مُنتَشِر کن یا مُضمَحِل شو! «Publish or Perish» این عبارتِ سخت عریان و بیرحم و تکاندهنده، در معنا…
انتشار: 2026/08/21 06:06 UTCدریافت: 2026/08/26 10:10 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/26 10:10 UTC
مُنتَشِر کن یا مُضمَحِل شو! «Publish or Perish» این عبارتِ سخت عریان و بیرحم و تکاندهنده، در معنای رایج امروز، یکی از نشانههای نظام ارزشگذاری دانشگاهی است؛ نظامی که در آن بقا، ارتقا و اعتبار حرفهای استاد و پژوهشگر دانشگاه تا حد زیادی به تعداد و کیفیتِ ظاهری خروجیهای پژوهشی او گره خورده است. مقاله باید منتشر شود، مجله باید برخوردار از رتبه باشد، استنادها باید افزایش یابد و کارنامه باید پیوسته قطورتر شود؛ وگرنه پژوهشگر از چرخهٔ رقابت علمی عقب میماند و در نهایت، حذف میشود.در ضرورت اصل انتشار البته تردیدی نیست. دانش برای آنکه وارد گفتوگوی جمعی شود، باید منتشر شود و در معرض نقد قرار گیرد. مسئله از جایی آغاز میشود که انتشار، از وسیلهای برای گردش دانش به غایتِ تولید دانش تبدیل شود. آنگاه پژوهشگر به جای اینکه نخست بپرسد «چه مسئله مهمی برای اندیشیدن دارم؟»، میپرسد: «چه چیزی میتوانم منتشر کنم؟»در این جابهجایی، مقاله، دیگر صرفاً حامل اندیشه نیست؛ بلکه به واحد سنجشِ ارزش پژوهشگر تبدیل میشود. تعداد مقاله، تعداد استناد، رتبه مجله و شاخصهای کمّی، به تدریج جای پرسشهای دشوارتری از این دست را میگیرند: این پژوهش چه چیزی به فهم ما افزوده؟ چه گرهی را گشوده؟ چه افق تازهای را در سپهر دانش و اندیشه روشن کرده است؟بدین ترتیب، «Publish or Perish» وجهی پارادوکسیکال پیدا میکند. نظام دانشگاهی برای آنکه استاد و پژوهشگر را به تولید بیشتر وادارد، به او میگوید: منتشر کن تا باقی بمانی. اما همین فشار ممکن است چیزی را که اساساً باید در دانشگاه حفظ شود، تضعیف و به تدریج نابود کند: فرصتِ اندیشیدن.تفکر عمیق الزاماً با تقویم اداری و نظام پادشدهی و رتبهبندی حاکم بر دانشگاه سازگار نیست. برخی پرسشها به سالها تأمل نیاز دارند؛ برخی ایدهها باید مدتی در سکوت بمانند تا پخته شوند؛ برخی پژوهشهای اصیل ممکن است حاصل سالها جستوجو باشند که در بخش بزرگی از آن، «خروجی قابل ثبت» چندانی وجود ندارد. نظام کمّیتزده اما بیش از آنکه از پژوهشگر «اندیشه» بخواهد، «خروجی» میخواهد. از اینرو ممکن است به وضعیتی برسیم که متنها بیشتر شوند و اندیشهها کمتر؛ مقالهها تکثیر شوند و مسئلهها کوچکتر؛ کارنامهها قطورتر شوند و آثار ماندگار نادرتر. ناگفته نماند که «Publish or Perish» معنای کهنتری نیز دارد. معنایی بسیار قدیمیتر از دانشگاه مدرن. انسان از دیرباز با مسئله مرگ روبهرو بوده است. میداند که تنش رفتنی است، اما نمیخواهد تماماً از جهان محو شود. از همینرو میکوشد چیزی از خود باقی بگذارد: نامی، سخنی، اثری، بنایی، تصویری یا اندیشهای. آفرینش، یکی از صورتهای مقاومت انسان در برابر فناست.هنرمند و اندیشمند بزرگ، گاه در ژرفای آفرینش خود با تمنای جاودانگی دستوپنجه میزند؛ نه لزوماً به این معنا که میخواهد نامش بر سر زبانها باشد، بلکه میخواهد نشان و اثری از او پس از مرگش در جهان به یادگار بماند.فردوسی این تمنا را در شاهنامه چند بار آشکارا بیان کرده و نشان داده انگیزه او در سرودن شاهنامه بیش از هر عامل بیرونی دیگری، انگیزهای درونی یعنی همین میل جاودانگی و یا به تعبیر اونامونو «درد جاودانگی» بوده است. به نوشتهٔ دکتر محمد دهقانی «اگر توجه کنیم که بزرگترین آرمان اخلاقی فردوسی و مهمترین هدف و معنای زندگی از نظر او نیکنامی است، آن گاه به رغم همهٔ قصهها و افسانههای عامیانهای که کوشیدهاند انگیزهٔ او را در سرایش شاهنامه به عوامل بیرونی نسبت دهند، درمییابیم که آن چه فردوسی را به چنین اقدام شگرف و بینظیری برانگیخته، رانهای درونی بوده که هیچ عامل بیرونی دیگری نمیتوانسته است از آن قویتر و موثرتر باشد. ابیات مشهور ذیل که در آخرین مجلد شاهنامه آمده، حاوی قویترین تأکید فردوسی است بر این نکته که هدف اصلی او از کار عظیمی که بر عهده گرفته چیرگی بر مرگ و برخورداری از نیکنامی جاودانه است:چو این نامورنامه آید به بُن ز من روی کشور شود پُرسُخُننمیرم از این پس که من زندهامکه تخم سخن را پراگندهامهر آن کس که دارد هُش و رای و دینپس از مرگ بر من کنند آفرین»(شاهنامه فردوسی، محمد دهقانی، نشر نی، ص ۵۴-۵۳)اینجاست که شباهت و تفاوت دو معنای «Publish or Perish» در نظام دانشگاهی امروز و آنچه در نزد سخنوران و هنرمندان بزرگی چون فردوسی میبینیم روشن میشود.هنرمند بزرگ چیزی میآفریند که ارزش ماندن دارد و اگر بخت یارش باشد، تاریخ آن را حفظ میکند و به یادها میسپارد. اما پژوهشگر گرفتار نظام کمّیتزده برای آنکه در نظام دانشگاهی بماند، ممکن است ناچار شود پیوسته «اثر» تولید کند؛ حتی هنگامی که مسئلهای جدی، ایده و نگاهی تازه و حرف درخور و سزاوار تأمّل و درنگی نداشته باشد.ایرج رضاییسیام مرداد ۱۴۰۵@irajrezaie
