📝گاهی هم شبهای تاریکی از راه می رسند، شبهایی انقدر طولانی که به تاریکی عادتمان می دهد. آنوقت در دل…
انتشار: 2026/07/31 16:19 UTCدریافت: 2026/08/01 07:42 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/01 07:42 UTC
📝گاهی هم شبهای تاریکی از راه می رسند، شبهایی انقدر طولانی که به تاریکی عادتمان می دهد. آنوقت در دل همین تاریکی است که هم می گوییم و می شنویم و هم به این سو و آن سو می رویم. و در چنین شبهایی است که هر چند یکبار بعضی هامان در چاله و چاهی می افتیم و سر و دستی میشکنیم، و درد و رنجی میکشیم.و در این تاریکی ها هم هست که آنها که دوستمان دارند از راه می رسند، گاهی شمع به دست، و دستمان را می گیرند و از جا بلند مان می کنند، و خاک از رختمان می تکانند. و باز در همین شب هاست که آنها که دوستمان ندارند در گوشه ای تاریک به سر و دست شکسته ما با بی تفاوتی نگاه می کنند یا رویی بر میگردانند و یا پوزخندی می زنند.این شبها که بگذرد، آفتاب در می آید و نور و روشنایی از راه میرسد و فرصتی پیدا می کنیم که هم چاه و چاله ها را ببینیم، هم آنها که دستهایمان را گرفتند را بشناسیم و هم نگاهی بیاندازیم به آنها که از گوشه بی تفاوتی تکان نخوردند.شبهای تاریکی می گذرد، خاطراتش به یادمان می ماند.👤 امیرعلی بنی اسدی💟 کانال هوای حوا @Havaye_Havva