#مارگریت_دوراس، یکجا در خلالِ داستانش از زبانِ مردی که عاشق زنی شده بود می گوید: آن روز تو آنقدر خس…
انتشار: 2026/08/06 13:31 UTCدریافت: 2026/08/07 17:45 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/07 17:45 UTC
#مارگریت_دوراس، یکجا در خلالِ داستانش از زبانِ مردی که عاشق زنی شده بود می گوید: آن روز تو آنقدر خسته بودی که کسی نمی توانست مجذوبت نشود. این جمله من را به تابستانِ سالِ گذشته پرتاب کرد، وقتی که سر وقت شیفتم را با خواهرم عوض نکردم و یک شبانه روز بیشتر کنارِ پدرم در بیمارستان ماندم. روز بعد در حالیکه از شدت خستگی مَنگ بودم و گرمای هوا آزارم میداد وارد ایستگاه مترو بیمارستان شدم تا به خانه بروم. در واگن های همیشه شلوغ تهران ، ایستاده خوابم برد...t.me/gahinevisande#%DA%AF%D8%A7%D9%87%DB%…


