.🔻امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب(ع):«بنده نظر دیگری داشتم...» ➕ نهجالبلاغه، خطبه ۳۶:«شما را از حکمیت…
انتشار: 2026/06/27 15:24 UTC
.🔻امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب(ع):«بنده نظر دیگری داشتم...» ➕ نهجالبلاغه، خطبه ۳۶:«شما را از حکمیت بازداشتم، ولی خودسری کردید... تا ناچار تصمیم خویش را با خواسته شما هماهنگ کردم.»➕ چه عجیب که تاریخ تکرار میشود...یکی در صفین و دیگری قرنها بعد؛ اما ماهیت هر دو یکی است.هر دو زمانی رخ داد که دشمن در آستانه شکست بود.هر دو با تمرد از فرمان امام جامعه و با شعار مذاکره و سازش، مسیر جنگ را تغییر دادند.➕ در صفین، وقتی مالک اشتر تا نزدیکی خیمه معاویه پیش رفته بود، عمروعاص قرآنها را بر سر نیزه کرد؛ اما این حیله بهتنهایی کافی نبود. در داخل سپاه امیرالمؤمنین(ع) نیز صداهایی بلند شد:«مردم از جنگ خسته شدهاند»، «تا کی بجنگیم؟»، «بگذارید قرآن حکم کند.»حرفهایی که ظاهرشان زیبا بود، اما در حساسترین لحظه، نتیجهای جز گرفتن پیروزی از جبهه حق نداشت.➕ امروز هم همان حرفها را میشنویم:«مردم خستهاند»، «جنگ فایده ندارد»، «دیگر نمیتوانیم»، «باید مذاکره کرد»، «اگر کسی بهتر بلد است، بسمالله.»➕ هدف در هر دو مقطع یکی بود؛ وادار کردن جبهه حق به پذیرش مذاکره با دشمن، برخلاف نظر امام جامعه.➕ نتیجه حکمیت صفین چه شد؟نهروان، شهادت امیرالمؤمنین(ع) و در ادامه، کربلا.➕ تفاوت مهم اینجاست که در صفین حتی اجازه ندادند نماینده مورد نظر امام، یعنی مالک اشتر، برای مذاکره برود. گفتند او تندرو و جنگطلب است؛ در حالی که امام هشدار میداد عمروعاص اهل خدعه و نیرنگ است.➕ امروز هم هرکس نسبت به مذاکره با دشمن هشدار بدهد، با برچسب «تندرو» و «جنگطلب» معرفی میشود تا صدای مخالفت خاموش شود.➕ در صفین، اشعث به امیرالمؤمنین(ع) گفت:«اگر بر حقی، چرا از حکمیت میترسی؟»و امروز نیز همان منطق، با همان ادبیات، از زبان برخی خواص تکرار میشود.➕ ملت از مذاکره نمیترسند؛ ملت از خیانتی میترسند که در پوشش مذاکره، امتیازات کشور را واگذار کند و چیزی در مقابل به دست نیاورد.تاریخ، اگر از آن درس نگیریم، دوباره تکرار خواهد شد.