🕋🕊🕊یک سیده خانم ساده پیری تعریف کرد:با کاروان راهی قم شدیم ،یک مسافرخانه گرفتند،راهی حرم حضرت فاطمه…
انتشار: 2026/08/17 02:15 UTCدریافت: 2026/08/17 05:20 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/17 05:20 UTC
🕋🕊🕊یک سیده خانم ساده پیری تعریف کرد:با کاروان راهی قم شدیم ،یک مسافرخانه گرفتند،راهی حرم حضرت فاطمه معصومه سلام الله علیها برای زیارت شدیم ، تنهایی بعداز نماز مغرب و عشاء به طرف مسافرخانه برگشتم ،مشغول خودم بودم نگاه کردم دیدم در صحرای قم هستم ،هیج جارا بلدنبودم ،ترس و واهمه برم داشت ،گفتم یا حضرت معصومه به دادم برس راه را گم کرده ام ،دیدم یک خانم دارد به طرف من میاد رسیدو سلام دادم جواب فرمود و گفتم خانم جان راه مسافرخانه ام را گم کرده ام ،فرمود همراه من بیا کمی راه رفتیم به سرکوچه ای رسیدیم از دور مسافرخانه را نشان داد و فرمود آن مسافرخانه شماست ،گفتم خانم جان بیا درمسافرخانه را نشانم بده می ترسم گم شوم مرحمت فرمود و تا درب مسافرخانه تشریف آورد ، دست روی در گذاشت و فرمود اینه ،خوشحال شدم یهو دیدم خانم غیب شد🕋🕊🕊
