▪️روایتی بوالعجب و پریشان از سدهٔ هفت قمری، به قلم علامهٔ حکیم قطبالدین شیرازی🔸 فكثير من الناس من…
انتشار: 2026/08/21 20:29 UTCدریافت: 2026/08/21 20:31 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/21 20:31 UTC
▪️روایتی بوالعجب و پریشان از سدهٔ هفت قمری، به قلم علامهٔ حکیم قطبالدین شیرازی🔸 فكثير من الناس من عوّل على طبيب متهوّر و جاهل مقصّر لعنايته بأمره أو رعاية لحقّه و صحبة له قديمة و وسيلة إليه عظيمة، فجلب إليه أعلالا عجزت الطبيعة عن تلافيها و الطبيب الحاذق في مداواتها، و إنّما أدّاه إلى تفضيله قلّة تحصيله و حسن ظنّه به.و كثير من الناس من عوّل على جاهل لفراهة مركبه و لا لنباهة أدبه، فأتلف عليه روحه، و أدخله ضريحه، ولو خلاه و الطبيعة لعاد صحيحا و عاش سليما.و نعوذ باللّه من عمى القلب، فإنّ عمى العينين ليس يضرّ إذا كان القلب بصيرا و الخاطر حاضرا و النفس ذكيّة و القريحة صافية.بازگردان:🔹 چه بسیار کسان که به پزشکی بیپروا، نادان و کوتاهیورز اعتماد بردند: گاه از بهرِ التفات او به کارشان، گاه به رعایتِ حقّ و سابقهٔ دوستیِ دیرین، و گاه به سببِ نفوذی که نزد او داشتند. و او چنان ناخوشیها و عوارضی بر ایشان آورد که طبیعت از رفعِ آن درماند و طبیب حاذق نیز از علاجش عاجز ماند. و آنچه آنان را به برگزیدن او واداشت، جز دانشِ اندک و گمانِ نیکشان دربارهٔ وی نبود.و چه بسیار کسان که به [طبیب] نادانی اعتماد کردند؛ نه بهخاطر شایستگی و دانش او، بلکه برای جلوهٔ مرکبش؛ پس جانشان را تباه کرد و به گورشان فرستاد؛ حال آنکه اگر آن بیماران را رها میکردند و به طبیعتِ خویش وامیگذاشتند، تندرست میشدند و به سلامت میزیستند.از فصل سوم کتاب «في بيان الحاجة الی الطبیب و الاطباء و وصایاهم»t.me/Hikmatbasedmedicine