📝واقعا هیچ دوستی به جز کوهستان؟ ■▫️وابستگی ساختاری کردها به قدرتهای بزرگ؛ پیروزی در هنگام حمایت شد…
انتشار: 2026/07/09 12:26 UTC
📝واقعا هیچ دوستی به جز کوهستان؟ ■▫️وابستگی ساختاری کردها به قدرتهای بزرگ؛ پیروزی در هنگام حمایت شدن و فرار به محض پایان پشتیبانی در اواخر دهه 80 و اوایل دهه 90 که فیسبوک به جای اینستاگرام رواج داشت، کردها و حامیان چپ و پانایرانیست(آن زمان هنوز پروژه…1: حذف ترکها از آناتولی شرقی و میانرودان شمالی و گسترش عمارتهای کردی: در سده 15 میلادی، آناتولی شرقی و میانرودان شمالی که امروزه بخش شمال و جنوب و غرب مندرآوردی کردستان را تشکیل میدهند، مملو از قبایل ترک و کرد و شهرنشینان و روستانشینان ارمنی و آشوری بود، اما حکومت آن و افزون بر آن ، ایران تا کویر مرکزی در دست دو کنفدراسیون ترکِ قرهقویونلو و آققویونلو بود و کردها به عنوان متحدان این حکومتها رابطه خوبی با ایشان داشتند. با ظهور صفویه، کردها فرصت را مناسب دیده و به جای پشتیبانی از متحدان ترک خود، از پشت به ایران خنجر زده و کوشیدند تا سرزمین ترکمانان را تصرف نموده و با صفویانِ ترک متحد شوند، اما شاه اسماعیل صفوی که از سنیها نفرت داشت سران ایشان را به بند کشید و قلمرو آنان را به سران قزلباش بخشید. درنتیجه هنگام بروز جنگ چالدران، امارتهای کرد آناتولی به عثمانیان پیوستند و پس از پیروزی سلطان سلیم، او سرزمینهای تخلیه شده ترکمانان و قزلباشان را به امرای کرد سپرد و اینچنین عملا قلمرو امارتهای کرد چند برابر شد.2: شورشهای امارتهای بابان و سوران: دو مورد از امارتهای کردی سدههای 18 و 19 میلادی در همسایگی ایران در عراق امروزی، امارتهای سوران در رواندز و بابان در سلیمانیه بودند و همیشه با پاشانشینهای عثمانی و امارتهای کردی همسایه اختلاف داشتند و بنابراین از پشتیبانی همسایه بزرگتر یعنی ایران بهره میبردند. آنچنانکه: الف: طی شورش سلیمپاشای بابان علیه والی بغداد، او به کریمخان زند پناهنده شد و با پشتیبانی ارتش ایران قلمرو خود را پس گرفت.ب: بعد از او نیز عبدالرحمن پاشای بابان علیه پاشای بغداد شورش کرد و به ایران پناهنده شد و محمدعلیمیرزا دولتشاه حاکم کرمانشاه و خسروخان اردلان به فرمان فتحعلیشاه قاجار، دوبار مقام و قلمرو او را برایش پس گرفتند. مطالعه بیشتر: t.me/iranban_kord/3762%D8%AC: در مرحله بعدی میرمحمد امیر امارت سوران معروف به میر کور رواندز که به دنبال ایجاد حکومت کردی بود، قبایل کرد اطراف را تابع کرد و به امارتهای کردی اطراف خود حمله کرد و برخی از آنان(امارت بادینان و امارت داسنی متعلق به ایزدیها) برای برای همیشه منقرص کرد و علیه عثمانی شورید. او به علت تعصب مذهبی چندینبار دست به کشتارهای گسترده از ایزدیها و آشوریهای شمال عراق زد به گونهای که انگلستان وایگسطه شد تا دولت عثمانی او را تحت فشار بگذارد تا به کشتار آشوریان مسیحی پایان دهد . با اینکه او یکبار به مکریان نیز حمله کرد بود، اما وقتی درخواست کمک داد، محمدشاه شمار زیادی تفنگ و همچنین چندین استاد تفنگساز و توپریزی همچون استاد رجب تبریزی را برای کمک به او فرستاد. او همچنین در اواخر شورش خود از حمایت محمدعلی پاشا، والی شورشی مصر نیز برخوردار شد و چندبار والی بغداد را شکست داد اما در نهایت از سردار عثمانی به نام رشید محمدپاشا شکست خورد و سپس علمای کرد فتوا دادند که هرکس با خلیفه بجنگد زنش بر او حرام است و بدین ترتیب کردها جانب میرمحمد رواندز (که برای جلب نظر همین علما، آشوریها و ایزدیها را قتلعام میکرد) پراکنده شدند و او ناچار تسلیم رشیدمحمدپاشا شد. مطالعه بیشتر: t.me/iranban_kord/3907%D8%AF: نفر بعدی اما بدرخان بیگ امیر امارت بوتان بود که مدتی متحد میرمحمد بود اما به علت سیاستهای سختگیرانه او و فتوای علما به جناح عثمانی پیوسته بود. او را نخستین کسی میدانند که به دنبال تشکیل کشور کردستان افتاد. او با حمایت محمدعلیپاشای مصر و در اتحاد با امارت حکاری علیه عثمانی شورش کرد و طبق معمول روش کردها برای تشکیل سرزمین کردی، به جان گروههای غیرر مسلمان افتاد و درنتیجه در راستای پاکسازی قومی آشوریهای حکاری، به کشتار ایشان پرداخت و توانست 20 درصد جمعیت ایشان را نابود کند. او همچنین دست به کشتار ایزدیها زد و توانست ایزدیهای منطقه طورعابدین را به زور مسلمان کند. در نهایت او طی لشگرکشی سردار عثمانی به نام عمرپاشا که از پشتیبانی انتقامجویان ایزدی و آشوری برخوردار بود شکست خورد و پس از هشت ماه محاصره تسلیم شد.@iranban_kord

