روز اولی که حوا دلش گرفته بود، آدم نمیدونست که باید چکار کند، هر کار کرد حوا دلش سبک نشد، آمد پشت س…
انتشار: 2026/07/17 20:54 UTCویرایش: 2026/07/31 23:50 UTCدریافت: 2026/08/15 00:21 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/15 00:21 UTC
روز اولی که حوا دلش گرفته بود، آدم نمیدونست که باید چکار کند، هر کار کرد حوا دلش سبک نشد، آمد پشت سرش ایستاد چشمهایش را بست سرش را جلو آورد موهای حوا را بو کشید حوا پا عقب گذاشت خورد به سینه آدم، آدم دستهایش را جمع کرد دور حوا، حوا سرش را خم کرد روی بازوی آدم، دلش آروم شد.♥️♥️👫♥️#یک_تکراری_قشنگ ☺️