتشار: 2026/06/30 07:40 UTC
📝امروزه را نمیدانم ولی در سنتی ترین شکل سرو غذاهای شمال، میوه های جالیزی در اوج گرمای تابستان، به اشکال مختلف می آمدند روی سفره ناهار و شام. خورشت ناهارهای تابستانه، سبک بود و معمولا بدون گوشت قرمز. و اگر هم گوشت داشت، معمولا مرغ محلی و با طبع خنک. مثلا مسمای آلو، مرغ ترش با سبزیهایی که فقط دستفروش های بازارهای شمال، درست به عمل آوردنشان را بلد بودند.اغلب خوراک از گیاه بود، ترش تره. باقالی قاتق (به قول طبع ظریف خانم رزا منتظمی: گل در چمن) ، سیرواویج (برگ سبز سیر تازه، واویج یعنی سرخ شده. با تخم مرغ های زده شده در زردچوبه فراوان. عطر بهشت)برنج را کته میگذاشتند. به ته دیگ کم رنگ کته هم میگفتند: سُخته، که جدا میگذاشتند در یک بشقاب.کنار برش ماهی شور که انگار دوست تمام خوراکها بود، خیار محلی را حلقه میزدند.و وقتی که مانویم سفره میگذاشت، برشهای سرد خربزه یا طالبی را مثلثی می چید کنار غذا. یا رنده میکرد، میگفتش پالوده. در قدحی با چند قالب یخ و یک قاشق گلاب. کاسه های کوچک سفالی را کنار بشقاب ها میگذاشت. سبزی های تازه را نمدار می گذاشت وسط میز. ترب سفید و سرخ را کنارشان به قول خودش خاج (قاچ) میکرد.سرآخر بطری آب سرد را میگذاشت کنار لیوانها.و این مجموعه پررنگ پرزحمت، در نظرش ناهار کوچک ساده ای بود برای یک روز خیلی معمولی تابستان. که اگر به حاجی مزه میداد که اغلب هم میداد، وقت شکرگزاری لقمه آخر، میشنید: امروز ناهار ما ملکوتی بود.و همه اینها ختم میشد به خواب نیمروز مجاور پنجره رو به حیاط خلوت که در گرمترین روزها هم نسیم خنک را همراه قوقوی کبوترهای جلد، میریخت توی سایه اتاق.فردوس، دمی ز وقت آسوده ماست....-25 نوامبر💟 کانال هوای حوا @Havaye_Havva