⤴️👤بوعلی سینا و عشق 2⃣📝سالروز تولد شیخ الرئیس حسین بن عبدالله بن سینادر «مقامات عارفان» عشق کارک…
انتشار: 2026/08/23 13:05 UTCدریافت: 2026/08/24 00:50 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/24 00:50 UTC
⤴️👤بوعلی سینا و عشق 2⃣📝سالروز تولد شیخ الرئیس حسین بن عبدالله بن سینادر «مقامات عارفان» عشق کارکرد پالایشی و وصولی دارد؛ از سویی نفس را از تعلقات جسمانی و خیالی آزاد میکند و از سوی دیگر آن را به اتصال عقلی با معقولات و در نهایت با حق میرساند. عارف حق را برای خودِ حق میخواهد، نه برای پاداش یا از ترسِ عقوبت و مجازات، و همین عشق خالص است که نشانهٔ بالاترین مرتبهٔ انسانی است. بوعلیسینا در این موضع از تعبیر اتحاد و فنای صوفیانه فاصله میگیرد و بر «اتصال عقلی» تأکید میکند.مراتب و تقریرهای گوناگون این نظریهها با هم اشتراکها و تفاوتهایی دارند. اشتراک مبنایی، تعریف عشق به میلِ به خیر و کمال و پیوند آن با ادراک است، اما رسالة فی العشق بر جنبهٔ وجودی و کیهانی عشق تأکید دارد، حال آن که الاشارات بیشتر به جنبهٔ معرفتی و سلوکی آن میپردازد و در الشفاء عشق در روانشناسی فلسفی و مابعدالطبیعه به صورت نظاممند بررسی میشود. جالب آن است که دو تنش نظری در این دیدگاهها قابل مشاهده است. نخستین تنش این است که واجبالوجود در رسالة فی العشق هم عاشق و هم معشوق خوانده میشود، اما در الاشارات و بخشهایی از الشفاء بیشتر در مقام معشوقِ کل ظاهر میشود؛ این تفاوت پرسش از امکان عاشقبودنِ خداوند بدون راهیافتنِ «انفعال» را پیش میکشد. بوعلیسینا با ذاتی خواندنِ عشقِ واجبالوجود میکوشد این تنش را حل کند، اما این راهحل همیشه مورد مناقشه بوده است. دومین تنش به عشق طبیعی برمیگردد؛ اگر عشق بر پایهٔ ادراک خیر و کمال است، چگونه میتوان از عشق جمادات سخن گفت؟ بوعلیسینا در رسالة فی العشق با گسترش مفهوم عشق به میل طبیعی پاسخ میدهد، اما این گسترش با تعریف معرفتی عشق در الاشارات همخوانی کامل ندارد. به همین دلیل، او معنای عشق را بسته به زمینهٔ بحث، گاه به صورت «عامِ وجودی» و گاه به صورت «خاصِ معرفتی» به کار میبرد.با این همه، نظریهٔ عشق سینوی تأثیری ماندگار بر فلسفه و عرفان اسلامی گذاشته است. سهروردی عشق را در بستر نورشناسی اشراقی بازسازی کرد و ملاصدرا آن را در چارچوب اصالت وجود و حرکت جوهری تفسیر نمود. در عرفانِ نظری نیز آموزهٔ عشق بهعنوان اصلِ آفرینش که ریشه در رسالة فی العشق دارد، به یکی از آموزههای محوری تبدیل شد.در مجموع، بوعلیسینا عشق را از هیجان زودگذر انسانی به اصلی وجودی و معرفتی ارتقا داد و توانست میان مابعدالطبیعه، علمالنفس و اخلاق پل بزند. این نظریه، با همهٔ تنشهای درونیاش، نقطهٔ عطفی در تاریخ فلسفهٔ اسلامی به شمار میآید و همچنان شایستهٔ بازخوانی دقیق است.#بوعلی_سینا#عشق#اختصاصی_کتابخوانهیهزارخم💎ادمین #زهرا_مhttps://t.me/hezar_khom/13503?single


