آن هوای عزیز که در آن نفس میکشیدی، این کتانیهای عزیز، خالی،افتاده جلوی در، و هر چیزِ عزیزی که حال…
انتشار: 2026/08/20 19:53 UTCدریافت: 2026/08/22 02:59 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/22 02:59 UTC
آن هوای عزیز که در آن نفس میکشیدی، این کتانیهای عزیز، خالی،افتاده جلوی در، و هر چیزِ عزیزی که حالا هستی، پسر عزیزمتو را جار و جنجالها دفن کردند، بدون مراسم.دوربینها، تیشرتها، مقالات، اعتراضاتو بَعد تو مُرده بودی. بعضی شبها دلم میخواهدتو را از خاک بیرون بکشم و شایسته به خاک بسپارم.زمین را با ناخنهایم بکنم تادستانم سرخ شوند و زخم با گِل بیامیزد.دلم میخواهد تو را از خاک بیرون بکشم، بگذار باراندو برابر ببارد پیش از آن که بارِ دیگر با تو وداع کنم. هشتگها لینک خریدند:#دنز_اسمیت#مهرداد_شهابی#نشر_حکمت_کلمه
پستهای تلگرام — نشر حکمت کلمه
نقد و پژوهش منتخب در سایت به کوشش دبیر داستان سودابه استقلال نگاهی به رمان "به تماشا"اثر فریبا چلبی یانینشر حکمت کلمه✍ناهید شمس(عین دیوانگی)این رمان را میتوان یک فرا داستان خواند که موضوع آن فقط در مورد زیست شخصیتها نیست، بلکه نوشتن و رابطهی نویسنده با شخصیتها در واقع به هستهی اصلی داستان بدل میشود.در همان فصل ابتدایی، راوی – نویسنده اعتراف میکند که از شخصیتهای ناتمامش هراس دارد و هدفش این است که این ناتمامی را تمام کند. نویسنده از طغیان شخصیتهایش میترسد و اگرچه مبادرت به نوشتن میکند و سعی در تمام کردن روایت شخصیتها دارد، اما در نهایت هم موفق به این کار نمیشود. چون برخلاف میل راوی، این روایت است که قلم را از دست نویسنده میگیرد و شروع به نوشتن میکند. روایتی که از کلانروایت و قطعیت میگریزد و میل به شکستن دارد.(شخصیتها از جمله عناصری هستند که بعضی وقتها مثل ماهی از زیر دستم سر میخورند و به سرنوشتی که برایشان رقم میزنم تن در نمیدهند. تغییر شکل روایت داستان برای نویسندهی کلاسیکنویسی چون من، دشوار و عین دیوانگیست.)در واقع نویسنده خودش اذعان میکند که میل به کلانروایت و قطعیت دارد ولی روایت این اجازه را به او نمیدهد. اما تلاش نویسنده برای تمام کردن روایت شخصیتها، ناتمام میماند چون شخصیتها برخلاف ذهن قطعینگر نویسنده به دنبال تمام شدن روایتشان نیستند، بلکه در پی این هستند که سکان روایت را به دست بگیرند و هر جور که میخواهند بتازند. به همین دلیل است که در فصل پایانی، نمایشی ترتیب میدهند که راوی-نویسنده را بازخواست کنند و البته فرصت دفاع هم به او میدهند تا او اذعان کند که متأسف است برای پایانهای مرگباری که برای شخصیتها در نظر گرفته ولی او چارهای جز این نداشته چون شخصیتهایش انعکاسی از جامعهی مریض و متلاطمی است که در آن زندگی میکنند و او خودش هم چنین پرداختی را برای شخصیتهایش نمیپسندیده. گویا نویسنده – راوی هنوز باور نکرده که شخصیتهای روایتش علیه او عصیان کردهاند و مشکلشان پیش از اینکه این باشد که چرا چنین سرنوشتی دارند، این است که چرا نویسنده سکان روایت را رها نکرده تا آنها آن را به دست بگیرند.🔗لینک مطالعه مطلب در سایت ماهگرفتگان🔗لینک ارتباط با دبیر داستان جهت ارسال آثار#تحلیل#ناهید_شمس#سودابه_استقلال#تحلیل_های_منتخب_در_سایت#فصلنامه_مطالعاتی_انتقادی_ماهگرفتگی
"گمان مبر که به پايان رسيد کار مغانهزار بادهی ناخورده در رگ تاک است"اقبال لاهورینکتهای نیست و گمانم این مقدمه خود رساست. البته رسا بودن لزوما درست بودن نیست اما بنیانگذاری و بنیادیابی چنانکه هایدگر میگوید، همیشه با ما بوده است. فعل و ترک فعلمان بوده است.حجم ویدئوی قبلی خیلی بالا بود که آرش نعمتی عزیز زحمت کشید و این نسخه را رساند.#فلات_ایران@osan_inst@andaromidvari @hekmatkalame
بررسی روایتهای تطبیقی فلات ایراننشست ششمچهارشنبه ۲۸ مردادساعت ۱۷:۳۰حضور در این نشست برای همه آزاد و رایگان است اما لازم است با پیام به تلگرام یا اینستاگرام مؤسسه ثبتنام کنید.@osan_institutewww.osanschoo.ir
گادامر در این مقاله که نخست بهصورت برنامهی رادیویی ارائه شده بود و بعدها بارها در کتابهایش آن را باز نشر کرد چند مسئلهی مهم را صورتبندی میکند: یک. «در مقابل تعریف رایج، سرشت فهم را از نو تعریف میکند.» (هانس گئورگ گادمر، 1395: 134) دو. «زبان را از نو تعریف میکند.» (همان: 134) سه. روشنسازی و دفاع از مسائل هرمنوتیک که دچار سوءفهم شدهاند.او با طرح دوبارهی موضوع فهم یکبار دیگر مسیر شلایر ماخر تا دیلتای و هایدگر را از نو مرور میکند و افقی بر افقهای ماجرای فهم میافزاید: یعنی هرمنوتیک در مقام نظریهی عام فهم، هرمنوتیک در مقام روش علوم انسانی، هرمنوتیک در مقام هرمنوتیک هستیشناختی و خودفهمی اگزیستانسیال[1]، هرمنوتیک و جداییناپذیری زبان و فهم و اینجاست که افق دیگر بر افق بحث میافزاید: «همبستگی، همبستگی اجتماعی متضمن در زبان». بدین ترتیب این مقاله اهمیت فراوانی در نوشتههای او دارد.[1]. Self-understandingاین خردهنوشتهها در پوشههای مختلف ماندهاند، برای چی؟ نمیدانم! گفتم کمکم اینجا منتظرشان کنم.@andaromidvari
بررسی روایتهای تطبیقی فلات ایراننشست پنجمچهارشنبه ۲۱ مردادساعت ۱۷:۳۰حضور در این نشست برای همه آزاد و رایگان است اما لازم است با پیام به تلگرام یا اینستاگرام مؤسسه ثبتنام کنید.#فریاد_ناصری #روایت#فلات_ایران #زروان#موسسه_اوسان@osan_institutewww.osanschool.ir
ولیاله نصری متولد ۱۳۲۴ اهل و ساکن اصفهان، دانشآموختهی کشاورزی از دانشگاه جندی شاپور (چمران)، عضو انجمن نویسندگان کودک و نوجوان، کانون اهل قلم و منتقد ادبی و سینمایی است.از تآلیفات او در زمینهی تأویل و تفسیر منتخبی از آثار برگزیده سینمای ایران و جهان با مضمون ساختار روایی و تصویری فیلم میتوان به کتابهای «از آندره تارکوفسکی تا اصغر فرهادی» از انتشارات گفتمان اندیشهی معاصر و « شعر بیپایان» در دو جلد منتشرشده در نشر حکمت کلمه اشاره کرد. یک اثر داستانی با نام «شکوفههای آذر» نیز از او در نشر حکمت کلمه منتشر شده است.#نشر_حکمت_کلمه



