پستهای تلگرام @hegemony_culture
انتشار: 2026/05/03 09:17 UTCدریافت: 2026/08/22 02:16 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/22 02:16 UTC
پستهای تلگرام — مجلهٔ انترناسیونالیسم 🚩
A life choice for freedom«...these replies are intended for practical use (...) to be torn from the “narrow walls of intellectuals’ studies” and to address those (...) for whom “ideals” are necessary, because without ideals they cannot live well».— Lenin, 1894Marxism: a guide for action“Nature is grand, but history seems grander to me than nature. Nature has taken millions of years to generate conscious beings, and these conscious beings now need thousands of years to act consciously together — that is, with the consciousness not only of their actions as individuals, but also of their actions as a mass — cooperating and pursuing a common goal that was chosen in advance. We have almost reached this situation. Observing this process, the approaching of something that has never existed before in our Earth’s history, I see a show worth watching. Throughout my entire life I have never been able to take my eyes off it.”— Friedrich Engels, 1893 (Letter to George William Lamplugh)The Age of Imperialism«The first epoch, from the Great French Revolution to the Franco-Prussian War, is one of the rise of the bourgeoisie, of its triumph, of the bourgeoisie on the upgrade, an epoch of bourgeois-democratic movements in general, and of bourgeois-national movements in particular: an epoch of the rapid breakdown of the obsolete feudal-absolutist institutions. The second epoch is that of the full domination and decline of the bourgeoisie, one of transition from its progressive character towards reactionary and even ultra-reactionary finance capital. This is an epoch in which a new class — present-day democracy — is preparing and slowly mustering its forces. The third epoch, which has just set in, places the bourgeoisie in the same “position” as that in which the feudal lords found themselves during the first epoch. This is the epoch of imperialism and imperialist upheavals, as well as of upheavals stemming from the nature of imperialism».— Lenin, “Under A False Flag” 1915The New Strategic Phase«Dialectics calls for a many-sided investigation into a given social phenomenon in its development, and for the external and the seeming to be reduced to the fundamental motive forces, to the development of the productive forces, and to the class struggle».— Lenin, The Collapse of the Second International, Chap.III (Written in May/June 1915)The Communist Choice«One cannot give the order to advance without having studied in detail every form that the struggle can take, without following its every stage while it moves from one form to another, so that one is able to define the situation from one moment to the next, without losing sight of the overall nature of the struggle and its ultimate aim: the complete and definitive abolition of all exploitation and all oppression».— Lenin, 1894
همکاری نیروهایی که به انترناسیونالیسم و انقلاب سوسیالیستی باور دارند ضروری است. بحث در مورد اختلافنظرها ضروری است ولی نباید مانع همکاری در مورد اشتراکات شود. مواردی که به نظر ما داشتن اشتراک نظر در مورد آنها ضروری است:۱. ماهیت سرمایهداری دولت جمهوری اسلامی.۲. ماهیت سرمایهداری تمامی دولتهای دیگر، از چین و روسیه تا اعضای اتحادیهٔ اروپا، اسرائیل و آمریکا تا ونزوئلا، کرهٔ شمالی و کوبا. عدم تمییز سرمایهداری دولتی از سوسیالیسم میتواند طبقهٔ کارگر را خلع سلاح و در خدمت دولتهای سرمایهداری قرار دهد.۳. ماهیت امپریالیستی تمامی قدرتها از چین، روسیه، اتحادیهٔ اروپا، آمریکا، هند و حتی امپریالیستهای منطقهای مانند جمهوری اسلامی ایران، ترکیه، عربستان سعودی، اسرائیل و ...۴. اینکه مسائل قومی وجود دارند ولی راهحل ملی ندارند. راهحل تنها سرنگونی سرمایهداری توسط طبقهٔ کارگری است که به سلاح انترناسیونالیسم مسلح شده. تشکیل دولتهای ملی (طبیعتاً با ماهیت بورژوایی) جدید تنها به ادامهٔ مسئلهٔ قومی دامن میزند.۵. باور به «شکستطلبی انقلابی» و عدم حمایت از هیچ دولتی در هیچ جنگی. دوران جنگهای رهایی ملی گذشته است. سرمایه در تمامی عرضهای جغرافیایی حاکم است و تمامی جنگها ماهیت سرمایهداری دارند و منافع طبقهٔ جهانی کارگر نه در مشارکت در آنها بلکه در تبدیل آنها علیه دولت سرمایهداری خودی است.۶. سوسیالیسم در یک کشور قابل تحقق نیست و چنین ادعایی تنها برای توجیه سرمایهداری دولتی بهنام سوسیالیسم است. استالینیسم و شوروی و چین مائو نه دولتهایی سوسیالیستی که سرمایهداری دولتی بودند و با سرکوب خونین بلشویکهای انترناسیونالیست قوام گرفته بودند.۷. طبقهٔ کارگر طبقهای جهانی و برای نخستین بار در تاریخ دارای اکثریت مطلق جمعیتی است. مهاجرت روندی طبیعی است و کارگران مهاجر نه بیگانه که بخشی جداییناپذیر از طبقهٔ کارگر هر کشوری هستند. از این منظر مسئلهٔ کارگران افغان بخشی اساسی از مسئلهٔ طبقهٔ کارگر «در» ایران است و نه مسئلهای جانبی. هر شکلی از جدا کردن مسئلهٔ کارگر افغان از مسائل کارگران در ایران شکلی از ملیگرایی و ناسیونالیسم است.۸. عناصر آگاه و پیشرو طبقهٔ کارگر باید به مبارزه با سموم ناسیونالیستی از طریق تبلیغ و روشنسازی منافع طبقات مختلف و خطوط سیاسی آنها بپردازند. باید کارگران آگاه و دغدغهمند را از بدنهٔ کارگران جذب و سازماندهی کرد.۹. موضع طبقاتی و انترناسیونالیستی تعیینکنندهٔ هر موضع دیگری است. هرگونه موضعگیری در مورد هر مسئلهٔ دیگری باید زیرمجموعهٔ اصول تامین منافع طبقاتی طبقهٔ جهانی کارگر در راستای انقلاب جهانی سوسیالیستی از طریق تبدیل جنگ جهانی پیش رو به جنگ علیه دولتها و کسب قدرت سیاسی با اتکا به سلاح شکستطلبی انقلابی باشد.
همبستگی انترناسیونالیستی با جوانان و کارگران ایرانی!امپریالیسم نمیتواند یک نظم جهانی باثبات را حفظ کند.مبارزات بیوقفه برای تقسیم بازارها و حوزههای نفوذ، زندگی میلیاردها انسان را به لرزه درمیآورد و دگرگون میکند. اوکراین، ونزوئلا، غزه، سودان، یمن، تایوان و امروز ایران، هم بازیگران و هم قربانیان نبردی بیامان میان آمریکا، چین، روسیه، اروپا و هند هستند؛ قدرتهای بزرگ قارهای که از منابع استراتژیک، انرژی و موشکها برای تصاحب سهم بزرگتری از ثروت جهان استفاده میکنند.ایران، علیٰرغم رژیمی مذهبی و ارتجاعی، از جهاتی به کشوری بزرگ و مدرن بدل شده است؛ قدرتی متوسط با بیش از ۹۲ میلیون جمعیت. رژیم آیتاللهها با بهرهگیری از جنگهای فاجعهبار آمریکا و متحدان اروپاییاش در عراق و افغانستان، نفوذ خود را در خاورمیانه گسترش داد و شبکهٔ نفوذش را بر رژیمها و شبهنظامیان شیعه وسیعتر کرد. اما احتمالاً بیش از توان خود پیش رفت و واکنش اسرائیل و آمریکا آن را به لبهٔ فروپاشی کشانده است. تورم افسارگسیخته و کاهش درآمدهای نفتی، همراه با نارضایتی سیاسی علیه حاکمان فاسد، جرقهٔ اعتراضات را زده است. در حال حاضر، اربابان نفت با سرکوبی خونین و هزاران قربانی پاسخ دادهاند. بورژوازی تهران از دیرباز به جناحهای متمایل به آسیا و جناحهای متمایل به غرب تقسیم شده است و اغلب با رقابتهای قومی میان فارسها، کردها، آذریها، بلوچها و عربها بازی میکند. برخی خواهان بازگشت سلطنت هستند، و الگوی اسپانیا، که خروج از فرانکیسم و بازگشت به اجماع بینالمللی را ممکن ساخت، مطرح میکنند؛ شاید چنین شود، اما به یاد داشته باشیم که در سال ۱۳۵۷ شاه پس از دههها سلطهٔ غارتگرانه و خونین، با بدنامی سقوط کرد. ترامپ نیز به نوبت خود میکوشد بر موج اعتراضات سوار شود و تهدید به مداخلهٔ نظامی برای نابودی جمهوری اسلامی میکند؛ شاید برای اینکه پس از ونزوئلا، یک «دولت نفتی» دیگر را به مجموعه متحدان خود اضافه کند تا با چینِ امپریالیست مقابله کرده و بقیهٔ جهان را تحت فشار بگذارد.همبستگی انترناسیونالیستی ما با دختران، پسران، و کارگرانی است که علیه رژیم مبارزه میکنند. حقوقبگیران در ایران نزدیک به ۳۰ میلیون نفر هستند؛ نیرویی عظیم که باید خود را از دسیسههای بورژوازی که آتش رقابتهای کهن قومی و مذهبی را شعلهور میکند یا اسطورههای دموکراتیک را علم میکند، رها سازند. بنگرید که چگونه دموکراسیهای لیبرال قدیمی در غرب به کجا رسیدهاند: آنها که از ترس، خواستار حضور ارتش در خیابانها و بمبهای اتمی در زرادخانهها هستند.رهایی تنها از راه مبارزه برای جامعهای بیطبقه، علیه استثمار و درگیریهای سرمایه، ممکن است. کارگران سراسر جهان باید علیه همهٔ استثمارگران بورژوا و مزدورانشان در هر کجا متحد شوند.پرولتاریای همهٔ کشورها، علیه سرکوب و جنگ، متحد شوید!تظاهرات انترناسیونالیستیبه مناسبت شصتمین سالگرد روزنامهٔ لنینیستی لوتتا کمونیستایکشنبه اول فوریه — ساعت ۱۵:۳۰آرِنای مونزا، خیابان استوککی
نوشتههای دریافتیرفراندوم و خط طبقاتی/ ارزیابی انتخابی تاکتیکیرِناتو پاستورینوترجمهی: مهرزاد شجاعی13 مه 2026رفراندومی در ایتالیا با پشتیبانی «کنفدراسیون عمومی کارگری ایتالیا»، که بزرگترین اتحادیهی کارگری ایتالیاست، برگزار شد. این همهپرسی با شرکت حدود سی درصد واجدین شرایط با شکست سنگینی مواجه شد.چهار پرسش نخست رفراندوم به مسائل مربوط به حقوق کار و پرسش پنجم به قانون تابعیت مربوط میشد: پرسش اول دربارهی لغو کامل قانونی بود که در سال ۲۰۱۵ تحت عنوان «قراردادهای دائم با حمایتهای فزاینده» تصویب شد. این قانون امکان بازگرداندن کارگرانی را که بهطور غیرقانونی اخراج شدهاند، در شرکتهای بیش از ۱۵ نفر سلب کرده و تنها پرداخت غرامت مالی را پیشبینی میکند. پرسش دوم به لغو بخشی از قانون مربوط به اخراج در شرکتهای کوچک اختصاص داشت، بهویژه حذف سقفهای محدود غرامت در موارد اخراج ناعادلانه برای کارگران با سابقه بیش از ده یا بیست سال. پرسش سوم به لغو بخشهایی از قانون قراردادهای موقت مربوط میشد که اجازهی تمدید یا افزایش مدت قراردادها فراتر از ۱۲ ماه را تنها در شرایط خاصی میدهد. هدف، حذف این محدودیتها و انعطافپذیرتر کردن تمدید قراردادها بود. پرسش چهارم به لغو معافیت کارفرمایان اصلی از مسئولیت مشترک در قبال آسیبهای ناشی از ریسکهای خاص فعالیت پیمانکاران و پیمانکاران فرعی میپردازد. پرسش پنجم به حذف بخشهایی از قانون تابعیت مربوط است که شهروندی را برای اتباع کشورهای خارج از اتحادیهی اروپا که حداقل ده سال به طور قانونی در ایتالیا اقامت داشتهاند، ممکن میسازد. هدف از این پرسش، گشودن راه برای کاهش این دورهی اقامت به پنج سال بود.🔹متن کامل این مقاله را در لینک زیر بخوانید:wp.me/p9vUft-5A6#%D9%86%DA%98%D8%A7%D8%AF… #بیگانههراسی #مبارزهی_انترناسیونالیستی #اتحادیههای_کارگری #رِناتو_پاستورینو #مهرزاد_شجاعی
لنین چگونه مطالعه میکرد (بخش نهم)ماریا اینیاتیونا گلیاسرلنین در نامهای به گورکی به تاریخ ۱۱ ژانویه ۱۹۱۶، با اشاره به این کار میگوید:«کوشیدهام دادههای جدید درباره آمریکا را به عامهفهمترین شکل ممکن ارائه دهم، دادههایی که به نظر من بهویژه برای ترویج مارکسیسم و استدلال بر پایه فاکتها مناسب هستند. معتقدم موفق شدهام این دادههای مهم را به شیوهای روشن و ساده برای خیل عظیم خوانندگان جدیدی که در روسیه رو به افزایش هستند و نیاز دارند تکامل اقتصادی جهان برایشان تبیین شود، بیان کنم. مایلم کار را ادامه داده و متعاقباً فصل دوم را درباره آلمان منتشر کنم. اکنون نوشتن جزوه درباره امپریالیسم را آغاز میکنم.»(کار بر روی آلمان توسط لنین به پایان نرسید. مطالب آماری گردآوری و تدوین شده توسط لنین برای تمامی فصول اثرش تحت عنوان «دادههای جدید درباره قوانین توسعه سرمایهداری در کشاورزی»، چه برای فصل اول و چه برای فصول بعدی، در جلدهای ۱۹ و ۳۱ «مجموعه آثار لنین» منتشر شده است).لنین نوشتن کتاب خود درباره امپریالیسم را با پشتوانه یک آمادهسازی مستحکم آغاز کرد که حاصل بیش از ۲۳ سال مطالعه دادههای عینی درباره قوانین توسعه سرمایهداری بود.لنین هنگام مطالعه مسئله کشاورزی، اطلاعات مربوط به سایر شاخههای حیات اقتصادی را نیز انباشت میکرد و هر آنچه را که عصر امپریالیسم در مقایسه با عصر تدوین «سرمایه» توسط مارکس به همراه آورده بود، مورد مطالعه قرار میداد.انگلس با اشاره به مارکس نوشته بود که رویدادها هرگز او را غافلگیر نمیکردند، چرا که مارکس روند تاریخ را با تمام جزئیاتش دنبال میکرد و مطالب را برای استفاده در آینده گرد میآورد.

