اتلانتیک یه مقاله جالب نوشته راجع به اینکه چرا بچه پولدارها عاشق سوسیالیزم هستن. به تازگی معلوم شد…
انتشار: 2026/08/23 10:57 UTCدریافت: 2026/08/23 17:45 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/23 17:45 UTC
اتلانتیک یه مقاله جالب نوشته راجع به اینکه چرا بچه پولدارها عاشق سوسیالیزم هستن. به تازگی معلوم شده یکی از رئیسهای گروه «سوسیالیستهای دموکرات آمریکا» در نیویورک، یه مرد ۳۸ ساله به اسم گوستاوو گوردیلو، توی یه خونه یکونیم میلیون دلاری در بروکلین زندگی میکنه که پولش رو باباش داده.منتقدها هم سریع ریختن سرش که: «تو که اینهمه علیه پولدارها و سرمایهداری حرف میزنی، خودت چرا توی خونهای زندگی میکنی که بابای پولدارت برات خریده؟»بعد هم معلوم شد یه زمانی رفته بوده دوره برقکاری، ولی وسط کار ولش کرده و هیچوقت برقکار رسمی نشده. این دیگه خوراک منتقدها شد. یکی نوشت این کمونیست حتی نتونسته دوره کارآموزی برقکاریش رو تموم کنه! خود گوردیلو البته میگه دوره رو ول کرده چون میخواسته وقت بیشتری برای فعالیت سیاسی در DSA داشته باشه.ولی نکته اینه که گوردیلو تنها نیست. توی چند سال اخیر بارها آدمهای چپ و سوسیالیست در آمریکا با همین اتهام روبهرو شدن: «بچهپولدارهایی که ادای طبقه کارگر رو درمیارن.»مثلاً گراهام پلاتنر که برای سنا نامزد شده بود، خانواده مرفهی داشت و پدرش برای تهیه خونه بهش کمک کرده بود. یا ممدانی که در انتخابات شهرداری نیویورک خیلی مطرح شد؛ منتقدها میگفتن تو چطور سوسیالیستی وقتی خودت توی یه خانواده خیلی مرفه و تحصیلکرده بزرگ شدی؟اصلاً بخش قابلتوجهی از چپهای جدید آمریکا همین شکلیاند: جوان، دانشگاهرفته، بیشتر سفیدپوست و معمولاً نه فقیر. طبق آمار خود DSA، حدود ۷۷ درصد اعضاش سفیدپوستن و بیش از ۸۰ درصد اعضای بالای ۲۵ سالش حداقل لیسانس دارن.حتی یه اسم بامزه هم براشون گذاشتن: «سوسیالیستهای سوبارو». یعنی آدمهایی که اونقدر فقیر نیستن که چیزی نداشته باشن؛ ماشین نسبتاً خوب سوار میشن، رستوران خوب میرن، تحصیلات دانشگاهی دارن، ولی مثلاً هنوز نمیتونن خونه بخرن یا احساس نمیکنن آینده مالی مطمئنی دارن.حالا سؤال اصلی مقاله اینه: بهجای اینکه مدام مسخرهشون کنیم و بگیم «شما که خودتون مرفهاید، چرا سوسیالیست شدید؟»، شاید بهتر باشه بپرسیم:چرا اینهمه آدم تحصیلکرده و نسبتاً مرفه آمریکایی دارن از سرمایهداری ناامید میشن؟اینجاست که ماجرا جالب میشه.یه اصطلاح قدیمی هست به اسم «طبقه حرفهای-مدیریتی». منظور همون آدمهای دانشگاهرفتهایه که مثلاً معلم و استاد دانشگاه و پزشک و پرستار و وکیل و مهندس و برنامهنویس و روزنامهنگار و کارمند دولت و این چیزها هستن.این قشر یه زمانی تقریباً ویترین موفقیت سرمایهداری آمریکا بود. یعنی قرار بود بگی: «ببین، درس بخون، تلاش کن، مدرک بگیر، یه شغل تخصصی پیدا کن و زندگی خوبی خواهی داشت.»ولی حالا اتفاق عجیبی افتاده: همون آدمهایی که قرار بود نماد موفقیت این سیستم باشن، خودشون دارن به سیستم شک میکنن.مثلاً در یک نظرسنجی جدید، فقط ۳۲ درصد دموکراتها نظر مثبتی درباره سرمایهداری داشتن، ولی ۵۸ درصدشون نگاه مثبتی به سوسیالیسم داشتن. بین دموکراتهای دانشگاهرفته، حمایت از سوسیالیسم حتی به ۷۱ درصد رسیده.نویسنده میگه شاید این اتفاق بیدلیل نیست.مثلاً یه معلم رو تصور کن که حقوقش اونقدر کمه که مجبور میشه وسایل کلاس رو از جیب خودش بخره.یا یه استاد حقالتدریس که باید همزمان توی سه دانشگاه درس بده تا بتونه خرج زندگیش رو دربیاره.یا پرستاری که میبینه بیمارستانش رو یه شرکت سرمایهگذاری خریده و حالا همهچیز شده سود و پول.یا مددکار اجتماعیای که هر روز با آدمهای فقیر و گرفتار سروکار داره.یا دانشجویی که دهها هزار دلار قرض میکنه تا مدرک بگیره، ولی بعد میبینه اون مدرک دیگه حتی تضمین نمیکنه بتونه یه زندگی معمولی و خونه و آینده مطمئن داشته باشه.خب، این آدمها وقتی هر روز از نزدیک این مشکلات رو میبینن، طبیعیه که بعضیهاشون بگن: «شاید خود سیستم یه جای کارش میلنگه.»نویسنده یه مثال جالب میزنه. میگه فرض کن مدیر یه شرکت سیگارسازی خودش سیگار نکشه. یا مدیر یه شرکت بزرگ تکنولوژی بچههاش رو بفرسته مدرسهای که موبایل و تبلت ممنوعه. شاید اول بگی چه ریاکار! ولی از یه طرف دیگه میشه گفت: شاید این آدم چون از داخل اون صنعت خبر داره، چیزهایی میدونه که بقیه نمیدونن.شاید درباره این چپهای تحصیلکرده هم همین باشه. شاید اتفاقاً چون از نزدیک دانشگاه، بیمارستان، شرکتهای بزرگ، دولت و دنیای تکنولوژی رو دیدن، بیشتر متوجه مشکلات سیستم شدن.البته نویسنده میگه همهشون هم لزوماً از روی اعتقاد عمیق سوسیالیست نشدن. ممکنه بعضیها چون دوستهاشون چپن، خودشون هم چپ شده باشن. بعضیها هم شاید از سر مد و فضای اجتماعی وارد این جریان شده باشن.t.me/joinchat/P2O8HgaFgjvAKO0e@hydroforum ☔


