📝پازل نشانهها؛آیا کردها قرار بود با پشتیبانی هوایی ایالات متحده و اسرائیل وارد ایران شوند؟■ بازگشت…
انتشار: 2026/06/30 12:34 UTC
📝پازل نشانهها؛آیا کردها قرار بود با پشتیبانی هوایی ایالات متحده و اسرائیل وارد ایران شوند؟■ بازگشت صدای آمریکا و تبدیل این کانال به یک رسانه کردیدر تمام پروژههای تغییر رژیم، مرحله رسانهای معمولاً پیش از مرحله میدانی آغاز میشود. این الگوی تکرارشونده در عملیاتهای اطلاعاتی قدرتهای بزرگ است: ابتدا ساخت روایت، مشروعیت و هویت برای بازیگران مورد نظر، سپس ورود عملیاتی.بازگشت صدای آمریکا با مدیریت علی جوانمردی و حضور پررنگ کردهای تجزیهطلب و جریانهای ضد ملی یک تصمیم صرفاً رسانهای نبود. این اقدام بخشی از فرآیند مشروعیتبخشی سیاسی به یک بازیگر خاص (کردها) به نظر میرسد.پرسش کلیدی این است: چرا در میان جریانهای سیاسی مخالف ، ناگهان چنین تریبون گسترده و برجستهای در اختیار کردها قرار گرفت؟رسانه پیش از ورود یک بازیگر به صحنه، برای او سه چیز میسازد: هویت سیاسی، مشروعیت بینالمللی و پایگاه اجتماعی. شمار بسیار زیاد خبرنگاران و کارشناسان کردی در این تلویزیون، چهرههای ضد ملی، سانسور صدای ملت ایران و تمرکز غیرعادی بر کردها بهویژه جناحهای تجزیهطلب را نمیتوان جدا از تحولات میدانی غرب ایران تحلیل کرد. این پوشش رسانهای گویی مأموریت داشت افکار عمومی (هم داخل ایران و هم خارج) را با بازیگری آشنا کند که قرار بود در مرحله بعد نقشی فراتر از یک نیروی حاشیهای ایفا کند؛ دقیقاً همان الگویی که پیشتر در مورد برخی بازیگران در عراق، افغانستان، سوریه یا لیبی دیده شد.■ ▫️اتحاد ناگهانی احزاب کردییکی از قدیمیترین و پایدارترین مشکلات جریانهای کردی، پراکندگی عمیق و رقابتهای درونی بوده است. اختلافات ایدئولوژیک، شخصی و سازمانی میان این احزاب پیشینهای چند دههای دارد؛ تا جایی که در دهه ۹۰ میلادی هزاران نفر از نیروهای یکدیگر را در جنگ داخلی کردستان عراق کشتند. همچنین کومله و دموکرات در لابهلای جنگ با ایران با یکدیگر نیز وارد جنگ داخلی شدند.با این حال، درست در آستانه بحران، روندی معکوس آغاز شد. گروههایی که سالها با یکدیگر دشمنی داشتند، به سمت هماهنگی و اتحاد حرکت کردند ، هرچند این اتحاد ناپایدار بود و به سرعت فروپاشید.اتحاد ناگهانی نیروهای پراکنده و متخاصم معمولاً تصادفی نیست. چنین ائتلافهایی اغلب هنگامی شکل میگیرند که یک مأموریت مشترک و یک حامی قدرتمند خارجی با اهرمهای فشار و مشوق (سلاح، پول، پوشش سیاسی) در پشت صحنه وجود داشته باشد. بعدها مشخص شد که این هماهنگی با فشار و خواست مستقیم آمریکا و اسرائیل شکل گرفته بود. به همین دلیل، پرسش کلیدی این نیست که «چرا احزاب کردی متحد شدند»؛ پرسش واقعی این است که چه پروژهای به اندازه کافی بزرگ و جدی بوده که توانست اختلافات تاریخی و خونین دههها را دستکم موقتاً کنار بزند؟■ ▫️معامله دقیقه نود؛ از نیروی نیابتی تا مطالبه خودمختاریدر مطالعات جنگهای نیابتی یک اصل شناختهشده وجود دارد: هیچ قدرت بزرگی به یک بازیگر مسلح سلاح، تجهیزات ارتباطی و پوشش سیاسی نمیدهد مگر آنکه برای او مأموریت مشخصی تعریف کرده باشد.کردهای عراق تجربه مشابهی را پیشتر پشت سر گذاشتهاند. در سال ۱۹۹۱، پس از خیزش علیه صدام، آمریکا با ایجاد منطقه پرواز ممنوع و safe haven عملاً به آنها خودمختاری داد، هرچند رسماً فقط از جنبه انسانی از آن دفاع میکرد.در دوران خیزش ژینا در شهر جوانرود واقع در استان کرمانشاه که منجر به کشته شدن هفت نفر شد، محور تورنتو-قمیکلا در اتحاد با کردها و عناصر توله تودهای همچون گلشیفته فراهانی و هانری لوی خواستار پرواز ممنوع برای کردستان شدند تا احزاب کرد وارد ایران شوند ،البته امروز مواضع فرزند بهزاد فراهانی کمونیست تغییر کرده و پیش از آغاز جنگ چهل روزه از احتمال حمله آمریکا انتقاد کرد و آن را در جهت فشار بر چین خواند.جنبش ژینایی اوج اسطورهسازی از کردها و روضهخوانی در وصف شجاعت و مردانگیشان بود و غلیان توهم و پارانویا باعث شده بود تا خود کردها نیز باور کنند برای تحمیل فدرالیسم به دولت مرکزی یا اپوزیسیون، برقراری پرواز ممنوع کافی است و از عهده نیروهای نظامی و همینطور کردهای شیعه و آذریها برخواهند آمد.اما اینبار، درست در لحظهای که پروژه به نظر میرسید وارد مرحله عملیاتی شده، معادله تغییر کرد. همان نیروهایی که قرار بود نقش پیادهنظام را ایفا کنند (احزاب کردی)، به جای اجرای مأموریت، مطالبات سیاسی خود را روی میز گذاشتند. موضوع دیگر صرفاً ورود هماهنگ به ایران نبود؛ بحث بر سر خودمختاری و فدرالیسم بود.@iranban_kord

