#کتاب📖 معرفی شهرهایی از آذربایجان✍ نویسنده : پرویز یکانی زارعمعرفی خوی در صفحات ۱۰۷ تا ۱۱۷
انتشار: 2026/08/19 14:05 UTCدریافت: 2026/08/21 08:05 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/21 08:05 UTC
#کتاب📖 معرفی شهرهایی از آذربایجان✍ نویسنده : پرویز یکانی زارعمعرفی خوی در صفحات ۱۰۷ تا ۱۱۷
پستهای تلگرام — کانال شهرستان خوی
#درس_تاریخایرواندا خان قالمادیگنجه ده سولطان قالمادیداها منده جان قالمادی!!او خال نه خالدیقوشا دوزدورموسن؟
🔹وزارت میراثفرهنگی برای تکمیل آرامگاه شمس تبریزی پای کار آمد🕌 هیئتی از وزارت میراثفرهنگی، گردشگری و صنایعدستی به دستور سیدرضا صالحیامیری، وزیر میراثفرهنگی، با حضور در خوی، آخرین وضعیت پروژه آرامگاه شمس تبریزی را بهصورت میدانی بررسی و موانع و الزامات لازم برای تسریع در اجرای این طرح را ارزیابی کرد.👥 روزبه کردونی، مشاور وزیر و مدیرکل حوزه وزارتی، امین عارفنیا، مشاور وزیر، غلامرضا ظریفیان، عضو شورای راهبردی وزارت میراثفرهنگی و حجتالاسلام سیدطاها مرقاتی خویی، عضو هیئت مؤسس بنیاد شمس تبریزی و رئیس انجمن عرفان اسلامی شعبه خوی، در این بازدید حضور داشتند. جمعی از مسئولان شهرستان و استان، از جمله امام جمعه، مدیرکل میراثفرهنگی آذربایجانغربی، رئیس شورای اسلامی شهر و شهردار خوی نیز این هیئت را همراهی کردند.🏗️ در این بازدید، آخرین اقدامات انجامشده، موانع موجود و الزامات تکمیل پروژه مورد بررسی قرار گرفت و بر ضرورت بهرهبرداری هرچه سریعتر از آرامگاه شمس تبریزی تأکید شد.📌 روزبه کردونی با اشاره به تأکید وزیر میراثفرهنگی بر تسریع در اجرای این طرح گفت: پروژه شمس تبریزی از طرحهای اولویتدار حوزه میراثفرهنگی و گردشگری آذربایجانغربی است و همه ظرفیتهای موجود برای تکمیل و بهرهبرداری از آن باید به کار گرفته شود.🤝 او همچنین از تشکیل ستاد ملی پیگیری امور مرتبط با شمس تبریزی با همکاری انجمن عرفان اسلامی خبر داد و افزود: هماهنگی میان دستگاههای اجرایی، مدیریت استان، فرمانداری و مدیریت شهری میتواند نقش مؤثری در رفع موانع و شتاببخشی به عملیات اجرایی داشته باشد.🌐 کردونی با تأکید بر ظرفیت فراتر پروژه شمس تبریزی از یک طرح عمرانی، اظهار کرد: این مجموعه میتواند به یکی از زیرساختهای مهم توسعه گردشگری فرهنگی و ادبی در شمالغرب کشور تبدیل شود و بهرهبرداری از آن باید با نگاهی جامع به جایگاه فرهنگی، ادبی و معنوی شمس تبریزی دنبال شود.
رقابت بیش از ۴۶۳ هزار داوطلب در دومین روز کنکور🔹رقابت بیش از ۴۶۳ هزار داوطلب در دو گروه "علوم انسانی" و "ریاضی و فنی" در دومین و آخرین روز کنکور ۱۴۰۵ هم اکنون در حال برگزاری است.
#هواشناسیخوی امروز، جمعه ۳۰ مرداد ۱۴۰۵، هوایی آرام و عمدتاً آفتابی دارد و #دمای آن در گرمترین ساعات به حدود ۳۱ تا ۳۴ درجه سانتیگراد میرسد.آسمان در بیشتر ساعات صاف است و تنها در بخشهایی از روز احتمال شکلگیری #ابرهای پراکنده وجود دارد. #باد امروز چندان نیرومند نیست و با سرعتی ملایم میوزد؛ بنابراین انتظار تغییر محسوس دما بر اثر وزش باد وجود ندارد.احتمال #بارندگی نیز بسیار پایین و حدود یک درصد برآورد شده است؛ در نتیجه، بارش قابلتوجهی برای خوی پیشبینی نمیشود. اما چهره متفاوت هوا از غروب به بعد نمایان میشود؛ با فروکش کردن گرمای روز، دما بهسرعت پایین میآید و شب خوی با هوایی حدود ۱۸ تا ۱۹ درجه، حالوهوایی خنکتر و مطبوعتر پیدا میکند.در مجموع، امروز را میتوان روزی گرم و آفتابی در ساعات روز و خنک و آرام در شب دانست؛ بدون نشانه جدی از بارش یا ناپایداری جوی.
#موسیقیهرکسی لایق آن نیست که عاشق باشدیعنی این مایه کسی راست که لایق باشد
🔹حدیث بیپایان سارای و خانچوبان🌻 در میان تپه زارهای مخملین آذربایجان در خاک فرش زردار موغان، افسانه پرشوری بهوقوع پیوست که سالیان درازی به شکل فولکوریک سینه به سینه مردم آذربایجانی نقل گشته است. #سارا (سارای) دختر پرشوری بود با مژه هایی بلند و شوخ و نگاههایی نافذ و جذاب.وی با تکیه بر نیروی بزرگ عشق خویش تدبیر شجاعانه ای اندیشید که همین اراده اش، او را در میان افسانه های حیرت آمیز تاریخ آذربایجان قرار داد.آنگاه که کوزه به دوش از راه باریکه ای به سوی چشمه دهکده پای می گذاشت، از بزرگ و کوچک دل هر بیننده ای را به تپش رعد وار می انداخت. با همه این شور و زیبایی او در صبحگاهی عطر آمیز به عصیان دل چوپانی صمیمی از همان اهالی جوابی بس صمیمانه داده بود و از آن پس در قصر آرزوهایش با لباس سپید عروسی خود ، همای سعادت #خان_چوبان شده بود. عشق عریان آنها همچون اسبی سرکش در کناره های رود #آرپا در جلگه موغان ، تپه های علف پوش ، باغها و گلها را در می نوردید و به پیش می تاخت. این عشق آتشین و صادق، زبانزد همه مردمان روستاهای موغان شده بود.🎶 خان_چوبان جوان تنومندی بود که یک لحظه نیز نی لبکش را زمین نمی گذاشت. وقتی در سایه درختی یا پای چشمه ای می نشست با نی خود سوزناکترین آهنگ ها را می نواخت و در هجران و درد اشتیاق #سارا آشکارا می سوخت. در دیدارهای گه گاه آنها، رویاهای شیرین حیاتشان ترسیم می شد و این مسایل هر بار شکل و شمایل زیباتر و بزرگتری به خود می گرفت. اما از شوربختی این دوجوان دلداده، همه چیز گویا تصمیم داشت به گونه ای دیگر اتفاق بیافتد.بعد از مدتی کوتاه، حکایت عشق آتشین سارا و خان_چوبان با دخالت ها و دست درازی یکی از بیگ های منطقه، رنگ و بوی تراژدی به خود گرفت و وارد مرحله تازه ای شد.#بیگ با دارو دسته خود به روستای محل سکونت سارا آمده و پدر او را مرعوب کرده بود که اگر سارا را با خود نَبَرد، روزگارشان سیاه خواهد شد.آن زمان دوره خان و خانی بود و هرکس که زر و زور بیشتری داشت در چپاول و غارت مال و ناموس مردم صاحب دست گشاده تری بود. از این رو طبعاً آتش هوس و میل وحشیانه بیگ به سارا می توانست سرنوشت عشق و حیات آنها را به زیر هاله ای از تاریکی و بدبختی بکشاند.🥀 در این ایام خان چوبان به اقتضای کارش از سارا دور بود. بیگ و اطرافیانش با فرصت طلبی برای بردن سارا به روستا بر آمدند. فضای حزن آلود این اقدام همه را در فکری عمیق فروبرده بود. مسلماً در مقابل تصمیم بیگ هیچ کس را مخصوصاً سارای نحیف و ظریف را یارای مقاومتی نبود.سارا که خود را در مقابل ستمی آشکار می دید، نمی توانست خاموش و ساکت بنشیند و خود را به دستان آلوده بیگ بسپارد. به همین خاطر، وی با تکیه بر نیروی بزرگ عشق خویش، تدبیر شجاعانه ای اندیشید که همین اراده اش، او را در میان افسانه های حیرت آمیز تاریخ آذربایجان قرار داد.🌊 سارا در یک غروب غم انگیز موغان برای رهایی از آن فتنه ستمبار، جسم و قلب بزرگوار و پرشور خود را برای همیشه به #آرپاچایی یا همان رود ناآرام #آرپا سپرد تا دنیا شاهد شهامت و بزرگی انسانهای پاک و با شرافت باشد.✨ امواج آرپا چایی، سارای زیبا را همانند دسته گلی روی دستهای خود برد و بدین ترتیب دفتر عشق ناکام دیگری بسته شد؛ اما تا ابد جاودانه شد.
