■▫️حال به سراغ مسعودی، بزرگترین مورخ و مردمشناس عرب میرویم:مسعودی چند نظریه را به نقل از ایرانیان…
انتشار: 2026/07/06 11:20 UTC
■▫️حال به سراغ مسعودی، بزرگترین مورخ و مردمشناس عرب میرویم:مسعودی چند نظریه را به نقل از ایرانیان و اعراب و خود کردها آورده است و در التنبیه و الاشراف میگوید «ایرانیان معتقدند که کرد از نسل کرد بن اسفندیار بن منوچهر است از آن جمله کُردان بازنجان و شوهنجان و شاذنجان و نشاوره و بوذیکان و لریه و جورقان و بارسیان و جلالیه و مسکان و جبارقه و جروغان و کیکان و ماجردان و هذبانیه و غیره که در قلمرو فارس و کرمان و سجستان و خراسان و ماه بصره و کوفه و مهسبذان و ایغران که برج کرج ابیدلف باشد و همذان و شهر زور و دراباذ و صامغان و آذربایجان و ارمنیه و اران و بیلغان و باب و ابواب و جزیره و شام و ثغور هستند.»سپس در نظری دیگر در تنبیه الاشراف گفته که: «برخی از متاخران و آگاهان کُرد گویند از فرزندان کُردبن مرد بن صَعصَعَه بن هوازن هستند.» و در مروج الذهب نیز ذکر کرده که: «فرزندان کُردبن مرد بن صَعصَعَه بن هوازن که در جنگ با غسانیان جدا شدهاند و همچنین برخی کردان گفتهاند که از اعراب ربیعه هستند و بخاطر پیدا کردن چراگاه و آب به کوهها کوچیدهاند و در مجاورت با دیگران، دیگر عربی حرف نمیزنند». در مروج الذهب آمده که: «بنمعد بن عدنان که از قدیم از بدنه اعراب جدا شدهاند و با اقوام دیگر چون عجم و فارس ساکن آبادیها و شهرها، همجوار شدهاند، پس زبان خود را از دست داهاند و قبایل کُرد زبانشان عجمی شده است»و در تنیبه الاشراف نیز آمده که: «برخی کُردان بر این باورند که از ربیعه و سپس از بکر بن وائل هستند و در روزگار قدیم به سبب جنگ بین خودشان به سرزمین عجمان افتاده و زبانشان عوض شده است»بنابراین از مجموع گفتههای این نسبشناسان میتوان نتیجه گرفت که برخی از کردان نواحی غربی، عربهای ایرانیزبانی شده بودند و تازه این جدای از روایت شرفخان بدلیسی است که نیمی از قبایل و خاندانهای کرد را عربتبار معرفی میکند!بنابراین برخلاف آنچه ناسیونالیستهای کرد و ایرانی میکوشند تا کردها را نژادی خالص بشناسانند اتفاقا تبار عربی بخش بزرگی از آنان در تواریخ و اسنادی که خود نوشتهاند از جمله شرفنامه روشن است و اسطورههای نژادی ساخته و پرداخته ناسیونالیسم صد سال اخیر است .■▫️اما حال به سراغ اکراد خالص و اصیل اصفهان برویم: ابن واضح یعقوبی درمورد مردم اصفهان میگوید که :« عربشان اندک است و بیشتر اهالی آن از عجم و اشراف دهقانند و سپس در شمارش مناطق اطراف اصفهان میگوید در حدفاصل روستاهای بران، میرین، قامدان، فریدین و فهمان، کردها و مردم بههم آمیخته از عجم که در شرافت به دیگران نمیرسند، آنجا هستند که اشراف عجمهای اصفهان آنان را «لیبه-یعنی دیوانه» مینامند.»همانگونه که مشاهده میکنید، او میگوید در حدفاصل این روستاها، اکراد زندگی میکنند و این باز اشاره به زندگی پراکنده غیر ساکن است. اما سری هم به آذربایجان بزنیم: ■▫️ابنحوقل نیز در صورتالارض شهرهای آذربایجان را اردبیل، مراغه، تبریز، ارمیه، اشنه(اشنویه)، میانج، خونج، داخرقان، خوی، سلماس، مرند، برزند، ورثان، موقان، بیلقان و جابروان میشمارد و درباره اشنویه میگوید :«ییلاق اکراد هذبانیه است و برای چرانیدن احشام خود به آن میآیند.»■▫️اما حمدالله مستوفی در نزهت القلوب نکته جالبی میگوید: «مردم سلماس سنی پاکدینند و پیوسته با اکراد در محاربه باشند و خصومت همیشه در میانشان قائم بود و چون ذاتی و موروثی است اصلاح پذیر نیست.»از سوی دیگر هم اصطخری و هم ابنحوقل متذکر میشوند که شهرزور و سهرورد به دست کردان افتاد و برآن غلبه کردهاند یعنی کردها در شهرزور و سهرورد غیر بومی بودهاند و این شهرها را اشغال کردهاند و به دلیل تازشهای آنان این شهرها رو به خرابی رفتهاند. همه اینها بدینمعناست که همانگونه که تئودور نولدکه در کتاب ایرانیان و اعراب در روزگار ساسانیان[بخشی از ترجمه تاریخ طبری] متذکر شده، کرد در کنار مفهوم رمهگردان، بار راهزنی و ویرانگری هم داشته و به گفته نولدکه معنی انسان دور از فرهنگ نیز میداده است و به همین دلیل تا پیش از آنکه کرد معنای قومی پیدا کند ابن واضع یعقوبی ،کردها را از نظر شرافت در حد و پایه سایر ایرانیان نمیداند و اشراف اصفهان آنان را دیوانه خواندهاند چرا که بخشی از معیشت کردها به عنوان مردمانی عشایر با راهزنی و اشغال سرزمینهای دیگر تامین میشده است .@iranban_kord

