❤️ #مسیر_نصرالله🖼 برای حزبالله حاج قاسمِ علم باش🎤گفتوگو با شهید طهرانچی درباره شهید سیدحسن نصرا…
انتشار: 2026/07/31 17:04 UTCدریافت: 2026/08/01 02:12 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/01 02:12 UTC
❤️ #مسیر_نصرالله🖼 برای حزبالله حاج قاسمِ علم باش🎤گفتوگو با شهید طهرانچی درباره شهید سیدحسن نصراللّه 🗓 سه هفته از شهادت سیّد گذشته بود، بیستوهشتم مهر ۱۴۰۳، به دفتر دکتر محمّدمهدی طهرانچی برای ضبط خاطراتش رفته بودیم که تصویر دیدار با سیّدحسن نصرالله را بهانه کردیم و از آن دیدار پرسیدیم. 📩 آنچه پیش رو است، شرح مختصری است که شهید دکتر طهرانچی از دیدارش در سال ۱۴۰۱ با شهید سیّدحسن نصرالله برایمان گفت. در جنگ ۱۲ روزه ۱۴۰۴ شهید طهرانچی به شهادت رسید و همزمان کارهای تولید فصلنامه مکتوب KHAMENEI.IR با عنوان «مسیر نصرالله» برای سالگرد عروج شهید نصرالله آغاز شد. این شد که به سراغ این مصاحبه رفتیم که روایت شهید از شهید بود. روایت شهید طهرانچی از شهید نصرالله.👈 این متن در ویژهنامه «مسیر نصرالله» به مناسبت سالگرد عروج حضرت حجتالاسلاموالمسلمین سیّدحسن نصرالله منتشر شد و حالا و پس از شهادت رهبر شهید انقلاب در ساعت ۱۸:۳۰ ساعت شهادت شهیدنصرالله و به مناسبت انتشار نامه بیعت رزمندگان حزبالله با رهبر جدید انقلاب و پاسخ ایشان در اختیار کاربران قرار گرفته است.🎙 شهید دکتر محمّدمهدی طهرانچی:💬 با هواپیما در بیروت پایین آمدیم. من تحویل حزبالله بودم. بچّهها و محافظین خودم که بودند، محافظین و بچّههای حزبالله هم بودند و قویتر از اینها بودند، مسلّح بودند و ماشین زرهی داشتند. همه چیز کامل بود. در یکی از خانههای امن بودیم و به هتل نرفتیم.💬 ما از چهار مرحله گذشتیم. روزی که قرار داشتیم، مرحلهی اوّل، ما را با ماشین بردند. ... ماشین اوّل پرده داشت و ما در قسمت پردهدار نشستیم. مراقبت در ماشین دوّم دیگر جدّیتر بود، کلّش محصور بود و بیرون را نمیدیدیم. ماشین سوّم و ماشین چهارم هم به همین منوال بود. ... دیگر به جایی رسیدیم، سوار آسانسور شدیم و بالا رفتیم. یک آپارتمانی بود که سیّد آنجا منتظر ما بود.💬 یک پسری ما را از آسانسور بالا برد، سیّد به استقبال آمد. یک واحد آپارتمانی عادی ساده، ولی آدم محو سیّد بود. استقبالِ خیلی گرمی بود، با آن چهرهی خندان که یعنی خوش آمدید؛ خیلی احوالپرسی کرد. مذاکراتی که داشتیم، همزمان با چهلسالگی تأسیس حزبالله بود.💬 اوّل یک جلسه با سیّدهاشم صفیّالدّین داشتیم، جلسهی دوّم هم با سیّدحسن بود. خیلی مناسبات رسمی نداشتیم. ایشان یک تعبیری کرد که «تو برای ما حاج قاسم در حوزهی علم باش». البتّه این نقل نشود.💬 به این خاطر نقل نشود که بالاخره من برای اسرائیل موضوع هستم. اگر کاری بخواهم بکنم، نبایستی مطرح بشود. 👈 با سیّدحسن، راجع به نگاهش به علم، نگاهش به تأسیس دانشگاه برای حزبالله و همینطور رابطهی ما با آنها مفصّل صحبت کردیم. بعد، سیّد به من گفت که من نمیتوانم مجوّز دو دانشگاه را بگیرم؛ مجوّز یک دانشگاه را بیشتر به من نمیدهند که آن را هم به نام «معارف» گرفتهایم؛ حالا دیگر شما بیایید در این قالب کار کنید. جلسهی خیلی شیرین و خوبی بود. شاید کسی راجع به موضوع نگاه سیّد به دانشگاه و علم و مانند اینها کار نکرده باشد. ایشان علوم انسانی ما را خیلی دقیق تعقیب کرده بود.💬 در جلسه، سیّدعبدالله صفیّالدّین و رئیس دانشگاه معارف هم بودند... ما مترجم نداشتیم و یک ساعت و نیم فارسی صحبت میکردیم. سیّد هم فارسی صحبت میکرد؛ خیلی قشنگ، خیلی بلیغ و بدون نقص، فارسی را صحبت میکرد؛ فارسیاش زیبا بود.💬 آن جلسه، جلسهی خیلی سنگینی بود. ما سعی کردیم همه چیز را بنویسیم. حرفهای جدّیای زده شد. مثلاً یک خاطرهای را خود سیّد نقل کرد که خیلی مهم بود. میگفت اوّل که من آمدم، همهی بچّههای شیعه یا کارگر بودند یا در حوزهی خدمات شهری کار میکردند؛ ولی الان کنکور که برگزار میشود، از حزبهای دیگر به من میگویند که در بین ده نفر اوّل، یک جای خالی برای الکساندر یا عثمان بگذار؛ یعنی همه شدهاند فاطمه، حسن، محمّد و حسین. میگفت الان ده نفر اوّل کنکور بچّههای شیعه هستند. 💬 خیلی دوست داشتم به این جلسه بروم. بالاخره من بزرگان را زیاد دیدهام و با بزرگان زندگی کردهام. یک مقداری کرونا بود و من ملاحظهی سیّد را خیلی داشتم، ولی دیدن سیّد برای من خیلی شیرین بود. من امام را بارها دیده بودم، آقا را بارها از نزدیک دیده بودم، با حاج آقای رئیسی مأنوس بودم، بزرگان و علما را دیده بودم. آن صلابت و معنویّتی که در سیّد بود، یک صلابت و معنویّت کاملی بود که به جان آدم مینشست؛ یعنی ملاقاتش برای من عادی نبود.📥دریافت کتابمجله مسیر نصرالله❤️ #Nasrollah1830🖼 متن کامل این گفتوگو را از اینجا بخوانید 👇farsi.khamenei.ir/others-dialog?id=63375




