📝ادامهٔ ادعاهای کردها بر دورترین نقاط ایران ■▫️خراسان واژهای کردی است؟ نامی که کردها به آن میدادن…
انتشار: 2026/06/23 16:13 UTC
📝ادامهٔ ادعاهای کردها بر دورترین نقاط ایران ■▫️خراسان واژهای کردی است؟ نامی که کردها به آن میدادند!مطلب دیگری درباره ریشهشناسی نام خراسان:ادعای زبانشناس اینستاگرامی کُرد :خراسان واژهای کردی است ■▫️بررسی ریشه واژه «خراسان» در متون ساسانی (پهلوی میانه)نام خراسان (در پهلوی: xwarāsān یا xwarāsān) ریشهای کاملاً ایرانی و پهلوی دارد و به معنای «جای آمدن خورشید» «طلوعگاه خورشید» یا «مشرق/خاور»است. ساختار زبانی و ریشهشناسی- خور (xwar): خورشید (ریشه ایرانی باستانی hvar-).- آسان/آیان (āsān/āyān): صفت فاعلی از بن ās- به معنای «آمدن، برآمدن، رسیدن» (از اوستایی *ā-nsa-* و ریشه هندواروپایی مرتبط با نزدیک شدن/رسیدن).- پسوند /ـان (ـān): صفتساز یا مکاننما.ترکیب کامل: «جایی که خورشید از آن میآید» این واژه در پهلوی اشکانی (پارتی) به شکل (hōrāsān) و در پهلوی ساسانی (xwarāsān) ثبت شده است.در متون و ساختار اداری ساسانی دوره ساسانی (بهویژه از زمان خسرو انوشیروان، سده ۶ میلادی)، ایرانشهر به چهار 《کوست》 (بخش بزرگ جغرافیایی/اداری) تقسیم شد:•خراسان (خوراسان): خاور/شرق (شامل مناطق نیشابور، مرو، هرات، بلخ و فراتر).• خوربران (باختر/غرب).• نیمروز (جنوب).•اپاختر (شمال).این تقسیمبندی در متن مهم پهلوی «شهرستانهای ایرانشهر» (از متون ساسانی/اوایل اسلامی که ریشه ساسانی دارد) ذکر شده است. هر کوست تحت فرمان یک اسپهبد (سپهبد) قرار داشت.فخرالدین اسعد گرگانی در *ویس و رامین* (سده ۵ هجری) این ریشه را دقیقاً نقل میکند و آن را «زبان پهلوی» مینامد: «خراسان آن بود کز وی خور آسد... خراسان را بود معنی خورآیان».● وجود تاریخ مکتوب زبان فارسی و فقدان آن در زبان کردیزبان فارسی از دیرباز تاریخ مکتوب غنی و پیوستهای دارد. واژگان آن در متون کهن ثبت و ضبط شدهاند. وقتی میگوییم فلان واژه فارسی است، به همین متون استناد میکنیم. در زمان نگارش این متون، قومیتی به نام «کرد» به معنای امروزی وجود نداشت؛ «کرد» در منابع کهن به معنای مردمان چادرنشین و رمهگردانان کوچرو به کار میرفته است.عرب لهجهای که مدعی کردی بودن این واژگان باید ابتدا تاریخ زبانی مکتوب و مستند برای زبان کردی ارائه دهد که فاقد آن است.برای نمونه، نام «خراسان» به شکل «خور آسد» در منظومهٔ *ویس و رامین* فخرالدین اسعد گرگانی ثبت شده است. خود اسعدی طوسی نیز در شعر خویش میگوید: خراسان را یکی معنی خورآیان کجا از وی خور آید سوی ایران!و نیز: خور آسد را بود معنی خور آید عراق و پارس را خور زد آیدرودکی سمرقندی هم سروده است:از خراسان آن خور طاووسوش سوی خاور میخرامد شاد و خوششاهدی دیگر از ترجمهٔ رسالهٔ قشریه: «از سفیان ثوری همی آسد که زهد اندر دنیا کوتاهی امل است، بدان نیست که جامهٔ خشن پوشی و طعام خشن خوری.»«خور» حتی در نام «خورشید» نیز آمده است اما در این متون، واژهها و افعال «خور» به جای «خورشید» و «آسد» به جای «آید» آمده که در فارسی میانه و نوین تدریجاً متروک شده است. این متون، سند و گنجینهٔ زبان فارسی هستند.کردها میگویند «ما این واژه را داریم، پس مال ماست» و در صدد تصاحب میراث زبان پهلوی و پارسیک برمیآیند، در حالی که خود ادبیات مکتوب و اسناد پیوستهای ندارند که این نامها و افعال و اصطلاحات را ثبت کرده باشند . بسیاری از واژگانی که امروز عامیانه به نظر میرسند، احتمالاً در متون ازدسترفتهٔ فارسی وجود داشتهاند، اما نویسندگان کلاسیک معمولاً از واژگان عامیانه دوری میجستند. بنابراین دایرهٔ واژگان فرهنگهای فارسی بسیار گستردهتر از آن چیزی است که امروز ثبت شده و احتمالا دوبرابر امروز بوده است .■▫️ در کردی، اصطلاح «خورهلسان» وجود ندارد و واژهای نوساز است«خور هلسان» اصطلاحی تازهساخته در گویش کردی جنوبی است و حتی در کردی سورانی (که پایهٔ ادبیات معاصر کردی است) رواج ندارد. این ترکیب در هیچ متن کهن یا ادبیات صدسالهٔ سورانی دیده نمیشود و حتی نزد عوام کرد نیز پیشینه ندارد و به کار نمیرود .اصطلاح «خورهلات» به معنای مشرق نیز از ابداعات ناسیونالیسم سورانی معاصر است و ریشهای کهن ندارد. از نظر ریشهشناسی و قواعد زبانشناسی تاریخی، ربط دادن «خراسان» به «خورهلسان» فاقد پایهٔ علمی است.«خورهلسان» یا «خورهلات» در ادبیات کلاسیک و شفاهی سورانی یا کرمانجی و کردی جنوبی وجود ندارد. این اصطلاحات تازهساز دستگاه ناسیونالیسم در دهههای اخیر هستند و حتی در گویشهای عامیانه سنتی کردها هم رایج نیستند.کردها حتی برای جهت «چپ» واژهای بومی و مستقل ندارند و آن را با دبیره لت لت سورانی به صورت «چهپ» و چپگرا را به صورت «چهپ گهرا» مینویسند.

